برای سلامتی آقای راننده

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
همه مجهز و به ستون یك سوار اتوبوس شدند. در به زور بسته شد. گرما و ازدحام نیرو . عجله برای رسیدن و به خط زدن، همه دست به دست هم داده و بچه ها حسابی كلافه شده بودند و از همه جالب تر این كه ماشین هم روشن نمی شد. آقای راننده سخت به […]
همه مجهز و به ستون یك سوار اتوبوس شدند. در به زور بسته شد. گرما و ازدحام نیرو . عجله برای رسیدن و به خط زدن، همه دست به دست هم داده و بچه ها حسابی كلافه شده بودند و از همه جالب تر این كه ماشین هم روشن نمی شد. آقای راننده سخت به خودش می پیچید و از این كه همۀ نگاه ها متوجۀ اوست بیشتر دستپاچه شد. در همین اثنا، یك نفر از ته اتوبوس با صدای بلند گفت:«برای سلامتی آقای راننده(بعد از مكث كوتاهی) یك فكری بكنید!» و بچه ها كه بعضی اللهم صلوات را هم گفته بودند آن را به همان صورت رها كرده و با هم خندیدند.