مشخصات شهید

شهید نگهدار اسماعیلی

92
نام نگهدار
نام خانوادگی اسماعيلي
نام پدر غلامحسين
تاربخ تولد 1333/01/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1365/11/03
محل شهادت شلمچه
مسئولیت مسئول تبليغات تيپ
نوع عضویت روحاني
شغل روحاني
تحصیلات حوزوي
مدفن درواهي
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    مختصرزندگي شهيد هميشه جاويد حجه الاسلام شيخ علي (نگهدار) اسماعيلي فرزند غلامحسين متولد1333شمسي از آب‌پخش(محله‌ي درواهي)كه به خط خودش در دفترخاطراتش نوشته شده است .

    اينجانب علي اسماعيلي درخانه فقيرترين فقرا پا به عرصه دنيا گذاشتم درسن ده سالگي پدرم ازدنيا رفت وتحت سرپرستي مادرم درآمدم وپس از گذراندن كلاسهاي ابتدايي ودبيرستان با زجر زياد از فقر مالي ولي چون ازشاگردان ممتاز و باهوشي بودم وخيلي مشتاق تحصيل دروس علمي وديني بودم لذا با راهنمايي آيت اله العظمي جناب آقاي حاج سيدجوادمهدوي مرتضوي كه مردي فاضل وبزرگوار بود پيش خودشان مشغول تحصيل علوم ديني شدم كه بعداً خود ايشان مرا به مدرسه علميه شبانه روزي آيت ا گلپايگاني (درقم) معرفي نمودندپس از مدتي به علت فقرمالي وعلل هاي ديگرنتوانستم درقم بمانم وبه مدرسه علميه بوشهر برگشتم مدتي دربوشهر بودم سپس به مدرسه علميه شيراز رفتم وچندماه درآنجا بودم سپس مجددا به مدرسه علميه بوشهر برگشتم . همچنان بودم تا سال 1352 به علت فعاليتهاي اجتماعي انقلابي بالاجبار مرا سربازكردند ودرسربازي هم خداوند توفيق دادكه بتوانم جوانان را درحدتوان درمسيرانقلاب به پيروي ازامام امت رهبركبيرانقلاب راهنمايي كنم. پس ازتمام شدن سربازي ازدواج نمودم وضمن ادامه تحصيل علوم ديني در بوشهر در مساجد بوشهر و درواهي كه معمولا ايام تعطيلات به درواهي كه زادگاهم بود اقامه نمازجماعت مي‌نمودم و مردم را ارشاد وموعظه مي‌كردم و مردم را درجريان مسايل انقلاب خصوصاً جوانان را درحدتوان درجريان قرارمي دادم ودرتظاهرات و راهپيمائي درپيشاپيش آنها بودم تا انقلاب در بهمن 57 پيروزشد.

    اين‌جانب باچندنفر ازجمله حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا سيدجوادمهدوي مرتضوي و آقاي حاج علي وفائي وبعضي ديگر از برادران كميته انقلاب اسلامي را در منطقه درواهي تشكيل داده ومدتي مشغول به خدمت بودم . بعداً وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بوشهر شدم كه اينجانب به‌عنوان مسئول روابط عمومي سپاه انتخاب شدم وبعدا دردبيرستان شريعتي بوشهر به تدريس تعليمات ديني وعربي مشغول شدم وضمنا مسئوليت امورداخلي بنياد شهيد انقلاب اسلامي بوشهر وكميته امدادامام خميني كه سرپرستي آنها را ابوزوجه‌ام حجه‌الاسلام حاج‌آقا امرا حيدري به‌عهده داشت، داشتم كه بعداً رسما به‌عنوان سرپرست كميته امدادامام خميني شاخه بوشهرانتخاب شدم تا آن روزكميته امدادامام خميني بوشهرفقط درمنطقه مركزي بوشهر وشهرستان خورموج و اهرم بود ولي اينجانب با بازكردن شاخه‌هايي دربخش‌هاي جم،دير، كاكي، دلوار، سعدآباد، مزارعي ، بي براء، دهكهنه و بندرديلم ،دامنه فعاليت كميته امدادامام خميني بوشهررا توسعه دادم به مناطقي كه وقتي امدادگران كميته ازآنان سوال مي‌كردندكه چند نان‌خور داريد مي‌گفتند سوال كنيد چندآب خورداريد زيرا به آبِ خوردن بيشتر نيازداريم وخداراشكر مي‌گذارم كه دعايم را پذيرفت و اين حقير را با فقرا ومستضعفين همكارقرارداد و درخدمت به اينها عنايت فرمودكه امام امت خميني كبير مي‌فرمايد من يك تارموي كوخ‌نشينان راباتمام كاخ نشينان عوض نمي‌كنم اين بزرگترين افتخار از افتخارات اين حقيرسراپا تقصير است.كه به عنايت خدا و بركت خون شهداء موفق به چنين خدمتي شدم .

         يادآورمي‌شوم كه درضمن اين مسئوليت‌ها درمدارس (دبيرستان) بوشهر و درواهي مشغول به تدريس درس تعليمات ديني‌وعربي بوده‌ام ضمناً مدتي‌كه درحوزه علميه بوشهر بودم ونيز درميان سالهاي 54تا57 درمساجد بوشهر،درواهي، چم‌درواهي و چهاربرج مفتخر به تدريس قرآن بودم و بسياري از نوجوانان عزيزرا به آموختن قرآن آشناكردم اميداست كه انشاءا موردقبول خداوند قرارگيرد. يادآورمي‌شوم كه درجريان جنگ موفق شديم باكمك آقايان ديگرستادي بنام ستاد روحانيت تشكيل دهيم واعانات مردمي راجمع آوري كنيم و به جنگ زدگان برسانيم وبعداً راهي جبهه اهوازشدم .

    شركت درعمليات ها :

    1-عمليات ثامن الائمه درسال 1360 ، شكست حصرآبادان

    2-عمليات بيت المقدس درسال 1361،‌ آزادسازي خرمشهر

    3- عمليات والفجر8 درسال 1364 كه سخت مجروح شدم و پرده گوشم پاره شدومدتي تحت معالجه بودم .

    4- عمليات كربلاي 5 درسال 1365 ادامه مطلب
    وصيت‌نامه شهيد

    من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه ومنهم من ينتظر وما بدلوا  تبديلا


    مردان باايمان ، باخداوند درپيمان خودصادقند وعده اي از آنها بوظيفه خود عمل ميكنند وعده اي ديگر منتظر هستند.

    بادرود به رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني وبادرود به رزمندگان اسلام اين ياوران اسلام وقرآن ورسول خدا (ص) وامام زمان (عج) ،‌ اينجانب نگهداراسماعيلي مشهوربه علي اسماعيلي فرزند غلامحسين متولد 1333 ساكن بوشهر كه درتاريخ 30/10/65 بارضايت خاطر وافتخار از طريق سازمان تبليغات اسلامي بوشهر عازم جبهه هاي نبردحق عليه باطل شدم ، تا شايدبتوانم درجوار رحمت پروردگار متعال كه بررزمندگان نازل شده قراربگيرم وازحالات ملكوتي اين زاهدان شب وشيرمردان روز استفاده نمايم، زيرا بنظر اين حقير بنده وامثال بنده به جبهه ها نياز داريم وبايدبه جبهه ها برويم،‌ بنابراين ازاين فرصت طلائي استفاده ميكنم وچند جمله اي را باشما سخن مي گويم باشد كه انشاء الله مفيد واقع گردد.

    برادران وخواهران مسلمان همانطور كه مي‌دانيد، منهاي چند سالي درصدر اسلام ،‌ يعني درزمان رسول اكرم (ص)‌ و زمان حضرت علي (ع) ودوفرزندش حسنين (ع)‌ كه اسلام به معني واقعي واصوليش درجامعه مطرح بودودرمتن زندگي مردم حضورداشت ، ديگر اين دين متآسفانه بوسيله دشمنان دانا ودوستان نادان ازصحنه هاي زندگي به انزوا كشيده شدوبوقهاي تبليغاتي تبليغ كردندكه اسلام برنامه زندگي ندارد. وخلاصه عمرش تمام شده ومحصورشده درگوشه مساجد وكتاب قرآنش فقط در قبرستانها مطرح شدتا آنجا كه امت اسلام خود راباخت و استسباع شد و رو به فرهنگهاي وارداتي والحادي شرق وغرب حيوان صفت آورد، وآنچنان ازاسلام فاصله گرفت كه حتي خوف اين مي رفت ، به جاهليت قبل ازاسلام وشايد بدتر برگردد. ولي ازآنجائي كه خداوندوعده فرموده نحن نزلنا الذكر وانا له لحافظون يعني ما قرآن رافرستاده ايم وخود آن را حفظ ونگهداري خواهيم كرد. لذا دست تحقق اين وعده آسماني خداوند ( لايخلف الميعاد) ازآستين ملت مسلمان وشيعه ايران بيرون آمد و از نو از طريق احياء تفكر اسلامي وفرهنگ غني قرآن بوسيله مرد بزرگ تقوي ورهبر بزرگوار ،‌ اين ملت اسلام را نه تنها درايران ، بلكه در جهان مطرح نمود. وموازنه قدرت را با قدرت  ان الله علي كل شي ء قدير خداوند متعال بهم زد واسلام محوري را در جهان منحصر به‌راه حركت تكاملي نمودوبا اين انقلاب نشان داد كه تنها راه رهايي ، ايمان به خدا وجهاد وايستادگي در اين راه مي باشد. ونشان داد كه پيروزي از آن اعتقاد راسخ به الله مي‌باشد، تا از آن ماشين‌هاي فولادي وتسليحاتي شرق وغرب ، ونه از آن تبليغات مزورانه ودروغين به اصطلاح مردمي ودر حقيقت ضد مردمي ، بنابراين اي  مردم مسلمان ، حال كه اسلام دارد مي‌رود تا جهاني‌گردد و با ظهور دوباره‌اش ما را به مجد وعظمت ديرينه وموعود خود برساند و زمينه‌ساز حكومت عدل عزيز زهرا (ع)، حضرت مهدي (عج) شود وبه ظلم‌ها و بت‌ها خاتمه دهد، نبايد آن را ديگر بار تنها گذاشت كه مظلوم واقع شود وبدانيد اگر اسلام ديگربار مظلوم شد، ما همگي شديدا زير شلاقهاي دشمنان مضروب ودر حقيقت پايمال شرق وغرب مي شويم. بنابراين حال كه قيام كرده‌ايم تا سرنگوني تمام كفر و به‌تعبير قرآن تا رفع فتنه وتا (‌يكون الدين كله لله ) يعني تا برقراري اسلام وسرنگوني هرچه وهركه ضداسلام و حق باشد. بنابراين نبايد بنشينيم وپرچمي را كه امام امت به‌دست ما داده  بر فراز مرتفع‌ترين  قلل جهان هستي ، به حول و قوه‌ي حضرت‌پروردگار وبه اراده ملت مسلمان و توان رزمندگان كفرستيز وحق‌طلبان به اهتزاز درآوريم. مسلم است كه اين آقائي وعظمت وپيروزي نهايي به اين سادگي نصيب نمي شود، همچنانكه درطول تاريخ ملت‌ها و امت‌هاي پيروز ومستقل ديده مي‌شود،‌ ملتي به سعادت نمي‌رسد مگر با گذشتن از بوته آزمايشهاي سخت ودشوار ،‌ اما درنهايت پربارو با ارزش، زيرا در قرآن مجيد مي فرمايند: يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا فملاقيه يعني اي انسان تو براي ملاقات پروردگارت يعني درراه اطاعت خدا بايد از سختي‌ها بگذري، وبراي سروري وامامت وحاكميت زمين، هم درجاي ديگر در رابطه با حضرت ابراهيم اين موضوع را به  شكل ديگري مطرح مي نمايد ومي فرمايند: واذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال اني جاعلك للناس اماما، قال ومن ذريتي قال لاينال عهدي الظالمين وقتي كه خداوند ابراهيم را درمواردي و كلماتي آزمايش نمود وابراهيم خوب امتحان داد ، آن‌وقت خداوند فرمود تورا امام وپيشواي مردم قراردادم. با اين ملاحظه بايد كمر سختيها را با مقاومت وصبر بشكنيم ومعتقد باشيم كه ان الله مع الصابرين،‌ يعني خداوند با صبركنندگان مي باشد،‌ وپيروزي‌از آن كساني مي باشدكه درحزب و جنود لشكريان خدا مي‌باشد. و اما خواهر و برادر ، بدان وآگاه باش كه اين پيروزي دراين برهه اززمان ميسر نمي شود مگر به شكست ونابودي همه جانبه آمريكا خصوصا، وابرقدرتها عموماً. واينك صدام ملعون وميشل افلقي وحزب بعث پليد وكافر خاك ريز اول اين شياطين شرق وغرب مي باشد، كه بافتح اين خاكريز ودرهم كوبيدن اين سرسپرده ومزدور بي مزد درمنطقه بنا به اقرار خود مستكبرين شرق وغرب مصيبت خواهد بود و اما اضافه مي‌كنيم كه با سرنگوني صدام مرگ آنها نيز حتمي مي‌باشد، ومسلم است مرگ ابرقدرتهاي شيطاني شرق وغرب مساوي با تجديد حيات مجدد اسلام ومسلمين وحتي همه مستضعفين جهان، ولذا به فرموده حسين زمان امام امت خميني بت‌شكن ما بايدآمريكارا زير پا بگذاريم زيرا كه تمام گرفتاري ما از آمريكا مي باشد وحتي به گفته شهيد بزرگوار آيت الله مطهري ،‌ شرق وغرب مانند دو لبه تيز قيچي كه ظاهرا برخلاف يكديگرند ودرحركتهاي چپ راست خود مسلمانان را خصوصا و حتي همه انسانهاي پا برهنه ومستضعف را قيچي وپاره پاره ميكنند. اي  برادر وخواهر حال كه با حماسه آفريني هاي رزمندگان كه دررگهايشان خون حسيني جاري است ودرافق آرمانشان اصلاح امت پيغمبر و (هيهات منا الذله) حسيني مي‌درخشد، وبا حملاتشان ، كاخهاي سياه واشنگتن وكرملين به انفجارولرزه درآمده وصدام آن سيلي بزرگ خورد. ودارد باسرگيجه وتحيرديوانه وار به كشتار مردم شهرها و روستا هاي بي‌دفاع ايران وعراق دست مي آلايد، تو مصمم تر وآماده تر راهت را ادامه بده كه امروز امام حسين دركنارتو وتودركنار او هستي، كه امروز چشم رسول الله وعلي مرتضي وفاطمه زهراء وامام زمان وهمه شهداء وصديقين وصالحين ومستضعفين به اين جنگ واين دفاع مي باشد. مبادا به ذلت صلح تن دهي كه امام علي علي(ع) فرمود: الموت في حياتكم مقهورين والحياه في موتكم قاهرين . مرگ بر زندگي با ذلت، ودرود بر مرگ يعني شهادت باعزت باد. وامام حسين (ع) فرمود: درراه دين مرگ را جز سعادت، وزندگي در كنار ستمكاران را جز خواري چيز ديگري نمي دانم. القتل اولي من ركوب العار و العار اولي من دخول النار. يعني براي من كشته شدن آسانتر ازذليل شدن وذليل شدن آسانتر از درآتش جهنم رفتن است . مسلم است اگرصلح تحميل شد هم ذلت هست وهم آتش قهر خدادردنيا وآخرت يادآور ميشوم كه ازخطر منافقين بدتر از كفار غافل نشويدكه خداوند خطاب به پيغمبر(ص) مي فرمايد: (يا ايها النبي جاهدالكفاروالمنافقين واغلظ عليهم) يعني اي پيامبربا كافران ومنافقين باتمام شدت بجنگ. مي بينيد كه كفارومنافقين دررديف هم هستندودرجاي ديگر قرآن به پيامبر(ص) مي فرمايد: هم العدو يعني اين منافقين دشمنان توهستند، فاحذرهم يعني از ايشان حذركن تا جائي كه قرآن درحق آنها نفرين ميكند ومي فرمايد: قاتلهم الله يعني خدا آنان را مرگ دهد( يعني مرگ برمنافقين) .

         درضمن به تو اي همسر مهربان وخوبم توصيه ميكنم كه ازتربيت فرزندانم غفلت مكن وفرزندان ذكورم را به مدرسه علميه بفرست ودخترانم را تا پايان دوران تحصيلات عالي با هرقيمتي كه هست به مدرسه ودانشگاه بفرست واز مادرم بسيار مراقبت نما كه اوپير وناتوان مي باشد، وبه محبت وكمك تو نياز فراوان داردودر حد امكان روزهاي فراغت به كنار قبرم بيا وبرايم فاتحه بخوان.

    اگر فرزندي را كه درراه داري پسربود او را محمد علي نام بگذار واگر دختر بود فاطمه نامگذاري كن ، ودر بوشهر دفنم كنيدومراسم شهادتم را در درواهي برقرار نمائيد، وروزهاي هفت وچهلمين روز وسالگردهاي شهادتم را در كنار قبرم برگزار نمائيد. اي مادر واي خواهر واي برادران واي همسايگان واي دوستان مرا حلال كنيدوخداي را شگرگذار باشيد وشهادت مرا يك فوز وافتخار بزرگ بدانيد وبرايم صورت خراش ندهيدومو پريشان نكنيدوضجه نكشيد ولباس سياه نپوشيد كه دوست ندارم. ضمنا به برادران حزب الله توصيه ميكنم كه ايام ماههاي محرم ورمضان درمراسم مرا فراموش نكنيد كه زياد دوست دارم در مراسم سوگواري امام حسين(ع) شركت داشته باشم ، اگر چه باذكر يك نام ازمن ويا آوردن يك عكس ازمن دراين مراسم باشد.

    فرزندانم، مهديه وزينب وحسين وحسن ومحدعلي يا فاطمه را به ادامه راهم واطاعت از اسلام وقرآن وائمه وامام امت وخدمت به اين انقلاب توصيه اكيد مي نمايم. والسلام ادامه مطلب
    برخيز اي روحاني پاك

    برخيز اي اسماعيلي روحاني پاك

    رزمنده سنگرنشين اي شيربي باك

    اسماعيلي اي پيرو خط ولايت

    وي عاشق راه حسين اندر شهادت

    اسماعيلي اي سرفراز خطّه نور

    وي پيشتاز جبهه اندر دل هور

    برخيز با آن قامت چون سرو،برخيز

    برخيز با كفر ونفاق دهر و بستيز

    برخيز مانند نهنگ بحر پيما

    سوي خليج فارس اينك روي بنما

    تا ناو فرعون زمان را غرق سازيم

    سوي تفگداران او چون برق تازيم

    برخيز اي امدادگر بهر يتيمان

    و اي دشمن متكبران يار فقيران

    برخيز نان و آرد بهر بي كسان بر

    وآنگه پيام مرگ سوي ناكسان بر

    اي آنكه هر لحظه بدي حاضر به ميدان

    وي آن كه دشمن بود ز ايمانت گريزان

    داني كه يارانت چو موج بيقرارند؟

    برخيز فرمان ده كه تا فرمان گذارند

    اي مهربان سرباز رزم آراي آبپخش

    اي سرخرو از خون تو سيماي آبپخش

    گرديده دشتستان زسوگت جامه چون قير

    گشته دليرانش ز هجرت جمله دلگير

    برخيزو بنگر اي دلاور اي هنرمند

    روحانيون در ماتمت تحت الحنك بند

    دانند كه دستارت بسر گرديده گلگون

    ريشت ز آن خون سرت رنگين پر از خون

    برخيز عمّامه بسر نٍه بار ديگر

    بالاي منبر رو بخوان آيات ديگر

    برخيز و قال و صادقان بر گو دگر بار

    پند و نصيحت باز گو بر قلب بيمار

    در محفل روحانيون جاي تو خالي

    و اندر سراي آخرت جاي تو عالي

    هم جوهر كٍلك تو در راه خدا بد

    هم خون سرخت در ره كرب بلا شد

    خون رخت در رزمگه چون گشت جاري

    كردي امام و مكتب آن لحظه ياري

    بادا گوارا بر تو اي جام شهادت

    بادا مبارك بر تو اين خط ولايت

    اسماعيلي اي پيرو پير جماران

    اكنون پيامي را شنو از سوي ياران

    گر گشت خالي سنگر تو اي برادر

    ور بر زمين افتاد شمشيرت دلاور

    هم سنگرت پر گشته از سوي دليران

    هم رفته شمشير تو در دست شيران

    راه تو بي رهرو نباشد اين زمانه

    رزمندگان در سنگر تو جاودانه

    اسماعيلي در سوگ تو ياران عزادار

    سيد حسن گشته چون آنان گرفتار

    سيد حسن شجاع ادامه مطلب

    خاطره اي از زبان حاج علي وفايي يكي ازياران نزديكش


          به مناسبت اربعين شهداي تبريزكه به‌دست مزدوران رژيم پهلوي به شهادت رسيده بودند، مراسمي درمسجدالنبي آب‌پخش منعقدبود و شهيداسماعيلي باشجاعت تمام و با جملات آتشين مشغول افشاگري رژيم سفاك پهلوي بود. درهمين زمان پاسگاه ژاندارمري به مسجدهجوم آورده ودربيرون مسجديكي ازمبارزان را با اسلحه ژ3 هدف قرارداد و به هر طرف شليك مي‌كند و شهيداسماعيلي آن جمله مشهورخودرافرمودند « ماازمرگ هراسي نداريم و عمامه‌اي كه برسرمن است كفن خود وچندنفر از دوستانم مي باشد.»

     

    اززبان حاج سيد محمدحسين موسوي

    مدت زيادي بود كه مسجد النبي آب‌پخش در اشغال منافقين ( سازمان مجاهدين خلق) بود و اين مكان مقدس را سنگري براي خود قرارداده‌بودند و با ظاهرسازي‌ها وحيله‌هاي مختلف جوانان ساده دل و بي تجربه را به دام شيطاني خود مي‌انداختند. مثلًا باپوشيدن لباس‌هاي مندرس وساده خودرا پيروان راستين حضرت علي (ع) معرفي مينمودند وكلاس درس نهج البلاغه وتفسير قرآن تشكيل داده و درآن كلاس‌ها تفكرات وانديشه‌هاي منحرف خود را به جوانان تزريق مي‌كردند. تحمل اين وضع براي بچه‌هاي حزب الهي بسيار گران و غير قابل تحمل بود. تا اينكه پيروان ولايت وعاشقان مكتب حسيني مصمم به بازپس گيري مسجد مي‌شوند، واز مردم دعوت مي‌كنند كه در مسجد صاحب الزمان تجمع كنند. در آن جلسه شهيد اسماعيلي در سخنراني خود ضمن برشمردن توطئه هاي منافقين و ضربه هايي كه بر پيكر اسلام توسط اين گروه از صدر اسلام تا كنون وارد آمده، مردم را به مبارزه با منافقين فرا خواند كه با استقبال حاضرين مواجه وبلافاصله پس از سخنراني ايشان حاضران در مسجد كه وجودشان از كينه منافقين لبريز بود با سردادن شعار الله اكبر به طرف مسجد النبي حركت كردند. منافقين ابتدا درب مسجد را بسته وقصد مقاومت داشتند، ولي هنگامي كه با عزم راسخ وخروش فدائيان رهبر مواجه‌شدند، چاره‌اي جز تسليم نديدند. وبا توجه به توصيه‌هاي شهيد اسماعيلي مبني بر عدم مشاجره در حد ممكن ، مردم حزب الله با كمترين درگيري مسجد را از لوث وجود منافقين پاكسازي نمودند.

     

    همسنگرش حجه‌الاسلام والمسلمين ‌شيخ عبدالرضا رستگار :

    چند شب قبل از عمليات ، شهيد اسماعيلي با اينجانب تماس گرفتند وگفتند از خداي خود بخواهيد تا به من توفيق دهد، بتوانم بزودي در صف مجاهدان في سبيل الله قرارگيرم . دردعاي كميل كه با گريه وتضرع رزمندگان همراه بود از خداي خود حضور ايشان را در جبهه خواستار شدم. طولي نكشيد كه شهيد اسماعيلي به جمع ما در جبهه پيوست .

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار درواهي
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید