بُرد شورت سیف

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
در خط اروند رود قبل از والفجر ٨ مستقر شده بدیم . خمپارۀ ٦٠ ما به آن طرف ماشین های عراقی نمی رسید، چون خرج ان كم بود. در فكر بودیم كه چه كنیم كه یكی از برادران گفت بروید شورت سیف را بیاورید. سیف فرمانده گردان ما بود، چون هیكل درشتی داشت ، همیشه […]
در خط اروند رود قبل از والفجر ٨ مستقر شده بدیم . خمپارۀ ٦٠ ما به آن طرف ماشین های عراقی نمی رسید، چون خرج ان كم بود. در فكر بودیم كه چه كنیم كه یكی از برادران گفت بروید شورت سیف را بیاورید. سیف فرمانده گردان ما بود، چون هیكل درشتی داشت ، همیشه یكی ، دو شورت زاپاس برای خودش نگه می داشت. شورت سیف را پاره كردیم و از آن كیسه های برای خرج خمپارۀ ٨٢ درست كردیم و در خمپارۀ ٦٠ جا دادیم . وقتی شلیك می كردیم نمی دیدیم تا كجا می رود ، چون بُرد آن خیلی زیاد شده بود وقتی سیف آمد گفت: شورت من كو؟ گفتیم : رفت عراق !