شیمیایی شده

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
گاهی بی كار كه می شدیم شوخی و شیطنتمان گل می كرد؛ می نشستیم عقلمان را روی هم می ریختیم تا حقه ای سوار كنیم. یك دفعه می دیدی یكی شد مجروح و افتاد روی زمین به حالت از خود بی خودی و با همان دوز و كلك هایی كه بلد بود، ما هم می […]
گاهی بی كار كه می شدیم شوخی و شیطنتمان گل می كرد؛ می نشستیم عقلمان را روی هم می ریختیم تا حقه ای سوار كنیم. یك دفعه می دیدی یكی شد مجروح و افتاد روی زمین به حالت از خود بی خودی و با همان دوز و كلك هایی كه بلد بود، ما هم می شدیم نزدیكانش. بعد می رفتیم زیر دو خمش را می گرفتیم و می بردیمش بهداری. با ترس و دلهره ای كه سعی می كردیم از خودمان بروز بدهیم، اول دكتر دستپاچه می شد اما طبیعتاً، بعد از معاینه معلوم می شد كه نه هیچ چیزش نیست. منتها چون او خودش را بی حال نشان می داد، دكتر رو به ما می كرد كه :«چه اش شده؟» ما به هم نگاه می كریدم و می گفتیم:«ا.. احتمالاً شیمیایی شده» و اگر او با تعجب ناشی از ندیدن علایم شیمیایی می پرسید:«شیمیایی؟» فوری حرف را بر می گرداندیم كه:«نه نه، رادیو اكتیویته» و اگر او دوباره از حرف ما تعجب می كرد، می گفتیم:«احتمالاً گال دارد. بله گال دارد. اصلاً او گالیور است» كه می گفت:«این مزخرف ها چیه كه می گید؟» این جا بود كه مجروح خود به خود به هوش می آمد و هر سه، پا می گذاشتیم به فرار.