مشخصات شهید

شهید هادی گنجه

11
نام هادي
نام خانوادگی گنجه
نام پدر عباس
تاربخ تولد 1336/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1361/10/29
محل شهادت سرپل ذهاب
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل كشاورز
تحصیلات دوره ابتدايي
مدفن آباد
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيـد هـادي گنجه در نخستين بهار سال1336، همچون غنچة بهاري در دامان پاك خانواده‌اي مومن و مستضعف ، در روستاي آباد از توابع شهرستان تنگستان ديده به جهان باز كرد. سال هاي طفوليت را در زادگاهش سپري نمود ، تا اينكه در سن هفت سالگي جهت كسب علم ودانش قدم به مدرسه نهاد.

    هادي باهوش سرشاري كه داشت، سالهاي اوليه تعليمات ابتدايي را همزمان با فراگيري قرآن در مكتب خانه در روستاي آباد با موفقيت پشت سر گذاشت.  تنگناهاي زندگي در روستا و مشكلات خانوادگي ميدان مبارزه تازه اي پيش روي  او قرار داد.اين امر باعث شد تا پس از پايان كلاس چهارم ابتدايي، مدرسه را ترك كند و در همان سنين كودكي به شغل دام پروري روي آورد، شايد كه در تدارك معاش خانواده بيش از پيش موثر افتد. طي سال هاي دامداري، هر روز بر مشكلات و گرفتاري هاي خانواده افزوده مي شد ، تا اين كه     دام پروري را كنار گذاشت و اين بار راهي شهر بوشهر شد.

    كار در بوشهر را در حالي كه تنها 14سال داشت، با كارگري در شركت«تسا» شروع كرد. بعد از تقريباً دو سال كار در اين شهر، كارگري را رها كرد و مجدداً به  زادگاهش برگشت و به كار كشاورزي مشغول شد. در سن 18سالگي به خدمت مقدس سربازي فرا خوانده شد، اما بعد از حدود دو ماه آموزش نظامي از خدمت معاف گرديد. با تشكيل پايگاه مقاومت بسيج در روستاي آباد به عضويت اين نهاد درآمد . در همين زمان بايكي از بستگان نامزد كرد ، اما او كه از يك سو عاشق امام حسين (ع) و داوطلب شهادت بود و از سوي ديگر به خدمت و فعاليت در بسيج، علاقه داشت ، همچنين  حضور در جبهه هاي جنگ را بسيار دوست مي داشت . او مشتاقانه براي دفاع از دين و ميهن قدم به عرصة جهاد گذاشت ، با دليري و شجاعت تمام در مقابل دشمنان اسلام و ايران ايستادگي كرد ، تا اينكه سرانجام در بيست ونهم ديماه1361 در مشهد سرپل ذهاب لقاء حق را لبيك گفت و به ديدار معبود خود شتافت.

    عباس گنجه فرزند غلامحسين، در اول مهرماه سال 1309 شمسي در خانواده اي مؤمن و مستضعف در روستاي آباد از توابع شهرستان تنگستان قدم به عرصه ي هستي گذاشت. از آن جايي كه پدرش به كشاورزي و دامپروري اشتغال داشت ، در همان ابتداي كودكي به كار كشاورزي و دامداري پرداخت. گرفتاري هاي زندگي روزمره باعث شد تا عباس از درس مدرسه به دور ماند. كارهاي دشوار كشاورزي از او مردي آماده ي زندگي و پذيراي روزهاي سخت ساخت. با ازدواج و تشكيل خانواده ، به تربيت فرزنداني همچون شهيد هادي گنجه همت گماشت. در سال 1371 همسرش ديده از جهان فرو بست و به ناچار براي اداره زندگي ، مجدداً ازدواج كرد . گنجه ، در حال حاضر همچنان با كار كشاورزي در كنار همسر و فرزندانش در روستاي زادگاهش زندگي مي كند.

    فاطمه زارع ، مادر شهيد هادي گنجه در خرداد ماه سال 1315 شمسي در خانواده ي مؤمن و مذهبي مرحوم زاير خضر زارع ، در روستاي آباد از توابع شهرستان تنگستان چشم به جهان گشود. هرچند والدينش از بضاعت مالي نسبتاً خوبي برخوردار بودند ، لكن محروميت هاي زندگي در روستا و فقدان امكانات تحصيلي در محل ، او را از كسب علم و دانش محروم ساخت. كودكي و نوجواني را در خانواده ي پدري گذراند تا اين كه در جواني ازدواج نمود. مسئوليت زندگي خانوادگي در كنار كار كشاورزي كه دوشادوش همسرش بر عهده داشت ، از او همسري دلسوز و مادري مهربان و صبور ساخت. در نتيجه ي ازدواجش فرزنداني متولد وتربيت شدند كه بعدها در صف مجاهدان شهيد راه خدا قرار گرفتند. شهيد هادي گنجه ، دومين فرزند اين مادر قهرمان پرور بود . با تحمل سال ها سختي ، سرانجام در سال 1371 به سراي جاوداني شتافت. ادامه مطلب
                                         وصيت نامه شهيد هادي گنجه

    «ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»

    « كشته شدگان در راه خدا را مرده نپنداريد كه آنان زنده و در نزد خدا روزي مي خورند.»

    در روزگاري كه مي رود تا انقلاب خونبار امت مسلمان و حزب الهي ايران به رهبري امام و مرجع عالي قدر، حضرت امام خميني بر سرتاسر جهان اسلام گسترش يابد، امت حزب الهي ايران به رهبري زعيم عاليقدر خود تاكنون در مقابل همه‌ي توطئه هاي داخلي و خارجي چون كوه مقاوم و استوار ايستاده است . ابرقدتهاي شرق و غرب را به زانو درآمده و خميني كبير ، قدرت تفكر را از ايشان گرفته است .

    ً از پدرو مادرم مي خواهم چنانچه شهيد شدم برايم گريه نكنند و از خداند براي من طلب آمـرزش نـمايند. از همة خواهران و برادران طلب آمرزش مي نمايم.

    والسلام                           هادي گنجه

                                         وصيت نامه شهيد هادي گنجه

    «ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»

    « كشته شدگان در راه خدا را مرده نپنداريد كه آنان زنده و در نزد خدا روزي مي خورند.»

    در روزگاري كه مي رود تا انقلاب خونبار امت مسلمان و حزب الهي ايران به رهبري امام و مرجع عالي قدر، حضرت امام خميني بر سرتاسر جهان اسلام گسترش يابد، امت حزب الهي ايران به رهبري زعيم عاليقدر خود تاكنون در مقابل همه‌ي توطئه هاي داخلي و خارجي چون كوه مقاوم و استوار ايستاده است . ابرقدتهاي شرق و غرب را به زانو درآمده و خميني كبير ، قدرت تفكر را از ايشان گرفته است .

    ً از پدرو مادرم مي خواهم چنانچه شهيد شدم برايم گريه نكنند و از خداند براي من طلب آمـرزش نـمايند. از همة خواهران و برادران طلب آمرزش مي نمايم.

    والسلام                           هادي گنجه ادامه مطلب
                                 سجاياي اخلاقي شهيد گنجه

    هادي دومين فرزند خانواده گنجه بود كه در دامان پدر ومادري مومن و مسلمان تربيت شده بود. تحت تاثير تربيت و تعاليم مذهبي كه از خانواده گرفته بود، جميع صفات و خصوصيات اخلاقي نيكو وپسنديده اي كه شايسته يك فرد مسلمان است، در وي متبلور بود. از همان ابتداي كودكي در كنار تعليمات رسمي مدرسه اي به تعاليم مكتبي نيز همت گماشت و با تحصيل در مكتب ، قرآن را  آموخت و مهم تر از آن در حالي كه هنوز مكلف نبود، تكاليف شرعي را به خوبي انجام مي داد. در دوران كودكي نماز مي خواند و روزه مي گرفت.

    از زماني كه به سن تكليف رسيد، پاي بندي او به اصول و فروع دين بيش از پيش شد تا آن جا كه در حين انجام فعاليت هاي دشوار دامداري، كارگري و كشاورزي در گرماي طاقت فرساي جنوب، هيچ گاه نماز و روزه اش ترك يا حتي قضا نمي شد. تقوا و خلوص ايمان وي سبب شده بود تا در دل اطرافيان خود جايگاه خاصي پيدا كند.

    هادي در كنار اين صفات اخلاقي پسنديده، داراي محاسن اخلاقي ديگري همچون، مهرباني و خوش رويي نيز بود. آن چنان مهربان بود كه اطرافيانش شيفتة او شده بودند و هميشه مايل بودند با او مباشرت داشته باشند. در جمع دوستان خود با زبان شيرين و جذابي كه داشت، ساعت ها آنها را به وجد مي آورد. علاقه زيادي به ارتباط و رفت وآمد با دوستان و خصوصاً خويشاوندان داشت. تقريباً همه شب به ديدن بستگان     مي رفت و در سخت ترين شرايط زندگي از اين مهم د ست برنمي داشت

    شهيد گنجه علاوه بر اين كه خود از صفات و ويژگي هاي شخصيتي بارزي همچون، ايمان، اخلاق، مهرباني ، اخلاق نيكو، صبر، شجاعت و ساده زيستي بهره مند بود، هميشه نزديكان خود را به اين خصوصيات پسنديده به ويژه تقوا و پرهيزگاري توصيه مي كرد و مي گفت:

    نام نيكوگر بماند زآدمي         به كز او ماند سراي زرنگار

    او انساني الهي بود كه در قفس تنگ دنيا آرام و قرار نداشت و از شوق ديدار معشوق ومعبود خويش سر از پا نمي شناخت تا سرانجام پاداش خود را در آرامش ابدي در جوار او يافت.

                                              خاطره اي از شهيد هادي گنجه

    زندگي پر خاطره شهيد گنجه سراسر در س سخت كوشي پايداري ، مبارزه و اخلاص است. تلاش او در تمامي عرصه هاي زندگي و تنوع فعاليت هاي او، خاطرات شيرين و ماندگاري را در جبهه هاي مختلف زندگي از دامپروري تا كارگري، كشاورزي و جهاد  ودفاع از ناموس و مكتب به يادگار گذاشته است. شهيد از زماني كه به عضويت بسيج در آمد. همواره واژة زيباي شهادت را بر لب داشت و هميشه با خود زمزمه مي كرد كه:

    بهار آمد به صحرا و درودشت                              جواني هم بهاري بود وبگذشت

    سر قبر جوانان گل برويد                                    دمي كه مهوشان آيند به گل گشت

    هادي در روزهايي كه مشغول به كار كشاورزي بود، همواره شهادت را آرزو مي كرد و بارها با صداي بلند در جمع اطرافيان و دوستان خود فرياد مي زد و مي گفت نگاه كنيد تا وقتش ، من شهيد خواهم شد . در مزرعه در كرت هاي تنباكو دراز مي كشيد و مي گفت ببينيد من شهيد شدم ، حالا بيايد مرا در گلزار شهدا دفن كنيد (گلزار شهدايي كه بعداً به نام مبارك خودش كه اولين شهيد روستاي آباد است مزين و موسوم گرديد). عمو و پسر عموها و دوستانش كه با او كار مي‌كردند، او را به شوخي با يكي دو بيل خاك به صورت نمادين دفن مي‌كردند1. تا اينكه بالاخره به آرزوي ديرينه خود دست يافت و سرانجام شربت شيرين شهادت را نوش جان كرد. دقيقاً به خاطر دارم ، روزي كه پيكر پاكش تشييع مي‌شد ، ‌باران شديدي مي‌باريد و تا چند سال بعد هم در سالروز شهادتش هوا ابري و باراني مي شد و  باران مي‌باريد. آري او رو به خدا داشت و خدا هم به او نظر داشت و البته كه از مردان خدا جزء اين انتظاري نيست.

    1 به نقل از خواهر شهيد گنجه

                                 سجاياي اخلاقي شهيد گنجه

    هادي دومين فرزند خانواده گنجه بود كه در دامان پدر ومادري مومن و مسلمان تربيت شده بود. تحت تاثير تربيت و تعاليم مذهبي كه از خانواده گرفته بود، جميع صفات و خصوصيات اخلاقي نيكو وپسنديده اي كه شايسته يك فرد مسلمان است، در وي متبلور بود. از همان ابتداي كودكي در كنار تعليمات رسمي مدرسه اي به تعاليم مكتبي نيز همت گماشت و با تحصيل در مكتب ، قرآن را  آموخت و مهم تر از آن در حالي كه هنوز مكلف نبود، تكاليف شرعي را به خوبي انجام مي داد. در دوران كودكي نماز مي خواند و روزه مي گرفت.

    از زماني كه به سن تكليف رسيد، پاي بندي او به اصول و فروع دين بيش از پيش شد تا آن جا كه در حين انجام فعاليت هاي دشوار دامداري، كارگري و كشاورزي در گرماي طاقت فرساي جنوب، هيچ گاه نماز و روزه اش ترك يا حتي قضا نمي شد. تقوا و خلوص ايمان وي سبب شده بود تا در دل اطرافيان خود جايگاه خاصي پيدا كند.

    هادي در كنار اين صفات اخلاقي پسنديده، داراي محاسن اخلاقي ديگري همچون، مهرباني و خوش رويي نيز بود. آن چنان مهربان بود كه اطرافيانش شيفتة او شده بودند و هميشه مايل بودند با او مباشرت داشته باشند. در جمع دوستان خود با زبان شيرين و جذابي كه داشت، ساعت ها آنها را به وجد مي آورد. علاقه زيادي به ارتباط و رفت وآمد با دوستان و خصوصاً خويشاوندان داشت. تقريباً همه شب به ديدن بستگان     مي رفت و در سخت ترين شرايط زندگي از اين مهم د ست برنمي داشت

    شهيد گنجه علاوه بر اين كه خود از صفات و ويژگي هاي شخصيتي بارزي همچون، ايمان، اخلاق، مهرباني ، اخلاق نيكو، صبر، شجاعت و ساده زيستي بهره مند بود، هميشه نزديكان خود را به اين خصوصيات پسنديده به ويژه تقوا و پرهيزگاري توصيه مي كرد و مي گفت:

    نام نيكوگر بماند زآدمي         به كز او ماند سراي زرنگار

    او انساني الهي بود كه در قفس تنگ دنيا آرام و قرار نداشت و از شوق ديدار معشوق ومعبود خويش سر از پا نمي شناخت تا سرانجام پاداش خود را در آرامش ابدي در جوار او يافت.

                                              خاطره اي از شهيد هادي گنجه

    زندگي پر خاطره شهيد گنجه سراسر در س سخت كوشي پايداري ، مبارزه و اخلاص است. تلاش او در تمامي عرصه هاي زندگي و تنوع فعاليت هاي او، خاطرات شيرين و ماندگاري را در جبهه هاي مختلف زندگي از دامپروري تا كارگري، كشاورزي و جهاد  ودفاع از ناموس و مكتب به يادگار گذاشته است. شهيد از زماني كه به عضويت بسيج در آمد. همواره واژة زيباي شهادت را بر لب داشت و هميشه با خود زمزمه مي كرد كه:

    بهار آمد به صحرا و درودشت                              جواني هم بهاري بود وبگذشت

    سر قبر جوانان گل برويد                                    دمي كه مهوشان آيند به گل گشت

    هادي در روزهايي كه مشغول به كار كشاورزي بود، همواره شهادت را آرزو مي كرد و بارها با صداي بلند در جمع اطرافيان و دوستان خود فرياد مي زد و مي گفت نگاه كنيد تا وقتش ، من شهيد خواهم شد . در مزرعه در كرت هاي تنباكو دراز مي كشيد و مي گفت ببينيد من شهيد شدم ، حالا بيايد مرا در گلزار شهدا دفن كنيد (گلزار شهدايي كه بعداً به نام مبارك خودش كه اولين شهيد روستاي آباد است مزين و موسوم گرديد). عمو و پسر عموها و دوستانش كه با او كار مي‌كردند، او را به شوخي با يكي دو بيل خاك به صورت نمادين دفن مي‌كردند1. تا اينكه بالاخره به آرزوي ديرينه خود دست يافت و سرانجام شربت شيرين شهادت را نوش جان كرد. دقيقاً به خاطر دارم ، روزي كه پيكر پاكش تشييع مي‌شد ، ‌باران شديدي مي‌باريد و تا چند سال بعد هم در سالروز شهادتش هوا ابري و باراني مي شد و  باران مي‌باريد. آري او رو به خدا داشت و خدا هم به او نظر داشت و البته كه از مردان خدا جزء اين انتظاري نيست.

    1 به نقل از خواهر شهيد گنجه ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار آباد
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید