دیدبان خط

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
در نیروهای دیدبان لشكر ٢٧ برادر رئیسی در كارش مهارت خاصی داشت. روزی در خط دیدبانی دكل او را زدند. تك تیر اندازهای زبر دست دشمن همیشه سعی می كردند اولین شكارشان دیدبان باشد چون دیدبان چشم خط و محور بودند. وقتی دیدبان را می زدند، بچه اصطلاحاً می گفتند كور شدیم. در آن منطقه […]
در نیروهای دیدبان لشكر ٢٧ برادر رئیسی در كارش مهارت خاصی داشت. روزی در خط دیدبانی دكل او را زدند. تك تیر اندازهای زبر دست دشمن همیشه سعی می كردند اولین شكارشان دیدبان باشد چون دیدبان چشم خط و محور بودند. وقتی دیدبان را می زدند، بچه اصطلاحاً می گفتند كور شدیم. در آن منطقه هدایت آتش خودی روی خط دشمن به عهدۀ برادر رئیسی بود و دیدبان دیگر هم شهید شده بود. درشلمچه و كانال ماهی، خط بود و او یك تن كه باید همه جارا پوشش می داد. مطلب اول حفظ جان خودش بود. او می دانست كه اگر سر بلند كند قناصه چی های دشمن پیشانی اش را متلاشی می كنند. به همین دلیل، چاره ای اندیشید. در فواصل مختلف از بچه ها خواسته بود لوله های پلیكا در داخل خاكریز كار بگذارند و سر لوله را باحرارت گشاد كنند تا او محوطۀ بیش تری را تحت پوشش قرار دهد. او می دوید و از داخل لوله اول گرا می گرفت و آتش می ریخت و گراها را ثبت میكرد و به اسم شهدا نام گذاریشان می كرد. بی سیم چی هم دنبالش حركت می كرد. عراقی ها ، ناراحت از آتش هدایت شده می دانستند كه دیدبانی در خط وجود دارد، ولی هر چه چشم می انداختند كسی از روی خاكریز سرك نمی كشید. آن ها كه از شكار او مأیوس شده بودند، كل خط را در عرض ١٥ دقیقه تبدیل كردند به جهنم تا شاید دیدبان را از كار بیندازند. او به سنگر رفته بود و هر از چند گاهی از میان لوله ها صحنه را زیر نظر می گرفت . به این طریق ، تا شب عراقی ها را سرگردان و علاف خود كرد و آن ها در آن روز موفق به پاتك نشدند و بچه های جهاد خط را تثبیت كردند.