این قدر مفاتیح نخوان

تاریخ انتشار : دسامبر 24, 2020
عملیات والفجر ١٠ روی قله یكی از بچه های گردان ، كف دستش تیر خورد. انصافاً خیلی درد می كشید، چون عصب هایش قطع شده بود. دوست هم سنگری كه آن وقت پزشكی می خواند به او گفت:«پسر، چقدر گفتم مفاتیح نخوان. دعاها كار دستت می دهد؟ ببین گلوله درست خورده كجا؟ همان جایی كه […]
عملیات والفجر ١٠ روی قله یكی از بچه های گردان ، كف دستش تیر خورد. انصافاً خیلی درد می كشید، چون عصب هایش قطع شده بود. دوست هم سنگری كه آن وقت پزشكی می خواند به او گفت:«پسر، چقدر گفتم مفاتیح نخوان. دعاها كار دستت می دهد؟ ببین گلوله درست خورده كجا؟ همان جایی كه بلند می كردی روی به آسمان. راستی نكند از خدا همین گلوله ها را می خواستی كه این قدر زود دعایت اجابت شد؟ ما را بگو كه چه كسی را نصیحت می كنیم!»