مشخصات شهید

شهید مهدی پولادی

10
نام مهدي
نام خانوادگی پولادي
نام پدر پولاد
تاربخ تولد 1358/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1378/08/12
محل شهادت ايرانشهر
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سربازنيروي انتظامي
شغل -
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن باغك
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    اصل ونسب:

    پدرش پولاد فرزند حاجي است . و مادرش ا شرف اهل گرگور مي باشد. اين شهيد از طايفه پولاديهاست كه از حجاز به ايران آمده اند . زماني كه سعد ابن ابي وقاص همراه لشكر راهي مرزهاي ايران شد سه روز پياپي به مرزهاي ايران حمله آورد زيور آلاتي كه فرماندهان ايران بر تن داشتند آنها را بيشتر به جنگ حريص مي كرد در آن زمان سلاح روز زره ، نيزه،شمشير،كلاهخود و تبر بوده است . چنين لشكري لازم بود كه گروهي صنعتگر همراه داشته باشد تا وسايل آنها را تعمير و بازسازي نمايد بدين جهت گروهي صنعتگر كه نسبشان به عمار ياسر مي رسد همراه سپاه به ايران آمدند ولقب پولاد بر آنها تعلق گرفت و در كرمانشاه مسكن گزيدند كه پس از گذشت روزگاراني دراز اعقاب اين طايفه به شهر شاپور نزديك قائميه (چنار شاهيجان) آمده و در آنجا ساكن شدند. خانواده شهيد مهدي پولادي در روستاي محمدعلي حيدر زندگي مي كنند .

     

    ولادت:

    در اولين روز از آخرين ماه سال 1358 فصل زمستان نزديك غروب فرزندي متولد مي شود كه پدر نام مهدي را براي او انتخاب مي كند.

    فصل زمستان آخرين روزهاي خود را پشت سر مي گذارد و زمين خود را براي سفره سبز بهاري آماده       مي كند.زوزه سرما جاي خود را به آواز هزار مي دهد و شكوفه هاي خندان تن پوش نرم خود را زير بارش بهاري مي شويد.

    در اين رفتن ها و ماندن ها و جستن ها دومين فرزند اين خانواده نامش به يكي از القاب امام دوازدهم مزين مي گردد.ما شيعيان كمتر اتفاق مي افتد كه حداقل براي يكي از فرزندانمان اسامي چهارده معصوم يا انبياءالهي را انتخاب نكنيم!.

    اين پايبندي و ارادت به پيامبر(ع)در روستاهاي استان بوشهر به وضوح ديده مي شود.

    اما انتخاب نام مهدي براي مولود برگرفته از چيست؟ حضرت حجه ابن الحسن العسكري(ع) در روز جمعه 15 ماه شعبان به دنيا آمد و انتخاب اين اسم براي اولاد نشانه ارادت خاص پيروان حضرتش مي باشد.

    پدر با انتخاب چنين نام نيكي حقي كه فرزند بر او داشته ادا كرده است و ارادت خود را به  آل محمد (ص) نشان داد.

    مهدي پولادي در 6 ماهگي دچار آسم مي گردد و بارها تحت درمان قرار مي گيرد .وي در دوران كودكي 14 بار واكسينه مي شود ،پولادي و خدري بهداشتياران خانه بهداشت باغك كار واكسيناسيون را بر عهده داشته اند .مهدي به علت درمان هاي مكرر از مشكل آسم رهايي پيدا مي كند.

    بازيهاي كودكانه:

    مهدي در همان اوان كودكي براي بازي به همسالان خود روي مي آورد .كم كم كه بزرگتر شد عشق و علاقه زيادي به فوتبال نشان داد و حتي وسايل ورزشي او هنوز در منزل نگهداري مي شود گوشه اي از منزل را براي بازي خود اختصاص داده بود و بسيار پر جنب و جوش و پر انرژي بود و همين امر باعث توانمندي او شده بود.

    امرار معاش:

    پدر شهيد به مدت 24 سال در نيروي دريايي بوشهر مشغول به كار بود  و از اين طريق امرار معاش مي كرد است .پس از آن به شغل آزاد روي آورد مهدي نيز پس از ترك تحصيل به ياري او شتافت و او را در مخارج منزل يار و ياور بود.

    تحصيلات:

    مقطع ابتدائي:

    مهدي پولادي سال 66  - 65 تحصيلات ابتدايي خود را در كلاس اول شروع مي كند و وارد دبستان شهيد دشتي حسيني باغك مي گردد.

    اين دبستان كه در سال 1328 تأسيس گرديده است دادگر نام داشته است كه پس از شهادت            سيدغلامحسين دشتي حسيني به شهيد دشتي حسيني تغيير نام مي دهد.

    مهدي گواهينامه پايان تحصيلات ابتدائي خود را در سال 71  - 70 دريافت مي نمايد.

    از مديران تحصيل مقطع ابتدائي ايشان مي توان رباب آتشي ،شهربانو بوشهري و زمان كللي را نام برد.

    مقطع راهنمايي:

    دانش آموز مهدي پولادي در تاريخ 20/8/74 در مدرسه راهنمايي ترك تحصيل مي كند.

    در سال تحصيلي 76  - 75 درس خود را در پايه سوم آموزشگاه شهيد تهمتن دنبال مي كند و موفق به اتمام اين دوره نمي گردد . مديران اين دوره وي حسيني،تهمتن و پولادي بوده اند .

     

    پس از تحصيل و دوران سربازي :

    مهدي پولادي  به كار روي آورد .علاقه وافر به كار داشت و از بي كاري متنفر بود.به مدت سه ماه در نيروگاه بوشهر به كار مشغول گرديد.

    كارگري را به طور پراكنده نزد بناهاي محل دنبال مي كرد از هيچ كار خداپسندانه اي براي امرار معاش ابا نداشت.

    دوران خدمت سربازي او در 18/12/77 فرا رسيد و سرباز نيروي انتظامي گرديد .او دوره آموزشي را در جهرم استان فارس به مدت سه ماه پشت سر گذاشت و براي خدمت به زاهدان اعزام شد و در ايرانشهر مشغول به خدمت گرديد.آخرين مرخصي ايشان براي ديدار با خانواده و استراحتي چند ،در مهرماه 1378 اتفاق مي افتد.

    وي پس از اتمام مرخصي به محل خدمت مي رود كه 18 روز پس از عزيمت در روستاي گورناك از توابع ايرانشهر در حالي كه بيباكانه با اشرار در حال نبرد بود در تاريخ 12/8/78 در حالي كه7 ماه و 24 روز از دوران سربازي را پشت سر گذاشته بود به شهادت مي رسد.

    خبر شهادتش توسط يكي از همرزمانش به نام روح لله پولادي به خانواده اش اعلام مي گردد و پس از آن به طور رسمي از نيروي انتظامي اين خانواده در جريان شهادت فرزندشان قرار مي گيرند.

    شهيد در زمان شهادت 19 سال و 8 ماه و 11 روز داشت .

    تشييع جنازه و دفن:

    پس از 4 روز كه از واقعه شهادت مهدي مي گذشت در 16/8/78 پيكر پاكش از بوشهر به سوي زادگاهش باغك منتقل گرديد.

    مردم كه از اقصي نقاط شهرستان در اين تشييع جنازه شركت كرده بودند پيكر اين شهيد را تا بهشت عسكري باغك تشييع نمودند.

    پرسنل نيروي انتظامي همراه با گروه موزيك در اين تشييع جنازه شركت داشتند .مسئول عقيدتي سياسي نيروي انتظامي حجه الاسلام حسيني در اين مراسم سخنراني نمود .سرانجام پيكر اين شهيد بزرگوار در كنار ديگر لاله هاي خونين دفن گرديد.

     

     

    سجاياي اخلاقي:

     

    مهدي پولادي در صبوري ،بي باكي و شجاعت زبانزد خاص و عام بود و حتي فرماندهان وي شجاعت ايشان را تحسين مي كردند.قوي پنجه و چالاك بود و از اين توانمندي در امور خيريه بهره مي جست .به دنبال رزق و روزي از طريق كار بود و بدين سبب سخت ترين كارها را انجام مي داد و انجام اين كارهاي مشكل او را قوي و چابك بار آورده بود.

    او به پهلوان طايفه شهرت داشت. و اين را همه مي‌دانستند . در تهور و بي باكي او همين بس كه دشمن از شدت خشم بدنش را با گلوله هاي بيشمار سوراخ سوراخ كرده بود.

    مهدي در ساختن بناي حسينيه ، هنگامي كه به مرخصي مي‌آمد به كارگران كمك مي كرد.

    در بناي مسجد محل يك تنه كار سه نفر را انجام مي داد و پيشرفت فيزيكي مسجد و حسينيه محل با حضور او عينيت بيشتري مي‌گرفت.

    علاقه وافري به مادر نشان مي داد و كمترين بيماري او را تحمل نمي كرد و خواستار درمان او در اسرع وقت بود. اقوام را فراموش نمي كرد و در مواقع لازم نسبت به رفع حاجت آنها اقدام مي كرد .سحرخيز بود و به آن عادت كرده بود.

    در امور خيريه و عام المنفعه در حد توان از هيچ كوششي فروگذار نمي كرد.ديگر ويژگي اين شهيد آن كه صله ارحام را در برنامه هاي خود قرار داده بود. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    خاطرات:

    ‹‹كار در مسجد››

    مشغول كار در مسجد محل بوديم ،اكثر جوانان محل براي كمك حاضر بودند .آن روز بايد تيرآهن بالا برده مي شد ،كار مشكلي بود هرچند نفر يك تيرآهن را به بالا منتقل مي كرديم.اما مهدي خود به تنهايي در يك طرف قرار مي گرفت و ديگران در طرف ديگر و با گفتن يا علي و حمل تيرآهن كار را براي همگان آسان كرده بود.

    ‹‹ به نقل از علي پولادي››

    ‹‹آخرين روز››

    به مرخصي آمده بود اما كمك به كارگران در حسينيه را به استراحت ترجيح مي داد. وقتي كه خواست به محل خدمت برگردد بناي حسينيه هنوز تمام نشده بود و از اين بابت آزرده خاطر بود كه اين جمله را ادا كرد:

    ‹‹انشاءلله كه برگردم و حسينيه را تمام شده ببينم››

    مهدي شهيد شد و هرگز بناي تمام شده حسينيه را نديد.

    ‹‹به نقل از مادرش››

    ‹‹ نترس باشيد››

    مي گفتند مهدي مار مي گيرد و نمي ترسد ولي باورم نمي شد.

    صبح بود و هنوز خورشيد طلوع نكرده بود كه مهدي را در گوشه اي از حياط كنار يكي از نخلهاي خرما ديدم.

    يك لحظه شوكه شدم او ماري را گرفته بود كه بسيار قطور و بزرگ بود.گفتم:چرا اين كار را مي‌كني ممكن است به تو نيش بزند.

    جواب داد از مار مي ترسيد مگر مار ترس دارد.

    « به نقل از مادرش »

    ‹‹تخته سنگ››

    تخته سنگ بزرگي در كنار دفتر مخابراتي محل بود .جابجا كردن آن واقعاً مشكل بود،حتي به اتفاق دو نفر از دوستان نتوانستيم آن را تكان دهيم كه مهدي از راه رسيد.

    سنگ را با كمترين فشار بلند كرد و با ك و قوي بودنش ما را به حيرت واداشت.

    « به نقل از جبار خدري » ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار باغك
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید