خواهرها صحبت نباشد

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
هنوز خیلی با هم دوست نشده بودیم. وقتی او شروع كرد به صحبت كردن ما هم رفتیم سر بحث خودمان. گرم گفت و گو بودیم كه مرا مخاطب قرار داد و گفت:«آن گوشه، خواهرا حرف نباشد!» حسابی برجكمان پرید. تصورش را هم نمی كردیم كه تا این حد دست به نقد و تكه پران باشد. […]
هنوز خیلی با هم دوست نشده بودیم. وقتی او شروع كرد به صحبت كردن ما هم رفتیم سر بحث خودمان. گرم گفت و گو بودیم كه مرا مخاطب قرار داد و گفت:«آن گوشه، خواهرا حرف نباشد!» حسابی برجكمان پرید. تصورش را هم نمی كردیم كه تا این حد دست به نقد و تكه پران باشد. حقیقتاً دست و پایمان جمع شد. همه می گفتند ایوالله دارد. البته بعد از جلسه از دلمان در آورد. ناگفته نماند كه ما هم بعداً از خجالتش در آمدیم. جلسه اول بود و نخواستیم خراب بشود! هر چند همان جا هم بلافاصله یكی از رفقا جوابش را چنین داد:«چایی نبات بدهید به حاج آقا!»