سلاح گلی

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
شب بود. از سنگر بیرون آمده بودم و در طول خط قدم می زدم. دوگشتی عراقی را دیدم كه به سویم می آمدند. اسلحه ای نداشتم. تكه گلی را از زمین برداشتم و به آن ها حمله كردم، با یكی درگیر شدم وآن دیگری فرار كرد. نفر مقابل را كه ازترس، قدرت مقابله نداشت اسیر […]
شب بود. از سنگر بیرون آمده بودم و در طول خط قدم می زدم. دوگشتی عراقی را دیدم كه به سویم می آمدند. اسلحه ای نداشتم. تكه گلی را از زمین برداشتم و به آن ها حمله كردم، با یكی درگیر شدم وآن دیگری فرار كرد. نفر مقابل را كه ازترس، قدرت مقابله نداشت اسیر كردم و بعد از بازجویی مشخص شد كه دشمن قصد تحركاتی را درمنطقه داشت و این افراد كار شناسایی را انجام می دادند.