مشخصات شهید

شهید محمود نجفی برازجانی

487
نام محمود
نام خانوادگی نجفي برازجاني
نام پدر ابراهیم
تاربخ تولد 1332/04/14
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 60/04/07
محل شهادت مریوان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندگینامه شهید

    شهيد محمود نجفي فرزند ابراهيم و شريعت در تاريخ 14/4/32 در برازجان ديده به جهان گشود.در خانواده اي مذهبي كودكي خويش را سپري كرد و وارد مدرسه گرديد.شهيد محمود نجفي در عنفوان جواني خويش در تظاهرات عليه رژيم منحوس پهلوي شركت مي كرد و در برپايي تظاهرات نقش ويژه اي از خويش ايفا مي نمود.در بعد از پيروزي انقلاب نيز ايشان در بسيج مستضعفين، فعاليت خويش را آغاز نمود،و در پايگاه محله و شهر خويش به نگهباني و حراست مي پرداخت.وي تحصيلات  خود را تا مقطع تربيت معلم و اخذ مدرك فوق ديپلم ادامه داد.و بعد از آن به حرفه مقدس معلمي مشغول گرديد.ايشان با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران به ميادين نبرد حق عليه باطل شتافت . شهيد محمود نجفي فردي وارسته و عاشق امام خميني بود و هميشه به نماز جماعت و جمعه اهميت مي داد.ايشان نه تنها در شغل مقدس معلمي به فعاليت مي پرداخت و دانش آموزان را با افكار مقدس خويش آشنا مي نمود،بلكه مردم و اقوام و خويشاوندان نيز متأثر از افكار معنوي ايشان بودند.ايشان در نهايت با توجه به حس پاسداري از كيان انقلاب اسلامي بار ديگر عازم جبهه نبرد حق بر عليه باطل گرديد و در تاريخ 7/4/1360 در مريوان بر اثر اصابت گلوله به فيض عظماي شهادت نائل گشت.

     

     

     

    از زبان برادر شهيد : برادرم فوق ديپلم علوم انساني و دبير آموزش و پرورش بود.پس از شروع جنگ تحميلي و نياز ارتش به نيروهاي دوره ديده كساني كه منقضي خدمت سال 56 بودند براي انجام 6 ماه دوره احتياط دعوت شدند.ايشان نيز بر حسب وظيفه سنگر تعليم وتربيت را رها كرد و در سنگر جهاد و مبارزه مشغول به خدمت شد.لذا به تهران و از آن جا به سنندج و سپس در جبهه مريوان اعزام شد.ازآن جا كه رفتار و كردار بسيار خوبي داشت در خانواده از محبوبيت بسيار زيادي برخوردار بود خصوصاً علاقه و پيوند ناگسستني كه بين ايشان و پدرمان بود باعث گرديد كه وي از وضعيت جبهه اي كه در آن به سر مي برد ما را خبر نسازد.و در پاسخ سئوال ما هميشه مي گفت : ما در يك مسجد هستيم و اصلاً در آنجا خبري از جنگ نيست. به عده اي از دوستانش نيز سفارش كرده بود كه خبر سلامتي من را به وسيله تلگراف هر دو هفته به خانواده ام برسانيد. تا آنها به فكر من نباشند،و نگران نشوند.و علاقه شديد خانواده مانعي در كار او ايجاد نكند.بعد از شهادت ايشان،ما از اين مسائل باخبر شديم و فهميديم كه وي در بدترين منطقه عملياتي بوده است زيرا از يك طرف با مخالفين دمكرات و كومله و از طرف ديگر با دشمن عراقي در جنگ بوده اند. چون اوايل انقلاب و جنگ به علت حمله ناگهاني عراق،كشور آمادگي نظامي و برنامه ريزي دقيقي در اين باره نداشت،لذا فشار بسيار زيادي را متحمل مي شدند. بنابراين به علتي كه در بالا به آن اشاره شد،خبر شهادتش ما را خيلي غافل گير كرده به طوري كه خبر شهادت وي براي ما بسيار غير منتظره و باور نكردني بود.وي تا روز شهادت 28 سال سن داشت كه اين مدت سراسر ياد و خاطره است كه پرداختن به تك تك آنها در اين مجال نمي گنجد،ولي از دوستان همرزمش نقل شده است.كه شب ها هنگام نگهباني،دير وقت به سربازانش سركشي مي كرد و آنها را آزاد مي گذاشتند و خود كه مسئوليت ديگري داشته به جاي آنها انجام وظيفه مي كرده است.صلابت و صداقت و دليري و رشادت وي زبان زد بود. بالاخره در تاريخ 7/4/60 ساعت 9  صبح در اثر اصابت خمپاره در سنگر آنها به درجه رفيع شهادت نائل آمد.   خواهر بزرگ شهيد مي گويد: من چند فرزند داشتم، بعضي اوقات كه محمود مي آمد و با بچه هايم  بازي مي كرد.تا يك روز يكي از بچه هايم به او مي گويد:دايي كاشكي ما ماشين داشتيم و مثل تو هميشه بيرون مي رفتيم.محمود موقع رفتن كليد ماشين را مي گذارد روي كمد و هنگام خداحافظي به من گفت ماشين پيش شما باشد بهتر است و رفت. شهيد محمود نجفي با آقاي حسين رجائي (كه ايشان اكنون معلم است) به مدت 6 ماه به جبهه هاي مريوان كردستان اعزام شدند. خواهر شهيد مي گويد: اكنون دوستش را كه مي بينم به يادش مي افتم و شعله هاي فروزان حسرت،چادر قلبم را در جاده هاي خلوت صحرايي به آتش مي كشد.در طول اين 6 ماه،دو سه بار به مرخصي آمد و پس از مرخصي آخر 10 روز به اتمام دوران جبهه او مانده بود كه در مريوان بر اثر اصابت تركش به پهلو در 7 تير ماه 1360 به درجه رفيع شهادت نائل گشت. خواهر شهيد اضافه مي كند: كه روز قبل از شهادت محمود،خواب ديدم كه تيري به سرم اصابت كرد و بيهوش شدم و فرداي ظهر همان شب خبر شهادت محمود را برايم آوردند. يك هفته بعد پيكر مطهر او از بيمارستان 17 شهريور زادگاهش تا جايگاه ابديش تشييع شد و مردم شهيد پرور و هميشه در صحنه،شهيد محمود نجفي برازجاني را در سن 28 سالگي با قدم هاي استوار تقديم انقلاب و اسلام كردند. مادر شهيد مي گويد:چون من هميشه داغدار او هستم هيچ وقت به خوابم نيامده فقط يك بار در خواب خواهرش به من خطاب كرده  بود : « كه مادر تو بسيار مرا آزار مي دهي چرا اين قدر بي طاقتي مي كني. »
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر مشخص
    موقعیت مزار در گلزار شهدا
    قطعه
    ردیف
    شماره
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری فیلم و تصویر
    اسناد و مدارک
    کتابخانه
    فضای مجازی
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید