مشخصات شهید

شهید نعمت الله قاسم پور

28
نام نعمت الله
نام خانوادگی قاسم پور
نام پدر عباس
تاربخ تولد 1343/06/10
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1365/11/03
محل شهادت شلمچه
مسئولیت فرمانده دسته
نوع عضویت بسيج
شغل آموزش وپرورش
تحصیلات دانشجو
مدفن جتوط
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • زندیگنامه شهید

    وصيت نامه شهيد نعمت الله قاسمپور

    اين بنده ي كوچك نعمت الله قاسمپور وصيت نامه خود را با شور و شوقي كه نسبت به امام حسين زمان خميني بت شكن دارم و با عشقي كه براي زيارت كربلاي حسيني دارم آغاز مي كنم و براي عمليات نهائي انتظار بيش از حد مي كشم و از خداوند متعال مي خواهم كه مرا به آرزوي ديرينه ام كه همان شهادت در راه خدا مي باشد برساند .

    پدر و مادر عزيزم اگگر در اين راه به شهادت رسيده ام مبادا بر مرگ من گريه و زاري كنيد و لباس سياه بپوشيد كه اگر لباس سياه بپوشيد من ناراحت مي شوم مبادا با گريه خودتان دشمن را شاد كنيد كه براي من و شما ننگ مي باشد و براي علي اكبر و قاسم گريه كنيد .

    شهيد نعمت الله قاسمپور در روستاي جتوط متولد شدند . ايشان در بين اعضاي خانواده از محبوبين خاصي برخوردار بودند . ايشان در همان دوران كودكي به مسائل ديني متمايل شدند و از سن 5 سالگي شروع به نماز خواندن كردند و روزه مي گرفتند . ايشان تحصيلات خود را تا ديپلم ادامه دادند و با تمام سختي ها و مصائب به تربيت معلم برازجان راه يافتند و پنج ماه مانده به گرفتن مدركشان به شهادت رسيدند . ايشان در زمان نتوجواني و جواني انساني خاضع و فروتن ، با ادب و متين بودند . ايشان در روستا تقريباً با همه سلام عليك داشتند و با خوش اخلاقي با دوستان و اهالي روستا برخورد مي كرد و به خاطر همين امر از محبوبيت زيادي در بين افراد برخوردار بودند . ايشان در زمان نوجواني به ورزش و به خصوص فوتبال بسيار علاقمند بودند و به اين ورزش مي پرداختند .

    شهيد داراي روحيه اي ايثارگر و سخاوتمندي والا بودند تا جائي كه با نداشتن وضعيت مالي خوب پيراهن ورزشي خود را به كساني كه فقيرتر بودند مي بخشيدند ايشان علاقه بسيار زيادي به امام (ره) داشتند و هميشه تمثال مبارك آن حضرت را همراه خود داشتند و در مجالس احترام بسيار زيادي براي آن حضرت قايل بودند و همين امر عامل تشويق و محرك اصلي وي در رفتن به جبهه شد وي در سن 16 سالگي از طريق پايگاه مقاومت بسيج به جبهه اعزام شد . ايشان در مواقعي كه در منزل و مرخصي به سر مي بردند در روستا مشغول جمع آوري كمك و مواد غذائي براي كساني كه در جبهه بودند و مي گفتند : حالا در جبهه دوستان ما به اين وسايل و كمكها نياز دارند . ايشان در عمليات كربلاي 4 زخمي شدند و به خانه آمدند . پس از مداوا دوباره برگشتند و در عهمليات كربلاي 5 شركت كردند و تا 5 ماه به عنوان شهيد مفقودالاثر بودند و بالاخره بعد از پنج ماه و نيم همراه با يكي از ديگر شهداي روستا تشييع شدند و در كنار بقيه شهدا به خاك سپرده شدند . از اين كه خانواده شهيد هستيم خوشحاليم و اميدواريم كه خدا اين هديه را از ما قبول كرده باشد . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    مصاحبه با اعضاي خانواده شهيد

    پرسشنامه شماره 1 ويژه والدين

    شرح زندگي شهيد

    دوره ي پيش از تولد              از زبان مادر شهيد

    شهيد نعمت الله قاسمپور در خانواده اي مذهبي و متدين به دنيا آمد نام شهيد را برادر بزرگترش جناب دكتر قاسمپور انتخاب نمود و و در روزي كه به دنيا آمد من در منزل پدريم در روستاي آل يوسفي بودمن و از همان آغاز مهر خاتصي در دل من جاي كرده بود .

    ب) دوره ي كودكي

    نماز خواندن را از سن 5 سالگي اغاز نمود و از همان موقع شروع به روزه گرفتن كرد و در خانه به پدر و مادر و به خصوص مادر علاقه داشت و در همه مواقع اهتمام به خواندن قرآن مي كرد و هروقت از جائي بر مي گشت به من سلام مي كرد . به بازي فوتبال علاقه بسيري داشت و از خاطرات آن دورانش اين كه ما براي او لباس ورزشي مي خريديم ولي بعد از چند روز مي ديديم لباسهاي نواش را ندارد وقتي به او مي گفتيم لباسهايت كجاست مي گفت آنها را به دوستان فقيرتر از خود داده ام تا آنها هم لباس ورزشي داشته باشند .

    ج) دوره ي خردسالي

    به درس خواندن علاقه زيادي داشت و خودش استعداد خوبي داشت و تكاليف خود را منظم انجام مي داد  و به هم كلاسي هايش رعايت ايثار داشت و سعي مي كرد كه وسايل خود را به ديگران بدهد تا ديگران از آن استفاده كنند . مسائل مذهبي را سعي مي كرد به نحو احسن انجام دهد .

    د) دوره ي نوجواني و جواني

    آنقدر به درس علاقه داشت تا جائي كه مي خواست معلم شود بالاخره به تربيت معلم برازجان راه يافت و مدت يكسال و نيم در آنجا درس مي خواند ولي به دليل علاقه بسيار به جبهه و دفاع از مملكت و ناموس ملت به جبهه رفت و درس خواندن را رها كرد .

    اوقات فراغت خود را بيشتر در مسجد و پايگاه  مقاومت حر جتوط و عصرها را در زمين فوتبال تيم استقلال جتوط مي گذراند و در اين ميان بچه هاي روستا علاقه زيادي به او پيدا كرده بودند و ارتباط صميمي و نزديكي با دوستانش داشت و شبها را در پايگاه و روز را در خانه و يا كنار دوستاتنش مي گذراند . پيروزي انقلاب اسلامي و مبارزه با منافقين و افراد ناباب زمينه تحول روحي او شده بود و علاقه زيادي به مقام معظم رهبري امام خميني داشت . از روحيات و خصوصيات بارز ايشان ، امانت داري ، وفاي به عهد و كمك به ديگران ، شجاعت و معاشرت  با دوستان و آشنايان را مي توان نام برد . نماز را در اول وقت به جاي مي آورد و به روحانيت علاقه زيادي داشت و بيشتر الوقات قرآن مي خواند و يا هميشه مشغول به دعا خواندن بود . هر وقت از جبهه بر مي گشت تا چند روز فقط در فكر جبهه بوئد و مي گفت دوستان و رفيقان من در جبهه احتياج به كمك دارند و سعي مي كرد تا كمكهاي مالي و جنسي مردم را جمع آوري براي رزمندگان بفرستد . بعد از عمليات كربلاي 4 كه زخمي شده بود و به خانه برگشت خود شهيد تعريف مي كرد در خواب ديده ام تا دو نفر عراقي را اسير كرده ام به طوري كه آنها مرا مي كشند و من نيز آنها را به طرف خود مي كشم و يكباره چنين به نظرم مي آيد كه دارم به طرف كربلا پرواز مي كنم و اين طور مي فهمم كه اين بار يا شهيد مي شوم يا اسير ، و نظرات خود را اين گونه در مورد شهادت خود با خواهر و مادر خود در ميان مي گذاشت .

    :::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::

    دفاع مقدس و شهادت

    الف ) سوابق جبهه : معتقد بود كه اين جنگ امتحان ايرانيان است و بايد از ناموس و مملكت خو.د دفاع كنند . براي اولين بار در سن 16 سالگي و از طريق بسيج به جبهه رفت و علاقه بسيار او به شهادت عامل تشويق و محرك اصلي او بود . در جبهه شجاعت و فداكاري هاي زيادي از خود نشان داده بود و در آخرين باري كه مي رفت بسيار خوشحال بود و به خودش الهام شده بود كه به شهادت مي رسد .

    ب) شهادت :

    بعد از انجام عمليات كربلاي 5 به مدت 5 ماه شهيد مفقود الاثر بود و ما نمي دانستيم كه به شهادت رسيده است و يكي از مسئولين بنياد شهيد دشتستان به ما خبر دادند كه نعمت الله به شهادت رسيده است . شهيد بعد از گذشت 5 ماه و نيم با يكي ديگر از شهداي روستا به نام شهيد محمد محمدزاده در تاريخ 22/3/66 در يك مراسم با شكوه تشييع جنازه شدند و در گلزار شهداي روستاي جتوط در كنار ديگر شهدا به خاك سپرده شد .

    در روز تشييع جنازه مراسم به خوبي و با استقبال با شكوه مردم برگزار شد واقعاً مردم قدرشناسي خود را نسبت به آنها ابراز داشتند .

    از اينكه مادر شهيد هستيد چه احساسي داريد ؟

    ـ احساس بسيار خوبي دارم از اين كه خانواده شهيد هستم و بايد بگويم كه در تمام لحظه ها حضور معنوي ايشان را احساس مي كنم و در روز 2 بار تا 3 بار بايد بنشينم و با او صحبت كنم و خاطرات خود را مرور كنم و از مردم و مسئولين مي خواهم كه با اجراي دستورات اسلام و پاسداري از ارزشهاي انقلاب و آرمانهاي شهدا فرهنگ جبهه و شهادت را به جوانان و نسلهاي بعدي انتقال دهند و از خواهران عزيز مي خواهم كه با حفظ حجاب خود حرمت خون شهيدان را حفظ كنند .

    :::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::

    پرسشنامه شماره 6 ويرژه محل تحصيل شهيد نعمت الله قاسمپور

    ضمن معرفي خود خواهشمند است به سئوالات ما پاسخ فرمائيد .

    اينجانب ابراهيم قاسمي ساكن روستاي جتوط

    1. از سجاياي اخلاقي و صفات بارز ايشان براي ما بفرمائيد


    در زمينه دين و مذهب و تعاليم اسلامي علاقه مندي شديدي ابراز مي داشت .

    1. از هوش و استعداد شهيد بفرمائيد ؟ اگر خاطره داريد تعريف كنيد .


    باتوجه به اين كه كمتر مطالعه مي نمود ولي تاكنون در كلاس رفوزه نشده بود .

    1. از ميزان جديت و پشتكار شهيد در كسب علم و دانش بفرمائيد .


    در حد توان خود جديت خاصي داشت .

    1. از نحوه ي مراحل و مدارج تحصيلي ايشان اطلاع داريد بيان نمائيد .


    با توجه به روستايي بودن و عدم امكانات حتي مسائل امرار و معاش با سختي و مرارت تمام تحصيلات خود را تا حد فوق ديپلم رسانيده بود .

    1. چنانچه تقدير نامه يا تشويقات از محل تحصيل دريافت كرده بفرمائيد . در چه موردي توسطه چه كسي بوده است

    2. از نظم و انضباط و رعايت ضوابط ايشان در محل تحصيل و آموزشگاه بيان نمائيد .


    از نظم و انضباط خاصي برخوردار بود و بيش از هر چيز خوش قلب و رئوف بود .

    1. روح تعاون و همكاري شهيد با اوليا و مديران و هم كلاسي هايش را بيان كنيد .


    با توجه به اين كه خود از خانواده ي محروم بود ولي ساير محرومان را هرگز فراموش نمي كرد تا حدي  كه پيراهن تن خويش را به ديگران ايثار مي كرد .

    1. در مرد فعاليت فرهنگي ، سياسي ، مذهبي و نقش شهيد در مدرسه پيرامون فعاليت در انجمن اسلامي پايگاه مقاومت ـ كتابخانه ـ تيم ورزشي توضيح دهيد .


    در بسيج محل و مراسمها حضور چشم گيري داشت . و همچنين در تيم فوتبال محروميت را ايفا مي كرد

    1. نحوه ي برخورد شهيد با هم كلاسي ها را توضيح دهيد .


    ـ تمام هم كلاسي هايش را دوست مي داشت و آنان را بعضاً همراه خود به خانه مي آورد .

    1. پيرامون احترام به معلم و رعايت آداب كلاس توضيح دهيد .


    با تمام وجود ادب و نظم را رعايت مي نمود و احترام معلمين را هميشه داشت .

    1. اگر خاطراتي از شهيد داريد بيان كنيد .


    يك روز كار بنائي داشتيم و روي ليواني تمثال مبارك امام خميني بود كه به يكي از كارگران آب داديم آن كارگر گفت چون روي ليوان عكس امام خميني است من آب نمي خورم ( از روي عدم آگاهي ، زيرا نامبرده بي سواد بود ) همين حرف باعث شد كه شهيد قاسمپور كار را ترك كند و به ما كمك نكند زيرا نمي توانست با نامبرده برخورد ـــ به خاطر شدت علاقه به امام خميني .

    :::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::

    ويژه خواهران شهيد :

    ضمن معرفي خود به سئوالات ما پاسخ فرمائيد .

    اينجانب زهرا قاسمپور خواهر شهيد نعمت الله قاسمپور

    1. از سجاياي اخلاقي و صفات بارز شهيد براي ما بيان كنيد


    ـ شهيد از هر لحاظ بخاطر ايمان و تقوي منحصر به فرد خود و رفتار و اعمال شايسته اي كه در خانه داشتند و با جمع خانواده خوب بود نزد اعضاء خانواده محبوبيت و علاقه خاصي نسبت به خود در ما ايجاد كرده بود براي مثال نمازهاي سر وقت و در رابطه خود با افراد خانه خيلي خوش رو و مهربان بودند با كودكان بازي و با بزرگان خوشرفتار بودند .

    1. چه تحول روحي خاصي در ايشان مشاهده مي كرديد .


    شهيد بزرگوار از همان دوران كودكي يعني از سن 8 يا 9 سالگي به خاطر جوي روحاني كه به وسيله ي پدر گراميش بوجود آمده بود با نمازهاي سروقت و خواندن قرآن در شب و رفتار خوب با افراد تحولي در ايشان ايجاد شده بود .

    1. نحوه ي رفتار ايشان با شما و ديگر اعضاء خانواده چگونه بود .


    ايشان در هر صبح كه از خواب بيدار مي شدند يا از بيرون مي آمدند با تبسمي بر لب به پدر و مادر نخست سلام مي كردند و بعد به خواهران و برادران خود در مورد غذا خوردن با مادرش در يك بشقاب غذا مي خوردند و خوراك يا چيزي را كه داشتند با ما تقسيم مي كردند با آن كه از من كوچكتر بودند . در نحوه ي رفتار ايشان همين بس كه واقعاً برادري را براي ما كامل كردند مثلاً در كار نگهداري بچه ها به من كمك مي كردند و به ما تأكيد داشتند در خواندن نماز و قرآن كوتاهي نكنيد و اگر مشكلي داريد با من در ميان بگذاريد تا در صورت توان برايتان رفع كنم . با مادرم و برادر بزرگمان به خاطر نزديكي زياد كه از لحاظ كوچكترين عضو خانواده و علاقه ي مادر با فرزند و خوش رفتاري با مادرم رابطه صميمي داشتند .

    1. توصيه هاي ايشان براي شما بيشتر در چه موردي بود؟


    ـ توصيه هاي ايشان بيشتر در مورد قرآن و نماز خهواندن و پيروي ازولايت فقيه و جمهوري اسلامي و تربيت فرزندان به نحو شايسته .

    1. در مورد تواضع و فروتني ايشان هرچه به ياد داريد بفرمائيد و در مورد ديگر رفتارهاي ايشان ( امانت داري ، وفاي به عهد )


    در مرد تواضع و فروتني ايشان اين كه با بزرگتر و كوچكترها مهربان و صنيمي بودند و حجب و حياي ايشان زياد صحبت نمي كردند و خنده ي بلند نمي كرد و در مورد امانت داراي و حفظ اسرار اين كه هر درد دلي كه داشتيم با ايشان درميان مي گذاشتيم يا اگر چيزي را كه لازم داشت به او مي داديم به همان صورت اوليه به ما پس مي داد . سعه و صدر ايشان اين كه در ناراحتي ها فقط به ياد خدا بودند و هر كاري را با نام خدا شروع مي كردند . اخلاق و رفتار ايشان همان طور كه قبلاً اشاره شد با همه مهربان به خصوص با مادرم رابطه صميمي داشت . در مورد صداقت ايشان كه نه قسم مي خوردند و نه دروغ مي گفتند حتي در مورد خيلي كوچك و يا در دوران كودكي صفا و صميميت و گشاده روئي اين كه هرچه بگويم كم گفته ام خيلي مهربان ـ خندان و شاد بودند. در مورد صبر و استقامت ايشان اين كه در مشكلات خم به ابرو نمي آوردند فقط خدا را ياد مي كردند وقت شناسي ايشان در مورد نمز خيلي زياد بودو مي گذاشت و به ما هم تأكيد داشتند درمورد وفاي به عهد ، اول به پيماني كه بسته بود وفا مي كرد و بعد موارد ديگر حرفي يا قولي كه مي دا عمل مي كرد .

    1. شما خانواده شهيد و مردم چگونه او را مي شناختيد ؟


    ما بيشتر بعد از شهادت ايشان فهميديم كه خيلي محبوب بوده ، چرا كه بعد از شهادت ايشان مردم ( بعضي از آنها ) در مورد كمك مالي و خوراكي و بعضي در مورد كمك جسمي و روحي ايشان سخن مي گفتند ، مثلاً يكي از افراد مي گفت كه وقتي شهيد بزرگوار زنده بود در شب ماه رمضان سحري براي ما مي آوردند .

    1. رفتار ايشان با دوستانشان چگونه بود؟


    ـ با دوستان مهربان و به ما توصيه مي كردند با مردم دوست باشيد كه با خدا دوست هستيد.

    1. از ديگر ويژگي هاي بارز شهيد براي ما بفرمائيد .


    ـ شهيد علاقه بسياري به تلاوت قرآن و نماز داشتند و در شبهاي ماه رمضان در موقع سحر دعا و ذكر خدا مي كردند وبعد از نماز هميشه قرآن مي خواند و براي انقلاب واسلام و رهبر عزيزمان دعا مي كرد يادم مي آيد در بيشتر وقتها بعد از نماز مخصوصاً نماز مغرب گريه مي كرد و از خدا طلب آمرزش مي كردند .

    1. از شركت شهيد در مجالس مذهبي و انجمن هاي اسلامي ( مثل راهپمائي ها و يا شركت در نماز جماهت بگوئيد


    به نماز جماعت خيلي علاقه داشت و حتي به ما سفارش مي كردند كه نماز جماعت خيلي ثواب دارد و ايشان به خاطر نزديكي خانه ي ما به مسجد در نماز شركت مي كردند .

    1. شركت ايشان در عزاداري امام حسين و همچنين ارادت ايشان به ائمه اطهار چگونه بود ؟


    ـ شهيد  ارادت به اهل بيت خصوصاً علي اكبر و قاسم داشتند حتي در وصيت نامه خود نيز نوشتند اگر من شهيد شدم و نتوانستم قبر علي اكبر و قاسم را زيارت كنم شما قبر آنان را به جاي من زيبارت كرده و ببوسيد . در مجالس عزاداري امام حسين (ع) بسيار شركت مي كرد .

    1. ميزان علاقه شهيد نسبت به امام خميني (ره) و ولايت فقيه را بيان كنيد ؟


    ـ به گفته ي خودش حتي حاضرم جانم را براي امام فدا كنم يادم هست عر وقت اسم امام مي آمد سه صلوات مي فرستاد به ما هم مي گفت بايد صلوات بفرستيد تمام صبحهاي ايشان با امام بود من باورم نمي شد كسي اينقدر به امام علاقه داشته باشد در كتابهاي دانشگاهي هر جا ورق مي زنيم اسم امام و اسلام و پيروزي اسلام و پايندگي انقلاب نوشته شده است .

    1. چه نوع فعاليتهاي سياسي و انقلابي انجام مي داد ؟


    ـ سن زيادي نداشت كه وارد مسائل سياسي شود ولي در راهپيمائيهاي كه در روستا بود شركت مي كرد .

    1. بزرگترين آرزويش چه بود ؟


    ـ بزرگترين آرزوي ايشان هميشه به فكر آن بود و حتي به ما مي گفت براي من دعا كنيد تا در راه خدا به شهادت برسم

    1. ديدگاه شهيد نسبت به نهادي هاي انقلابي ( سپاه ، بسيج‌ ، جهاد و … ) و نقش و ميزان همكاري شهيد در اين نهادها چگونه بود ؟


    يكي از عضو فعال بسيج روستا بود و بچه هاي روستا را براي شركت در بسيج تشويق مي كرد . شبها در بسيج نگهباني مي دادند و در زمان انقلاب فيلم هايي از طرف بسيج استان مي آوردند و در بسيج روستا براي مردم نشان مي دادند .

    1. عقيده ي ايشان در مورد شهيد شهادت چگونه بود ؟


    ـ مي گفت خوشا به حال آنان كه به شهادت رسيدند چقدر خداوند آنها را دوست داشت كه به شهادت رساتنيد و اي كاش من به جاي آنها بودم .

    1. نظر ايشان و رفتار ايشان با خانواده شهيدان چگونه بود ؟


    ـ هميشه به ديدن آنها مي رفت و آنها را دل داري مي داد و به ديدن بچه هاي شهدا مي رفت و آنها را مي بوسيد

    1. هرگونه خواب و الهامات اطرافيان و يا دوستان و يا خود ايشان در ارتباط با شهيد بيان كنيد .


    خود ايشان در خواب ديده بودند دو نفر از سربازان عراقي را اسير كرده اند و چند لحظه بعد نيروهاي عراقي مي رسند و مي خواستند او را به اسارت ببرند و در آن لحظه شهيبد مي گويد خدايا من دوست داشتم شهيد شوم نه اسير و ناگهان صدايي به گوشش مي رسد كه مي گفت بگو يا زهرا و در آن لحظه دستي به سوي ايشان مي آيد و آن دست را كه مي گيرد تا دست مادر است كه بيدار مي شود و خيلي گريه كرد و گفت انشاء الله من روزي به شهادت مي رسم .

    1. آيا بعد از شهادت در خواب شما آمده اند


    چند در خواب ديدم كه به من گفت خواهر گريه نكن و ناراحت نباش من زنده ام و نمرده ام براي چه بي تابي مي كنيد

    1. نحوه ي مراحل و مدارج تحصيلي ايشان را توضيح دهيد


    از اول دبستان تا پنجم در روستا بود و دوره راهنمايي و متوسطه در سعدآباد بود و بعد از اخذ ديپلم در كنكور شركت كرد و در همان سال در تربيت معلم برازجان قبول شد و پنج ماه مانده به اخذ مدرك فوق ديپلم شهيد شدند

    1. اوقات فراغت خود را چگونه مي گذراند (ورزش مدرسه ، مطالعه ، شركت در جلسات مذهبي ، سياسي و …


    ـ در اوقات فراغت وسايل برقي ( الكترونيك ) تعمير مي كرد و در كارهاي كشاورزي به پدرش كمك مي كرد چون علاقه خاصي به ورزش داشت درتيم استقلال روستا فوتبال بازي مي كرد .

    و بيشتر كتابهاي مذهبي مثل ( نهج البلغه و غيره ) و مجله هاي ورزشي مطالعه مي كرد .

    :::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::

    دفاع مقدس و شهادت

    الف) سوابق جبهه

    1. نظر شهيد در مورد جبهه و جنگ چه بود ؟ و چه توصيه هايي در اين مورد به شما و بستگان و ديگران مي كرد ؟


    ـ ايشان مي گفتند كه مي خواهم و بايد به جبهه بروم و اين وظيفه من و شما و ديگران است چرا كه در راه خدا و براي انقلاب مي رويم نه براي خود و دنياي خود و شما نيز مي توانيد از پشت جبهه به طرق مختلف كمك كنيد .

    1. اولين بار در چه سني و چگونه به جبهه رفت ؟


    در سن 15 سالگي و به وسيله بسيج روستا

    1. عامل تشويق و محرك اصلي اعزام به جبهه او چه بوده است ؟


    كمك به اسلام و اطاعت از رهبري

    1. در اولين اعزام به جبهه چه حالات روحي خاصي داشته و توصيه هاي ايشان در هنگام رفتن به جبهه چه بود ؟


    خيلي خوشحال بود چون به آرزويش رسيده بود و مي گفت در راه خدا گام برداريد و فرزندانتان را اسلامي تربيت كنيد .

    1. در مدت دفاع مقدس چه فعاليتهائي پشت جبهه داشت و اگر از همرزمان او شنيده ايد بيان داريد .


    در بسيج كمك هاي خود و مردم را جمع آوري و به آنها كمك مي كرد .

     

    1. آيا در زمان حضور در جبهه براي شمما نامه نوشت ؟ چه مسائلي را مطرح مي كرد ؟ آيا نامه ها موجودند ؟ نزد چه كسي است ؟


    بله ايشان نامه مي نوشتند و از پيشروي ها و پيروزي هاي رزمندگان اسلام و نيز از دعاي در شب ها و كمك به مردم مي نوشتند ، بله موجودند در دست مادر و برادرانم مي باشد

    1. چه تغيير و تحولي روحي خاص بعد از برگشتن از جبهه در او مشاهده كرديد ؟ اگر مورد خاصي مي باشد بيان كنيد .


    ـ ايشان فقط منتظر بودند كه دوباره به جبهه برگردند

    1. چه خاطراتي از جبهه و همرزمانش براي شما و دوستان تعريف مي كرد ؟


    ـ خاطرات شب حمله و پيروزيها و شهادت دوستانش و غيره …

    1. چه فداكاري و خلاقيت و ابتكار و … جنگي از شهيد در دوران جبهه و جنگ به ياد داريد ؟


    ـ اين كه يكي از دوستان ايشان مجروح مي شود و او دوست زخمي خود را به دوش مي گيرد و به عقب بر مي گرداند .

    1. آيا در جبهه با انقلاب و … مجروح هم شد ؟ در چه بيمارستاني بود ؟ چه حال و هوايي داشت . نام بيسمنارستان را ذكر كنيد


    بله در بيمارستان اهواز بود و مي خواست كه از همان جا دوباره به جبهه برگردد .

    1. آخرين مرتبه اي كه به جبهه مي رفت چه حالات روحي داشت و چگونگي وداع را توضيح دهيد ؟


    ـ خيلي خوشحال بودند و مي گفتند كه خواب ديده ام كه يا اسير و يا شهيد مي شوم كه اميدوارم شهيد شوم و براي شهادت خيلي مي گريستند .

    ب) شهادت

    1. چگونه و توسط چه كسي از شهادت برادرتان با خبر شديد ؟


    از طرف يكي از مسئولان بنياد شهيد .

    1. شهادت ايشان چه تأثيري بر شما و ديگر اعضاي خانواده گذاشت و براي استقبال از شهيد چه كارهائي انجام داديد


    ـ از طرفي خوشحال و از طرفي ناراحت . خدا را سپاس و گواه مي گرفتيم و با گل و گلاب به استقبال ايشان مي رفتيم

    1. آيا شهيد تشييع جنازه شده است ؟ چند روز بعد از شهادت تشييع گرديد ؟ لطفاً تاريخ تشييع و محل دفن و نام گلزار را بيان كنيد .


    ـ بله ـ 5 ماه ـ محل دفن ايشان گلزار شهداء روستاي جتوط در تاريخ 4/66

    1. آيا جسد شهيد مفقود بوده و بعد تشييع شده است ؟ علائم شناسايي شهيد چه بوده است ؟


    ـ بله ـ لباس ايشان و اسم روي لباس و دفترچه خاطرات و دعاي كميل در جيب ايشان

    1. چه قسمتهائي از اعضا بدن شهيد كشف و تشييع گرديد ؟


    بعد از 5 ماه لباس و جسد شهيد

    ـ بعد از 5 ماه لباس و جسد شهيد

    1. چه مدت مفقود بوده و توسط چه سازماني يا نهادي پيدا شده و در چه سالي بود ؟


    ـ ه ماه توسط رزمندگان در سال 1366

    1. هر چه در مورد مراسم تشييع و تدفين شهيد به ياد داريد تعريف كنيد ؟


    ـ تمام مردم روستا و نيز روستاهاي اطراف و همچنين از شهرهاي دور و نزديك و تمام دوستان و آشنايان و هم رزمان و دانشجويان همكلاس ايشان با شكوه تمام برگزار شد .

    1. از اين كه خانواده معظم شهيد هستيد چه احساسي داريد؟


    ـ خوشحالم و از خدا شكر مي كنم چون خداوند به ما لطف كرده و اين افتخار را داره كه عضو خانواده شهيد اسلام باشيم

    1. با توجه به گذشت چند سال از شهادت برادرتان ، چقدر حضور معنوي ايشان را در زندگي خود و ديگران احساس مي كنيد ؟


    ـ خيلي احساس مي كنيم مثلاً در خواب ديدن گرفته تا احساس كنار هم بودن .

    1. به نظر شما چگونه مي توان فرهنگ جهاد و شهادت را براي هميشه و نسلهاي حاضر و آينده زنده نگه داشت ؟


    ـ با زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهيدان و ادامه دادن راه شهيدان حرمت آنها را حفظ كرده ايم

    1. شما به عنوان خواهر شهيد چه پيامي يا سخني با مردم و مسئولين داريد ؟


    ـ اين كه به خانواده شهدا احترام بگذاريد و تلاش براي حفظ انقلاب و اين كه مردم قدر انقلاب را بدانند و در راه تحقق آرمانهاي امام راحل تلاش زيادي كنند و از خدا بخواهيم تا طول عمر به رهبر عزيزمان بدهد .

    :::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::    ::::::::::::::::::::

    بيان سجاياي اخلاقي و خدمات و ويژگي هاي شخصي شهيد

    ـ شهيد در زمان نوجواني و جواني انساني خاضع و فروتن و با ادب و متين بودند . ايشان در روستا تقريباً با همه سلام عليك داشتند و با خوش اخلاقي با دوستان و اهالي روستا برخورد مي كرد و به خاطر همين از محبوبيت خاصي در بين افراد برخوردار بودند ايشان در زمان نوجواني به ورزش و به خصوص فوتبال بسيار علاقه داشتند داراي روحيه اي ايثارگر و سخاوتمندي والا بودند تا جائي كه با نداشتن وضع مالي خوب پيراهن ورزشي خود را به كساني كه فقير تر بودند مي بخشيد . شهيد علاقه وافري به امام ( ره ) داشتند و هميشه تمثال مبارك امام را به همراه خود داشتند و در مجالس احترام زيادي براي آن حضرت قائل بودند و همين امر عامل تشويق و محرك اصلي وي براي رفتن به جبهه بود . ايشان در سن 16 سالگي از طريق پايگاه مقاومت بسيج به جبهه اعزام شدند و در مواقعي هم كه در منزل بودند در روستا مشغول جمع آوري كمك و مواد غذايي براي كساني كه در  جبهه بودند مي شد و مي گفت دوستان در جبهه به اين وسايل نياز دارند ايشان در عمليات كربلاي 4 زخمي شدند و به خانه آمدند و براي بار دوم در عمليات 5 شركت نمودند و تا 5 ما به عنوان شهيد مفقود الاثر بودند و و بالاخره بعد از پنج ماه و نيم خبر شهادت ايشان داده شد .

    نام پدر شهيد : عباس قاسمپور

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار جتوط
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید