مشخصات شهید

شهید محمود نجفی

29
نام محمود
نام خانوادگی نجفي
نام پدر ابراهيم
تاربخ تولد 1332/02/14
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1360/04/07
محل شهادت مريوان
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل آموزش وپرورش
تحصیلات فوق ديپلم
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید:

    بسم رب الشهداء

    شهيد محمود نجفي فرزند ابراهيم در تاريخ 14/4/32 در برازجان ديده به جهان گشود.در خانواده آي مذهبي كودكي خويش را سپري كرد و وارد مدرسه گرديد.شهيد محمود نجفي در عنفوان جواني خويش در تظاهرات بر عليه رژيم منحوس پهلوي شركت مي كرد ودر برپايي تظاهرات نقش ويژه آي از خويش ايفا مي نمود. در بعد از پيروزي انقلاب نيز ايشان در بسيج مستضعفين فعاليت خويش را آغاز نمود و در پايگاه محله و شهر خويش به نگهباني و حراست مي پرداخت. وي تحصيلات  خود را تا مقطع دانشگاه و اخذ مدرك فوق ديپلم ادامه داد و بعد از آن به حرفه مقدس معلمي مشغول گرديد.ايشان با شروع جنگ تحميلي عراق بر عليه ايران به ميادين نبرد حق بر عليه باطل شتافت و بارها در اين ميدان چون ميادين ديگر شركت نمود. شهيد محمود نجفي فردي وارسته و عاشق امام خميني بود و هميشه به نماز جماعت و جمعه اهميت مي داد ايشان نه تنها در شغل مقدس معلمي به فعاليت مي پرداخت و دانش آموزان را با افكار مقدس خويش آشنا مي نمود بلكه مردم و اقوام و خويشاوندان نيز متأثر از افكار معنوي ايشان بودند. ايشان در نهايت با توجه به حس پاسداري از كيان انقلاب اسلامي بار ديگر عازم جبهه نبرد حق بر عليه باطل گرديد و در تاريخ 7/4/1360 در مريوان بر اثر اصابت گلوله به فيض عظماي شهادت نائل گشت . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    بسم رب الشهداء

    خاطرات برادر شهيد محمود نجفي:


    شهيد محمود نجفي در تاريخ 12/4/32 در شهر برازجان متولد گرديد. وي فوق ديپلم علوم انساني و دبير آموزش و پرورش بود . پس از شروع جنگ تحميلي و نياز ارتش به نيروهاي دوره ديده كساني كه منقضي خدمت سال 56 بودند براي انجام 6 ماه دوره احتياط دعوت شدند. ايشان نيز بر حسب وظيفه سنگرتعليم وتربيت را رها كرد و در سنگر جهاد و مبازره مشغول به خدمت شد. لذا به تهران واز آنجا به سنندج وسپس در جبهه مريوان اعزام شدند. ازآنجا كه رفتار وكردار بسيار خوبي داشتند در خانواده از محبوبيت بسيار زيادي برخوردار بود خصوصاً علاقه و پيوندناگسستني كه بين ايشان و پدرمان بود باعث گرديد كه وي از وضعيت جبهه اي كه در آن به سر مي برد ما را خبر نسازد و در پاسخ سئوال ما هميشه مي گفت : ما در يك كسجد هستيم و اصلاً در آنجا خبري از جنگ نيست. به عده اي از دوستانش نيز سفارش كرده بود كه خبر سلامتي من را به وسيله تلگراف هر دو هفته اي به خانواده ام برسانيد. تا آنها به فكر من نباشند و نگران نشوند زيرا علاقه مندي شديد خانواده مانعي در كار او ايجادكند. بعد از شهادت ايشان ما از اين مسائل باخبر شديم و فهميديم كه وي در بدترين منطقه عملياتي بوده است زيرا از يك طرف با مخالفين دمكرات و كلومه و از طرف ديگر با دشمن عراقي در جنگ بوده اند. چون اوايل انقلاب وجنگ به علت حمله ناگهاني عراق ، كشور آمادگي نظامي و برنامه ريزي دقيقي در اين نداشت لذا فشار سيار زيادي بر آنها مي آمد . بنابراين به علتي كه در بالا به آن اشاره گرديد. ما را خيلي غافل گير كرده بود. به طوري كه خبر شهادت وي براي ما بسيار غير منتظره و باور نكردني بود وي تا روز شهادت 28 سال سن داشت كه اين مدت سراسر ياد وخاطره است كه مجال پرداختن به تك تك آنها در اين مجال نمي گنجد ، ولي از دوستان همرزمش نقل شده است كه شب ها هنگام نگهباني ، ديروقت به سربازانش سركشي مي كرد و آنها را رها كرده وخود كه مسئوليت ديگري داشته به جاي آنها انجام وظيفه مي كرده است . صلابت و صداقت و دليري و رشادت وي زبان زد بود و قد بلند ورشيدش از دور نمايان بود . بالاخره در تاريخ 7/4/60 ساعت 9  صبح در اثر اصابت خمپاره در سنگر آنها به درجه رفيع شهادت نائل آمد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید