سلامتی خدا صلوات

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
بچه ها صدایش می كردند حسین لاتی! خودش می گفت من لات خمینی ام. عتیقه ای بود؛ راه به راه اُورد صلوات می داد ما هم دوستش داشتیم. سر نترسی داشت. از سر لوطی گری هم كه بود نمی گذاشت به ما بد بگذرد. مشتری پر و پا قرص جبهه بود. از هیچ كاری روگردان […]
بچه ها صدایش می كردند حسین لاتی! خودش می گفت من لات خمینی ام. عتیقه ای بود؛ راه به راه اُورد صلوات می داد ما هم دوستش داشتیم. سر نترسی داشت. از سر لوطی گری هم كه بود نمی گذاشت به ما بد بگذرد. مشتری پر و پا قرص جبهه بود. از هیچ كاری روگردان نبود هوای بر و بچه های كم سن و سال و ضعیف و نحیف را خیلی داشت. اسمش بود كه هفته ای یك بار شهرداره، اما در واقع، همیشه به راه بود. وقتی اوضاع و احوالمان خوب بود و همه چیز بر وفق مراد انجام می گرفت تكیه كلامش این بود كه «برای سلامتی خدا صلوات!» و ما می ماندیم كه باید صلوات بفرستیم یا نفرستیم و خودش ادامه می داد:«ای والله؛ به مولا حرف نداره. خیلی آقاست؛ همۀ برنامه هاش رو حسابه».