به خدا من فقط یك جفت پوتین برداشتم

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
افسر عراقی كه مات و مبهوت حضور بچه های رزمنده با این سن و سال در جبهۀ نبرد بود، دائم با خودش سر و كله می زد كه آخر این ها چه می فهمند از جنگ و چه می خواهند از مبارزه كه این همه از خود سر سختی نشان می دهند، بعد از كلی […]
افسر عراقی كه مات و مبهوت حضور بچه های رزمنده با این سن و سال در جبهۀ نبرد بود، دائم با خودش سر و كله می زد كه آخر این ها چه می فهمند از جنگ و چه می خواهند از مبارزه كه این همه از خود سر سختی نشان می دهند، بعد از كلی مقدمه چینی روی به بسیجی اسیر كرد و خیلی صمیمی گفت:«آخر پسر جان تو از جبهه چه می فهمی، چه برداشتی از جبهه داری؟» و او كه می دانست این ها قدرت درك این مسائل را ندارند و برای این كه رد گم كرده باشد گفت:«هیچی به خدا من فقط یك جفت پوتین برداشتم با یك اوركت و یك ساعت مچی!»