بین راه ما را هم دعا كن

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
كسانی كه كم و بیش با خُلق و خوی او آشنا بودند می دانستند كه او كسی نیست كه فكر كند ممكن است به كسی بر بخورد و از دست او دلگیر بشود كه بخواهد لااقل هر حرفی را در انظار نزند. مثل اولین برخوردی كه با من داشت. باورم نمی شد یك نفر ندیده […]
كسانی كه كم و بیش با خُلق و خوی او آشنا بودند می دانستند كه او كسی نیست كه فكر كند ممكن است به كسی بر بخورد و از دست او دلگیر بشود كه بخواهد لااقل هر حرفی را در انظار نزند. مثل اولین برخوردی كه با من داشت. باورم نمی شد یك نفر ندیده و نشناخته، آن هم در جبهه و آن فضای ملكوتی حرفی بزند به كلفتی چنار و تو به اعتبار شوخی بودن لام تا كام جرأت نكنی چیزی بگویی! مراسم دعای توسل تازه تمام شده بود، جای خوابم را مرتب كردم كه بخوابم. چشم ها پف كرده از اشك. با حزن و اندوهی عرفانی رو كرد به من و گفت:«می دانم كه اهل نماز شب نیستی ولی اگر نیمه شب بیدار شدی بروی دست شویی، بین راه ما را هم دعا كن».