ریا نشود

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
دو كلمه حرف كه می خواست بزند جان همه را به لبشان می رساند، از بس می گفت:ان شاءالله كه ریا نشود. آن هم نه در حرف های خاص مثلاً راجع به كرامات و فضایل اخلاقی و آن جاهایی و آن جاهایی كه جاده باریك می شود در رابطۀ بنده با خدا، بلكه در چیزهای […]
دو كلمه حرف كه می خواست بزند جان همه را به لبشان می رساند، از بس می گفت:ان شاءالله كه ریا نشود. آن هم نه در حرف های خاص مثلاً راجع به كرامات و فضایل اخلاقی و آن جاهایی و آن جاهایی كه جاده باریك می شود در رابطۀ بنده با خدا، بلكه در چیزهای خیلی پیش پا افتاده و جزو زندگی عادی، چه عبادتش چه شجاعتش و چه هر چیز دیگر. مثلاً اگر می خواست واقعه ای را بیان كند كه به نحوی خودش هم در آن دخالتی داشت، نظیر پاكسازی میدان مین یا نجات پیدا كردن از مرگ حتمی و از این قبیل مسائل، مرتب می گفت:«ان شاءالله ریا نشه». طوری شده بود كه دیگر اگر راجع به خوردن و خوابیدن و لباس شستن هم چیزی می خواست بگوید بعضی از بچه ها به كنایه می گفتند:«برادر ریا نشه» و بعضی دیگر در تكمیل حرفش می گفتند:«سمباده بزن سیاه نشه».