مشخصات شهید

شهید نصرالله دشمن زیاری

34
نام نصرالله
نام خانوادگی دشمن زياري
نام پدر علي
تاربخ تولد 1344/06/01
محل تولد بوشهر - ديلم
تاریخ شهادت 1361/09/04
محل شهادت عين خوش
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات پنجم ابتدايي
مدفن كنار كوه
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    (( بالاتر از هر نيكوكاري ، نيكوكاري ديگريست ، تا آنگاه كه مرد در راه خدا شهيد شود ، همين كه در راه خدا شهيد شد بالاتر از او نيست ))   رسول اكرم (ص)

    شهيد نصرالله دشمن زياري فرزند حاج علي در تاريخ 1/6/1344 در خانواده اي مؤمن و متدين به دنيا آمد . ايشان فرزند دوم و كوچكترين عضو خانواده بودند ، پدرش كشاورزي زحمتكش بود كه اكنون در قيد حيات نيست . نصرالله دوران كودكي را مانند ساير كودكان روستا در كنار بازيهاي كودكانه به پدر و مادر در كشاورزي كمك مي كرد .

    گويـند كـه بـا نام تـو مجنـون گم شد

    در چــشم  تـو آفـتاب گردون گم شـد

    مـن مـي گويـم سـتاره اي بـود شهـيد

    پيدا شد و چرخي زد و در خون گم شد

    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    جبهه :

    نصرالله براي اولين بار همراه با پسرعمه خود ( علي حسين دشمن زياري ) بدون اطلاع خانواده به سپاه رفتند و براي رفتن به جبهه ثبت نام كردند تا كسي از خانواده مانع رفتن ايشان نشود .

    آخرين اعزام نصرالله به جبهه منطقه شرهاني بود كه كل حضور ايشان در جبهه چهار ماه و يازده روز بود .

    شهيد دشمن زياري آخرين باري كه به مرخصي آمده بود اول به منزل يكي از آشنايان رفت و به او گفت : من مي خواهم بروم و براي پدر و مادرم هديه اي بخرم چون بدون اجازه آنها به جبهه رفته ام مي ترسم از من ناراحت باشند . نصرالله بعد از اتمام مرخصي براي بار آخر راهي جبهه شد و در عمليات محرم در منطقه شرهاني در تاريخ 4/9/61 در سن 17 سالگي مفقود الأثر شد تا اينكه بعد از 12 سال جسد ايشان به وسيله گروه تفحص شناسايي و به خانواده اش تحويل داده شد .

    مصاحبه با نزديكان شهيد :

    مادر شهيد :

    نصرالله خيلي پسر مهربان و با محبتي بود صبح ها وقتي از خواب بيدار مي‌شد اول نمازش را مي خواند بعد پيش من مي آمد و حالم را جويا مي‌شد و هميشه دست مهربانش را بر سرم مي كشيد . قبل از رفتن به هر جا با من مشورت مي كرد ، هيچ وقت كاري نكرد كه باعث ناراحتي من شود و از او دلگير شوم .

    برادر شهيد : نصرالله بسيار مهربان و خنده رو بود . به ديدن همه آشنايان و اقوام مي رفت و از ايشان دلجويي مي كرد و هميشه مقدم به سلام بود . همه را دوست داشت و به همه احترام مي گذاشت .

    خوابي از همرزم شهيد :

    قبل از اينكه جسد نصرالله پيدا شود دقيقاً چند روز قبل از آن خواب ديدم كه نصرالله پيش من آمد و گفت : من در ايرانم اما در خانه خودم نيستم . چند روز بعد كه پيكر او شناسايي شد تعبير خوابم را فهميدم .

    سرلـوحه لوح افـتخار است شهيد

    بر توسن معرفت سوار است شهيد

    با جلـوه والاي خـداجـويي خود

    در اوج مسير رهسپار اسـت شهيد

    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار كنار كوه
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید