بدبخت ها این قدر نماز شب نخوانید

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
جدی جدی مانع از نماز شب خواندن و شب زنده داری بچه ها می شد. تا جایی كه می توانست، سعی می كرد نگذارد كسی نماز شب بخواند. گاهی آفتابه هایشان را كه سر شب پر و پشت سنگر قایم می كردند خالی می كرد، اگر قبل از اذان صبح بیدار می شد پتو را […]
جدی جدی مانع از نماز شب خواندن و شب زنده داری بچه ها می شد. تا جایی كه می توانست، سعی می كرد نگذارد كسی نماز شب بخواند. گاهی آفتابه هایشان را كه سر شب پر و پشت سنگر قایم می كردند خالی می كرد، اگر قبل از اذان صبح بیدار می شد پتو را از روی سر بچه هایی كه در حال نماز بودند می كشید، اگر به نگهبان سپرده بودند كه زودتر صدایشان كند و او می خواست بیدارشان كند نمی گذاشت و خلاصه هر كاری از دستش بر می آمد كوتاهی نمی كرد. با این وصف، یك وقت بلند می شد می دید ای دل غافل! حسینیه پر است از نماز شب خوان ها. آن وقت بود كه خیلی بامزه می ایستاد به داد و بیداد كردن:«ای بدبخت ها! چقدر بگویم این قدر نماز شب نخوانید،. اسلام والله به شما احتیاج دارد. فردا اگر شهید بشوید كی می خواهد اسلحه هایتان را از روی زمین بردارد؟ چرا بی خودی خودتان را به كشتن می دهید؟» بچه ها هر چی خودشان را كنترل می كردند كه سر نماز نخندند نمی شد.