به شیر آب نزدیك می شویم

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
امكان نداشت او در ستون باشد و پیام صحیح و سالم به مقصد برسد. رسم بود كه در مواقع راهپیمایی، از سر ستون كسی ذكری، یا عبارتی را به نفر پشت سر خود می رساند و او به دیگری و همین طور تا آخر ستون گاهی هم به عكس، از ته ستون به سر ستون […]
امكان نداشت او در ستون باشد و پیام صحیح و سالم به مقصد برسد. رسم بود كه در مواقع راهپیمایی، از سر ستون كسی ذكری، یا عبارتی را به نفر پشت سر خود می رساند و او به دیگری و همین طور تا آخر ستون گاهی هم به عكس، از ته ستون به سر ستون پیام می فرستاندند؛ عباراتی مثل:«ذكر خدا یادت نره» یا «به دشمن نزدیك می شویم» و امثال این ها. هر كجای ستون كه پیام به او می رسید از آن جا به بعد دیگر با خدا بود كه چه چیز را به نفر بعد منتقل می كند؛ خصوصاً شب و هنگام تاریكی كه كسی را نمی دید و نمی شناخت. گاهی هم البته این جور بچه ها از همان جایی كه بودند چیزی را می ساختند و به نفر بعد می گفتند:«ردش كن بره». مثلاً به جای ذكر پیشانی شخص را می بوسیدند و بیچاره او هم خیال می كرد كه لابد ستون كش گفته و این ماچ و بوسه می رفت تا به آخرین نفر می رسید. یا یك شئ مثل سر نیزه را به نفر بعد می دادند و خلاصه یك وقت می دیدی كه ستون كش ناراحت و هراسان آمده و دارد می گردد دنبال كسی كه این شیطنت را كرده. آن شب هم همین طور شد. سر ستون ظاهراً گفته شده بود كه بگویند به فلان منطقه نزدیك می شویم و یكی از همین نازنین ها آن را تبدیل كرده بوده به عبارت :«به شیر آب نزدیك می شویم» كه وقتی از راهپیمایی برگشتیم همین مسئله كلی جار و جنجال به پا كرد.