شلوارش مال من است

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
در حال و هوای آماده شدن برای عملیات و جمع و جور كردن وسایل و تحویل آن ها به تعاون كافی بود یكی از دهانش در بیاید كه برادر فلانی ـ فرمانده هسته ـ شهید می شود و برو برگرد هم ندارد و این دفعه بچه ها هستند كه او را در منطقه جا می […]
در حال و هوای آماده شدن برای عملیات و جمع و جور كردن وسایل و تحویل آن ها به تعاون كافی بود یكی از دهانش در بیاید كه برادر فلانی ـ فرمانده هسته ـ شهید می شود و برو برگرد هم ندارد و این دفعه بچه ها هستند كه او را در منطقه جا می گذارند و می آیند. آن وقت دسته جمعی می ریختیم سر وسایل فرمانده دسته و دل و رودۀ كوله و كیف و ساكش را در می آوردیم و سنگر می شد عین بازار كهنه فروش ها. بچه ها هر چه داشت می كشیدند بیرون و روی دست می گرفتند كه:«پیراهن كره ای؛ شلوار اسراییلی؛ فانوسقۀ عراقی، در حراجی بی نظیر؛ زیر قیمت خرید؛ مفت مفت؛ مال بی صاحبه و الا این قیمت نمی دادم!» و بنا می كردند از دست هم كشیدن كه:«قرآنش را من اول برداشتم»؛ یا :«اوركتش را قبلاً بخشیده به من»؛ و دیگری: «چفیه اش مال داداش صیغه ایشه»؛ كه اگر شخص ریشش را توی جبهه سفید نكرده بود چه بسا قالب تهی می كرد.