سی و سه ، سه سیخ جیگر

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
آمد كنار پنجرۀ ماشین. همین طور كه سرش پایین بود و قلمش رو كاغذ پرسید :«شماره ماشین؟» راننده گفت:«سی و سه سه سیخ جیگر یه گوجه روش». بندۀ خدا سی و سه را نوشته و ننوشته. با تعجب پرسید:«سی و سه چی؟» راننده سرش را با تظاهر به بی حوصلگی برگرداند كه یعنی چند دفعه […]
آمد كنار پنجرۀ ماشین. همین طور كه سرش پایین بود و قلمش رو كاغذ پرسید :«شماره ماشین؟» راننده گفت:«سی و سه سه سیخ جیگر یه گوجه روش». بندۀ خدا سی و سه را نوشته و ننوشته. با تعجب پرسید:«سی و سه چی؟» راننده سرش را با تظاهر به بی حوصلگی برگرداند كه یعنی چند دفعه بگویم. بیچاره رو به دوستش كرد كه:«تو فهمیدی؟» و او كله اش را تكان داد و شانه اش را بالا انداخت كه نه! بعد راننده گفت:«اصلاً خودت برو بخوان، چرا از من می پرسی؟ تو كه حرف مرا قبول نداری!» و او رفت جلو ماشین، نگاهی به پلاك، نگاهی به ما، سرش را به علامت تأسف تكان داد كه:«امان از دست شما تهرانی ها!