قیچی آرایشگری

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
پشت خاكریز جمع شده بودیم و به صحبت های فرمانده گردان گوش می دادیم. بحث از جنگ افزارها بود و وسایل نظامی مورد نیاز. فرمانده تأكید می كرد كه قبل از جابه جایی آن ها را كنترل كنیم و اگر كم و كسری داریم صورت بدهیم. آخر جلسه از برادران خواست اگر كسی سؤالی دارد […]
پشت خاكریز جمع شده بودیم و به صحبت های فرمانده گردان گوش می دادیم. بحث از جنگ افزارها بود و وسایل نظامی مورد نیاز. فرمانده تأكید می كرد كه قبل از جابه جایی آن ها را كنترل كنیم و اگر كم و كسری داریم صورت بدهیم. آخر جلسه از برادران خواست اگر كسی سؤالی دارد و بخشی از حرف هایش نامفهوم مانده بپرسد. از میان جمعیت، بسیجی مسنی برخاست. دستش را به علامت پرسش بلند كرد، همه تصور كردند می خواهد از جزییات مقابله با دشمن بپرسد، اما گفت:«من قیچی مخصوص آرایشگری ندارم!»