عرش رفتی، مواظب ضد هوایی ها باش

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
رو به قبله كه می شد مثل این كه روی باند پرواز نشسته و با گفتن تكبیر، دیگر هیچ كس شك نداشت كه از روی زمین بلند شده است. خصوصاً در قنوت كه مثل ابر بهار گریه میكرد.مثل بچه های پدر، مادر از دست داده. راستی راستی آدم حس می كرد كه از آن نماز […]
رو به قبله كه می شد مثل این كه روی باند پرواز نشسته و با گفتن تكبیر، دیگر هیچ كس شك نداشت كه از روی زمین بلند شده است. خصوصاً در قنوت كه مثل ابر بهار گریه میكرد.مثل بچه های پدر، مادر از دست داده. راستی راستی آدم حس می كرد كه از آن نماز هاست كه دو ركعتش را خیلی ها نمی توانند به جابیاورند. نمازش كه تمام می شد محاصره اش می كردیم، یكی از بچه ها می گفت:«عرش رفتی، مواظب ضد هوایی ها باش» دیگری می گفت:«این قدر میری بالا یه دفعه پرت نشی پایین، بیفتی رو سرما».