خوب زنده مانده ای

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
در مهندسی ـ رزمی ـ جهاد رانندۀ بولدورز بود و فرمانده دسته؛ پسری فوق العاده صمیمی. معمولاً نیروی جدیدی كه می آمد به دستۀ ما، باید می رفت پیش او و نسبت به كار و منطقه توجیه اش می كرد. ظاهراً هر كدام از این برادرها كه می رفتند با هم صحبت كنند حسب عادت […]
در مهندسی ـ رزمی ـ جهاد رانندۀ بولدورز بود و فرمانده دسته؛ پسری فوق العاده صمیمی. معمولاً نیروی جدیدی كه می آمد به دستۀ ما، باید می رفت پیش او و نسبت به كار و منطقه توجیه اش می كرد. ظاهراً هر كدام از این برادرها كه می رفتند با هم صحبت كنند حسب عادت می پرسیدند:«كه چقدر سابقۀ جبهه دارید و چند وقت منطقه هستید؟!» این طور خودش تعریف می كرد، وقتی به یكی از این بچه ها گفته بود ٢٠ ماه است كه تو خط هستم، او بعد از تأملی با تعجب گفت:«٢٠ ماه؟ خوب زنده مانده ای» حالا شاید منظوری هم نداشت اما او به شوخی و جدی و با لحن خاصی می گفت:«بی انصاف، مال باباشه! خوب زنده موندم كه موندم!»