شهلا و پروین

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
كسی كه قبل از ما مسئول محور بود، كُدهای معروف گردان ها و گروهان ها و ادوات را از اسامی زنانه انتخاب كرده بود، برای رَد گم كردن، كه دشمن تصور نكند سپاه در خط است. شبی آتش سنگین شده بود، مسئول محور از من خواست ادوات و توپ خانه را گوش كنم. معرف اداوت […]
كسی كه قبل از ما مسئول محور بود، كُدهای معروف گردان ها و گروهان ها و ادوات را از اسامی زنانه انتخاب كرده بود، برای رَد گم كردن، كه دشمن تصور نكند سپاه در خط است. شبی آتش سنگین شده بود، مسئول محور از من خواست ادوات و توپ خانه را گوش كنم. معرف اداوت شهلا بود و معرف توپخانه پروین. هر چه سعی كردم، آن طرف صدای ما را نگرفتند. تداركات كه معرفش اصغر بود آمد روی خط و ما را گرفت. مسئول محور بدون این كه به مفهوم جمله توجه كند حسب عادت و عرف گفت:«اصغر اصغر، اگر صدای ما را می شنوی دست شهلا و پروین را بگیر بگذار در دست ما» و بعد از گفتن این جمله به خودش آمد و از فرط خنده ولو شد روی زمین كه این چه حرفی بود زدم! دستور داد كه همان لحظه معرف ها را عوض كنیم.