مشخصات شهید

شهید محمود شنویی

11
نام محمود
نام خانوادگی شنوئي
نام پدر عيسي
تاربخ تولد 1343/03/06
محل تولد بوشهر - بوشهر
تاریخ شهادت 1361/01/20
محل شهادت دشت عباس
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن مفقودالاثر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    محمود در خانواده‌اي مستضعف و با ايمان در شـشم خرداد سال 1342 در شهرآبادان چشم به جهــان گشود. هنوز چند بهاري از عمرش نگذشته بود كه همراه خانواده به خارگ مهاجرت نمود. پدر بزرگوارش عيسي و مادر گرامي اش عزيزه آل خميس تمام تلاش و كوشش خود را مي نمودند تا در زندگي و معيشت رعايت حلال و حرام را بكنند و از ابتدا فرزندان خود را با اسلام و قرآن آشنا كنند تا روح ايمان و دينداري در دل آنها شكوفه دهد. دوران دبستان خود را كه سرشار از بازي ها و شادي هاي كودكانه بود در دبستان كورش قديم به پايان رساند. از همان كودكي متين بود و عزت نفس بالايي داشت.

    به خاطر مشكلاتي كه با آن روبرو بود از جو مدرسه زده شد و تصميم گرفت مدرسه را رها كند ولي پس از مدتي بصورت شبانه درس را ادامه داد. و روزها در شركت ها و پيمان كاري ها مشغول كار شد.

    او علاقه زيادي به ورزش مخصوصاً بسكتبال داشت و در آن رشته پيشرفت زيادي كرده بود.

    به آموختن و انجام كارهاي فني و مكانيكي علاقمند بود به طوري كه بيشتر تعميرات و نيازهاي خانه و همسايگان را خودش انجام مي‌داد. محمود بسيار اجتماعي بود با ديگران معاشرت داشت و خيلي مهمان نواز بود.

    او از طريق دوستانش در فعاليت ها و اقداماتي كه در آغاز  شكل‌گيري و پيروزي انقلاب اسلامي در جزيره خارگ انجام مي‌شد فعالانه حضور داشت و هيچ گاه از اين امر غفلت نمي كرد.

    در ابتداي  انقلاب فعاليت گسترده و چشمگيري در حفاظت و نگهباني از دستاوردهاي انقلاب و برقراري نظم و امنيت شهر داشت و در اين رابطه با كميته انقلاب اسلامي همكاري تنگاتنگي داشت.

    با شروع جنگ تحميلي توسط استكبار جهاني و در خطر گرفتن كيان اسلامي در تاريخ 28/9/1360 از طرف بسيج سپاه پاسداران خارگ به جبهه بستان(زليجان) نبرد اعزام گرديد و در عمليات فتح المبين در واحد شناسايي عمليات لشكر نجف اشرف دوشادوش ديگر رزمندگان اسلام به رزم بي امان خود ادامه داد.

    محمود در تاريخ 7/12/60 در جريان عمليات فتح المبين در منطقه بستان(زليجان) بدنبال انجام ماموريت گردان شناسايي و اطلاعاتي از لشكر نجف اشرف در ميدان مين دشمن به درجه رفيع شهادت نايل آمد و در جوار ره يافتگان وصال عند ربهم يرزقون گرديد. خدا چنين خواسته بود كه محمود را به تمام و كمال و با تمام وجودش از اين دنياي خاكي به ملكوت اعلي ببرد و در عرش جايش دهد. او عاشقانه پرواز كرد و بي نشان رفت و جز ياد نيكش، اخلاق پسنديده و خاطرات سبزش چيزي بر جاي نگذاشت.

    آري محمود تا دوازده سال مفقود الاثر بود و خانواده به شوق وصال و بازگشت فرزند دلبندشان سرشك اشك و خون از چشمان مي فشاندند ولي نشاني از او نيافتند. يعقوب وار چشم براه و گوش به در ماندند تا اجر و پاداشي را كه خداوند به صابرين وعده داده بود به نحو شايسته اي قابل و لايق گردند. سرانجام پس از گذشت چند سال به شهادت وگواهي ياران و دوستان هم رزمش، به خانواده وي اعلام گرديد كه در مورخ 7/12/60 در منطقه عملياتي بستان(زليجان) به افتخار شهادت نايل آمده است .

    و خواهر شهيد گلايه مي نمايد كه چرا همرزمان محمود زودتر و در همان موقع خبرشهادت محمود را به خانواده اش اعلام نكردند. زيرا مادرش هنوز هم چشم انتظار اين است كه نشاني از فرزندش بدست آورد. ادامه مطلب

    به رسم شهيدان تكلم كنيم(وصيت نامه شهيد)


    والعصر اِن الانسان لفي خسر . . . .

    خدايا به من قلبي ده كه خود در آن جاي گيري، الهي چشمي ده تا راهم را از ميان كوره راهها بيابم، گوشي ده تا صداي الهي ات را از ميان نغمه‌هاي شيطاني جـدا ســـازم. خدايـــا دستــي ده تا بـــدان  سنگ لاخهاي راهم را كنار بگذارم، پايي ده تا آنرا به پيمايم. و آنگاه در پايان شهادتي ده تا بدان به سر منزل مقصود رسم.

    اينك بهترين موقعيت براي مبارزه با كافران و مشركان پديدار گشته است.

    اينك كه مزدوران به خاك مقدسمان هجوم آورده اند فرصت را براي دفاع از دين برترمان اسلام و سرزمين دلاورمان ايران از دست نمي‌دهيم. از تمامي ايرانيان مي خواهم تا در اين جهاد مقدس شركت كنند كه خدا يار و ياورمان است.

    پدرم درود من بر تو باد كه چونان ابراهيم فرزند خويش را به فرمان خداي بزرگ به قربانگاه فرستادي.

    پدرم بدان و آگاه باش اسماعيلت، هرگز از فرمان باريتعالي سر باز نمي زند و مرگ در راه خدا را جز سعادت نمي داند و شهادت را از بهترين نعمت هاي خداوند مي داند.

    مادر سلام من بر تو كه بالاخره بر احساس مادرانه ات پيروز شدي و فرزندت را روانه ميدان نبرد كفار و مسلمين كردي و گفتي كه تو را در راه خدا به انقلاب اسلامي هديه مي كنم.

    من به وجود تو افتخار مي كنم كه مادري از سلاله فاطمه زهرا هستي. خواهرم تو نيز زينب زمان باش .

    برادرم راه خدا بهترين و برترين راههاست. در اين راه پوينده و كوشا باش. و شما اي دوستان عزيز نگذاريد كه خون شهيدان پايمال شود. نگذاريد گروه هاي منحرف پا بگيرند.شما مسؤل خون دوستان خود هستيد.

    آري فرصتي گرانبها برايم پيش آمده تا از بودن و هستي خود بگذرم و حركت كنم و بشوم آنچه را كه مي خواهم. دوست دارم اگر رفتم فقط خدا را راضي نگه داشته باشم.

    بدانيد كه من به آرزوي خود كه وصال خداوند است رسيده ام و به تمامي دوستانم بگوييد كه من را ببخشند و حلالم كنند.

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار مفقودالاثر
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید