مشخصات شهید

شهید نعمت الله دشتیانه

101
نام نعمت الله
نام خانوادگی دشتيانه
نام پدر ابراهيم
تاربخ تولد 1338/02/09
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1362/01/26
محل شهادت شرهاني
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات ديپلم
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • زندیگنامه شهید:

    بسم رب الشهداء

    شهيدنعمت الله دشتيانه در سال 1341 در خانه محقر وكوچكي در شهر برازجان ديده به جهان گشود در دوران كودكي در دامان پدر و مادر برومند مذهبي تربيت گرديده دوران ابتدايي را به پايان رسانيد سپس وارد مدرسه راهنمايي گرديد وبا استعدادي كه داشت با موفقيت اين دوره را به پايان رسانيد. تقارن با همين دوره اساتيدي از قم براي تعليم قرآن آمدندنعمت الله با علاقه در دروس آنها شركت كرد وموفقيتي چشمگيربه دست آوردودر يكي از سالهاي به عنوان شاگرد نمونه شناخته شد و به دريافت تشويق نامه از طرف تبلغات اسلامي قم نائل گرديد.دوران دبيرستان راهمچنان با موفقيت به پايان رسانيد در اين زمان انقلاب شكوهمند اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني به اوج خود رسيد اين شهيد عزيز فعالانه در اين نهضت الهي در راهپيمايي ها وتظاهرات شركت داشت ودستورات وفرامين اسلام را در ميان دوستان وبستگان خود بازگو مي كرد در سالي كه نهضت به اوج قدرت رسيد شهيد دشتيانه مكلف به وظيفه گرديد وآن خدمت مقدس سربازي بود تا اينكه به خدمت سربازي اعزام شد بعد از پايان دوره آموزشي به بندر خارك منتقل گرديد پس از مدتي نامه اي به من نوشت كه برادرجان من در اينجا نمي توانم بمانم بايد به جبهه بروم. نعمت الله با دوستان خود تقاضاي انتقال به جبهه را داد وبالاخره توفيق يافت و او را به جبهه اروند كنار انتقال دادند.در اين موقع مايه شناختش نسبت به اسلام به حد ديگر رسيده بود وبه امام بزرگوارمان پاسخ مثبت داد ولبيك به حسين زمان گفته بود به مرخصي آمد از او در مورد جبهه سئوال شد كه وضع چطور است پاسخ گفت آثار خدايي ونصرت غيبي را با چشم ودل مي بينيم كه ما را حفظ مي كنند ومسلماً پيروزي با رزمندگان اسلامي ايران است .با وجودي كه مدت 15 روز مرخصي به او داده بودند ودر اين ايام روزه دار بود ومي گفت اين عمل خودسازي است ولي هنوز بيش از 6 روز از مرخصي اش سپري نشده بود كه عمليات رمضان شروع شد او همان روز بليط براي رفتن گرفت چون اظهار داشت كه احتمال داردكه حمله بعثيون را داشته باشيم بايد بروم خرمشهر،فرداي آن روز به گروهان خود كه در خرمشهر بود رفته وبه قسمت خود ملحق مي شود وتا پايان خدمت سربازي از سنگر اسلام در خرمشهر دفاع كرد.بعد از پايان خدمت سربازي يك هفته بيشتر پيش مانبود وآرام نداشت .مي گفت جاي من جبهه است خودم اينجا هستم ولي روح ودلم پيش دوستان سنگر نشين است بايد بروم مادرم مي گفت فرزندم ما از ديدن تو سير نشده ايم تو خسته اي ولي او راهي را يافته بود كه راه اولياءالله بود او عاشق شهادت ورسيدن به معبود خود بود بعد از دوماه عده اي از همسنگرانش به مرخصي آمدند گفتند كه نعمت الله تمديد دوره نموده است .در حمله والفجر از گروه تخريب به گروه ويژه مي رود تا بتوانند بهتر به اسلام ودست آوردهاي انقلاب خدمت كند وبه راستي خدمتي را انتخاب مي نمايد كه در خور يك فرد مسلمان متعهد است او هرچه داشت طبق اخلاص نهاد وتقديم اسلام وخط امام كه خط اولياءالله است نمود. ما خانواده اش از شهادتش كه براي ابقاء احكام اسلام است مفتخريم راهي رفت كه شايسته مقام يك انسان واقعي است در نامه هايش همواره دعاگوي امام بود واز ما مي خواست امام را دعا  كنيم .خدايا به ما توفيق بده راه شهيدان را كه راه رجال الهي است ادامه دهيم. خدايا امام عزيزمان را حفظ واسلام را پايدار فرما . خدايا پرچم اسلام را بركاخ مستكبران ودشمنان دين برافراز.خدمتگزاران به دين اسلام را درهر لباس كه هستند محفوظ بدار .

      ادامه مطلب
    بسم رب الشهداء

    «رب اشرح لي صدري ويسر لي امري واحلل عقده من لساني يفقهواقولي .»

    پروردگارا فراخ گردان سينه ام را و آسان كن برايم كارم را وباز كن گره از زبانم ، تا دريابند گفتار مرا .

    سلام به رهبركبير انقلاب وامت شهيد پرور ايران ايران وسلام ودرود به شهيدانمان كه با خون خود اين نهال آزادي ودرخت اسلام را آبياري كردند وسلام وصد سلام وبه رزمندگان كه در راه پيشبرد مكتبشان شجاعانه مي رزمند .نمي دانم نامه بنويسم يا وصيتنامه بهر حال وقتي كه شما اين نوشته را مي خوانيد ممكن است در اين دارفاني نباشم اول از همه مي خواستم بگويم كه قدر امام را بدانيد وبرايش دعا كنيد .چون وجود او بود كه به ما آگاهي وحركت داد تا توانستيم اسلام را زنده كنيم بعد از مدتها كه فراموش شده بود وبه جهانيان نشان دهيم كه اسلام يك دين جنبش وحركت وفعال ودر همه بعد نمونه است . پدر ومادر عزيزم خواهش مي كنم براي  من گريه نكنيد چون شما تنها كساني نيستيد كه در راه خدا فرزندشان را مي دهند شما نه تنها بايد ناراحت نباشيد بلكه بايد خوشحال هم باشيد.كه امانت خدارا به دستش مي دهيد.وشما خواهرانم هم سعي كنيد كه بچه هايتان را خوب تربيت كنيد كه براي اسلام فرد مفيدي باشند وتو برادرم سعي كن جاي خالي مرا پيش پدر ومادر م پر كني وتا مي تواني به آنها  احترام بگذاريد.كه خدا از كار تو راضي شود وهر وقت هم توانستي سري به جبهه بزن تا عشق وصفا وصميت وايثار را با چشم خودت ببيني. 15 روز روزه بدهكارم بدهيد وبه جايم بگيريد.جسدم اگر بدستتان رسيد حدالامكان سعي كنيد آن را پيش قبر شهداء دفن كنيد .از همه شما التماس دعا دارم .

     

    نعمت الله دشتيانه .

      ادامه مطلب
    بسم رب الشهداء

     

    مصاحبه با مادر شهيد : فاطمه لاردشتي :

    شهيد در سال 1341 در خانه محقر وكوچك در برازجان ديده به جهان گشود. در كودكي زير نظر خودم وپدرش دستورات مذهبي را آموخت وبسيار با خدا بود.تا اينكه به مدرسه رفت وتا دوره ابتدايي را سپري كرد هميشه با نمرات خوب قبول مي شد وهمه معلمين از او راضي بودند وبعد كه وارد مدرسه راهنمايي شد و با استعدادي كه داشت با موفقيت اين دوره را نيز به پايان رسانيد وتقارن با همين دوره مدرسيني از قم براي تعليم قرآن آمدند كه نعمت الله با علاقه در دروس آنها شركت كرد وموفقيتي بدست آورد ودر يكي از سالهاي بعنوان شاگرد نمونه انتخاب شد وبه دريافت تشويق نامه از طرف تبليغات اسلامي نائل گرديد.دوران دبيرستان را نيز با موفقيت به پايان رساند در اين زمان انقلاب شكوهمند اسلامي ايران به رهبري حضرت آيت الله امام خميني(ره) به اوج خود رسيد واين شهيد عزيز فعالانه در اين نهضت عظيم الهي در راهپيمايي هاي وتظاهرات شركت داشت ودستورات وفرامين اسلام را در ميان دوستان وبستگان خويش بازگو مي كرد.ودر سالي كه نهضت به اوج خود رسيده بود ودانشگاهها تعطيل بود نتوانست به دانشگاه برودتا سرانجام انقلاب پيروز شد شهيد دشتيانه مكلف به وظيفه مقدس سربازي شده وخدمت مقدس سربازي اعزام شد.بعد از دوره آموزشي به خارك منتقل گرديد وبعد از مدتي كه آنجا بود همراه با تعدادي ازدوستان همدوره خود تقاضاي انتقال به جبهه را نمودند وبالاخره موفق شد كه به همراه دوستان خود به جبهه اروند كنار اعزام شدند.به خانواده خود كه يك  برادر ودوخواهر بود خيلي احترام خاصي قائل بود.وحقيقتاً آنها را بسيار دوست مي داشت .به ورزش وتفريح  خيلي علاقه داشت خيلي پسر مومن ومتدين بود.روابطش با دوستان وهمسايگان وفاميل بسيار خوب وزبانزد همه بود.يادم مي آيد همه كه در كوچه با دوستانش بازي مي كرد همه از خوش اخلاقي او مي گفتند .

    روابطش با پدر وبرادر وخواهرانش بسيار خوب بود با خويشاوندان وهمسايگان نيز بسيار مهربان بود.به همه سلام مي كرد وهيچگاه منتظر نمي ماندكه كسي به او سلام كند.ديدگاه شهيد نسبت به انقلاب اسلامي بسيار خوب وباز بود وبه روحانيت علاقه وافري داشت . ودر گروههاي سياسي كه موافق انقلاب اسلامي بودند خيلي علاقمند بود.رفتارشهيد با والدين بسيار خوب بود هم من و هم پدرش از او راضي بوديم .

    نسبت به انجام واجبات وترك محرمات تا آنجا كه برايش مقدور بود وكاملاً سعي مي كرد كه به نحوه احسنت رعايت كند.هميشه در نماز جماعت شركت مي كرد وحتي به مستحبات عمل مي كرد وارادت خاصي نسبت به اهل بيت(ع) داشت .ودر بيشتر مواقع به آنها متوسل مي شد . علاقه بسياري به قرآن مجيد داشت .

    به حق الناس خيلي اهميت مي داد. در ميان مردم محبوبيت ويژه اي داشت وهمه اورا دوست داشتند.

    ///////

     

    مصاحبه با خواهر شهيد مصاحبه نعمت الله دشتيانه :

    برادرم در خانواده جايگاه خاصي داشتند همه را دوست  داشتند وهمه اعضاي خانواده نيز او را دوست داشتند وبراي او احترام قائل بودند. باپدر ومادرم رفتار بسيار خوبي داشتند وآنها را بيش از حد دوست داشتندبه تمام اعضاي خانواده احترام مي گذاشتند.هميشه ما را سفارش به شناخت بيشتر خداوند مي نمود وسفارش به داشتن حجاب ما مي كرد .ارتباط خوبي با دوستانش داشت وخيلي با آنها صميمي مي شد وبه درد دل آنها آشنا بود هر وقت يكي از آنها مشكلي داشت وبه حل مشكل آنها مي پراخت وهميشه به مانيز مي گفت كه دوست خوب انتخاب كنيد دوستي كه با خدا باشد.علاقه شهيد به قرآن ودعا ونيايش بسيار زياد بودو بيشتر موقع او را در حال تلاوت قرآن وذكر دعا مي ديديم .

    تابع ولايت فقيه ودوست دار امام خميني (ره) بود. آرزو داشت حكومت جمهوري اسلامي در تمام دنيا اتفاق بيافتد ومردم از ظلمت وجهل وناداني نجات پيدا كنند ورژيم غير اسلامي آنها اسلامي شود.ايشان با بسيج همكاري داشتند.ايشان دربرازجان دوره ابتدايي وراهنمايي و دبيرستان را به پايان رساندند وديپلم گرفتند وبه كلاسهاي قرآن مي رفتند وافتخاراتي نيز بدست آوردند هميشه كتابها مذهبي مطالعه مي كردند.در مورد جبهه وجنگ ايشان مي فرمودندكه تا پاي جان بايد از اين آب وخاك نگهباني كنيم وپاسداري آن را بر عهده داشته باشيم .در زماني كه خدمت سربازي را انجام مي دادند وبه جبهه اعزام شدند. در جبهه كه بودند به ما نامه مي نوشت وبعضي اوقات با تلفن از حال ما باخبر مي شد. توسط بنياد شهيد ما خبردار شديم بله تشيع شد بعد حدوداً يك هفته بعد از شهادتشان وگلزار شهداي برازجان دفن شد .تشيع جنازه باشكوهي بود. از اينكه جز خانواده شهيد هستم به خود مي بالم وافتخار مي كنم كه چنين برادري داشتيم وتقديم به اسلام كردم .وهميشه در زندگي به او ياد او هستيم .شهيد بزرگوار تا حد زيادي به شناخت اسلام رسيده بود كه يادم مي آيد وقتي براي مرخصي به برازجان مي آمد ومدت 15 روز بايد در برازجان مي ماند وتمام اين روزها را روزه مي گرفت وچنان بي قراري مي كرد براي برگشت مجدد به جبهه كه همانجا تعجب مي كرديم .مثلاً در يكي از مرخصي هاي او بود كه حمله رمضان شروع او از همان روز اول حمله عازم جبهه خرمشهر شد وبه دوستان خود ملحق شد وتا پايان خدمت سربازي از سنگر اسلام در خرمشهر دفاع كرد .وبعد از پايان خدمت سربازي فقط يك هفته توانست در برازجان بماند واز طريق بسيج به جبهه اعزام گرديد وقتي مادرم به او مي گفت ما هنوز ازديدن تو سير نشده ايم پيش ما بمان نعمت الله مي گفت مادر جان نمي توانم از اينجا بمانم چون وقتي اينجا هستم احساس مي كنم كه روح ودلم در جبهه پيش هرزمانم است وخلاصه باز به جبهه اعزام شد در حمله والفجر به گروه تخريب رفت وبعد از دوماه به گفته دوستانش تمديد دوره نمود وبعد به شهادت نائل شد.ما از شهادت برادر عزيزمان مفتخريم زيرا شهادتش براي ابقاي احكام اسلام است .واقعاً تمامي شهدا به راهي رفته اند كه شايسته مقام يك انسان واقعي است و هيچوقت پشيماني ندارد. خدايا به همه ما توفيق بدهد تاراه شهيدان را كه راه مردان خداست ادامه بدهيم .

    انشاالله . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید