تسبیحت را بده یك دور بزنیم

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
نشسته بودیم دورهم كنار آتش و درددل می كردیم. هر كسی تسبیح داشت در آورده بود و دور می انداخت.تسبیح های دانه درشت و سنگی وقتی روی هم می افتادند صدای چریق چریقشان دل آدم را آب می كرد. من هم دست كردم داخل جیبم كه دیدم تسبیحم نیست. از روی عادت، دستم را بردم […]
نشسته بودیم دورهم كنار آتش و درددل می كردیم. هر كسی تسبیح داشت در آورده بود و دور می انداخت.تسبیح های دانه درشت و سنگی وقتی روی هم می افتادند صدای چریق چریقشان دل آدم را آب می كرد. من هم دست كردم داخل جیبم كه دیدم تسبیحم نیست. از روی عادت، دستم را بردم طرف تسبیح بغل دستی ام تا تسبیح او را بگیرم كه دستش را كشید به نفر سمت راستی گفتم:«تسبیحت را بده یك دور بزنیم»، كه برگشت گفت:«بنزین نداره اخوی»؛ گفتم شاید شوخی می كند. به دیگری گفتم، او هم گفت پنچره! عجب! به دیگری گفتم، گفت:«موتور پیاده كردم» و بالاخره آخرین نفر گفت:«نه داداش، یك وقت می بری چپ می كنی، حال و حوصلۀ دعوا و مرافعه ندارم.»