قایم موشك

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
در چادر یا سنگر وقتی دور هم نشسته بودیم چشم یك نفر را با چفیه می بستیم و از او می خواستیم بگردد و ما را پیدا كند. هیچ كس حق خارج شدن از چادر یا سنگر را نداشت و نمی توانست به آقا گرگه آسیبی برساند. دست آقا گرگه به هركس كه می خورد […]
در چادر یا سنگر وقتی دور هم نشسته بودیم چشم یك نفر را با چفیه می بستیم و از او می خواستیم بگردد و ما را پیدا كند. هیچ كس حق خارج شدن از چادر یا سنگر را نداشت و نمی توانست به آقا گرگه آسیبی برساند. دست آقا گرگه به هركس كه می خورد چفیه را به چشم او می بستیم. اما تا دست اوبه چنین كسی بخورد چندین مرتبه با دیوار، ظرف غذا و هر چه سر راهش بود برخورد می كرد و بعضاً به زمین می افتاد كه همه به او می خندیدیم.
همین بازی را بچه های بوشهر با اصطلاح “قایم قایمو“ داشتند. در جبهه دو گروه می شدند. یك گروه در خرابه ها و سنگرهای اطراف پنهان می شدند و گروه دیگر كه به اصطلاح چشم گذاشته بودند با هم می گشتند و آن ها را پیدا می كردند.
ترتیب دیگر كه شاید خیلی نزدیك به قایم موشك به معنی رایج آن نباشد، این بود كه بچه ها چشم یكدیگر را به چفیه می بستند و قرار می گذاشتند كه انواع اسلحه را با چشم بسته باز و بسته كنند. مسلماً تعداد افرادی كه موفق می شدند زیاد نبود.