حالا می فهمم دنیا دست كیه

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
توالت رفتن و آمدن بچه ها هم بعضی وقت ها حكایتی داشت. از وقتی می رفتند تا موقعی كه برمی گشتند و می نشستند چه خودشان و چه دیگران كلی كلمات قد و نیم قد می تراشیدند. خود شخص وقتی سری سبك كرده بر می گشت می گفت:«زندگی حالا چقدر زیباست». می گفتیم :« وجدانت […]
توالت رفتن و آمدن بچه ها هم بعضی وقت ها حكایتی داشت. از وقتی می رفتند تا موقعی كه برمی گشتند و می نشستند چه خودشان و چه دیگران كلی كلمات قد و نیم قد می تراشیدند. خود شخص وقتی سری سبك كرده بر می گشت می گفت:«زندگی حالا چقدر زیباست». می گفتیم :« وجدانت راحت شد» می گفت:«تازه حالا می فهمم دنیا دست كیه » یا «حالا می فهمم دنیا چقدر بی ارزش است». می گفتیم :«واقعاً چشمات باز شد، راستی راستی كه زندگی را معنای دوباره بخشیدی!».