توهم سنگ و نارنجك

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
عملیات بود.قرار بود گردان پشتیبانی هم بیاید، اما آن ها بین راه گیر كردند و ما تنها ماندیم. درگیری به شدت ادامه داشت. مهمات ما دو عدد نارنجك و ١٥ عدد فشنگ بود كه دست یكی از برادران سپرده بودیم كه هوای بقیه را هم داشته باشد. به این معنی كه اگر عراقی ها آمدند […]
عملیات بود.قرار بود گردان پشتیبانی هم بیاید، اما آن ها بین راه گیر كردند و ما تنها ماندیم. درگیری به شدت ادامه داشت. مهمات ما دو عدد نارنجك و ١٥ عدد فشنگ بود كه دست یكی از برادران سپرده بودیم كه هوای بقیه را هم داشته باشد. به این معنی كه اگر عراقی ها آمدند تك تیر شلیك كند . بعد از چند دقیقه ناگهان صدای تیر شنیدیم. چیزی نگذشت كه متوجه شدیم تمام تیرهای شلیك شده است و دیگر گلوله ای نداریم. در این موقع به گروهی از عراقی ها برخوردیم. یكی از نارنجك ها را انداختیم، عمل نكرد. بعد از مدتی نارنجك دوم را انداختیم، آن هم عمل نكرد. به جایی رسیدیم كه باید از سنگ و كلوه استفاده می كردیم و آن ها را فراری می دایدم در ابتدا آن ها به خیال این كه باز هم نارنجك می اندازیم كمی دور شدند . اما وقتی فهمیدند سنگ و كلوخ است به طرف ما آمدند. در این اثنا، یكی از بچه ها نارنجكی را از كمر جنازۀ عراقی كند به محض نزدیك شدن بعثی ها به سمت آن ها انداخت كه منفجر شد و عراق ها كه دوباره فكر كردند ما نارنجك داریم، عقب كشیدند به این طریق توانستیم تا آمدن گردان پشتیبانی مقاومت كنیم.