مشخصات شهید

شهید محمد سلیمی

28
نام محمد
نام خانوادگی سليمي
نام پدر جعفر
تاربخ تولد 1350/01/30
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1367/04/04
محل شهادت جزيره مجنون
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن اهرم
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد محمد سليمي در سال 1350 در روستاي سالم‌آباد از توابع بخش دلوار در خانواده اي متولد شد كه از هر لحاظ مورد احترام خاص وعام آن زمان بود. در هفت سالگي شروع به آموختن علم ودانش در دبستان شهيد لطيفي (مولوي سابق) واقع در روستاي سالم آباد نمود ودر زمان تحصيل تمام سعي و تلاشش اين بود كه درس را با دل وجان فرا بگيرد .بعد از اتمام اين دوره وارد مدرسه  راهنمايي شهيد حيدر چاهشوري روستاي بنجو شد شهيد سليمي در زمان فرا گيري علم ودانش در دوران راهنمايي به كوشش خود وخانواده مسائل واحكام ضروري اسلام را شناخت وپي به نقش اسلام در زندگي برد .وي سال سوم راهنمايي را در مدرسه راهنمايي امير كبير بوشهر گذرانيد وپس از گرفتن مدرك سيكل، ترك تحصيل نمود تا در كنار خانواده شروع به كار وفعاليت كند. شهيد در سن 14 سالگي به فرا گيري قرآن كريم در محضر استاد مرحوم لطف الله لطيفي نمود و ظرف مدت كوتاهي توانست قرآن را ختم كند.

    او با صدور فرمان امام راحل(ره) مبني بر تشكيل بسيج، به عضويت بسيج در آمد. در اوايل سال 1367 داوطلبانه به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام شدند وحدود سه ماه را به جنگ عليه دشمن اشغالگر سپري كرد . شهيد سليمي كه گمشده خود را در صفاي پر معنويت جبهه يافته بود وبه هيچ وجه حاضر به ترك آن نمي شد وبا توجه به اينكه امتحانات خرداد ماه وي نزديك بود به آن توجهي نكرد وبا اصرار به خط مقدم جبهه هاي حق عليه باطل اعزام شد. وي در تاريخ 4/4/1367 در جزيره مجنون مفقود گرديد وحدود سيزده سال خانواده را در انتظار برگشت خود نهاد تا بالاخره در خردادماه 1379 خبر شهادت ايشان به خانواده محترم رسيد وچند روز بعد يعني 12 خرداد ماه همان سال پيكر پاكش با حضور خيل مردم واستقبال بي نظير آنان از دلوار تا زادگاهش تشئيع، ودر جوار امام زاده جعفر به خاك سپرده شد. روح آن شهيد گرانقدر وآن عزيز سفر كرده گرامي باد.

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب

    وصيت‌نامه شهيد


    بسم رب الشهدا والصديقين


    امت مسلمان و شهيدپرور ايران پيرو امام باشيد نه در حرف بلكه در عمل وگوش دل به سخنانش بسپاريد حرفهايش را بدون چون وچرا بپذيريد ودر هر عصري امام خود را بشناسيد واكنون كه حضرت صاحب الامر (عج) در پرده غيبت است ولي فقيه عصر خود را بشناسيد اگر امام خود را شناختيد گمراه نمي‌شويد وگرنه به چپ و راست منحرف خواهي شد.

    اگر چه وصيت نامه شهيد بسيار كم حجم مي باشد ولي حاوي سخنان ارزشمندي براي ما وملت هميشه در صحنه ايران مي باشد. شهيد مي خواسته است كه ما به فكر كيان وپاسداري از مرزهاي كشور اسلامي باشيم و امام زمان (عج) خود را بشناسيم وفرمان بردار فرامين اوباشيم

      ادامه مطلب

    سجاياي اخلاقي ،خدمات و ويژگيهاي شخصي شهيد


    شهيد در ميان اعضاء خانواده ازمحبوبيت بسيار زيادي برخوردار بود به طوري كه ساير اعضاء خانواده درد دلهاي خود را پيش شهيد بازگو مي‌كردند. برادرش در مورد وي چنين مي گويد :شهيد در ميان دوستان واقوام از محبوبيت خاصي برخوردار بود، بطوري كه منزل پدر شهيد هميشه جايگاه دوستان شهيد بود  وجاذبه وي از نظر اخلاقي واجتماعي قابل تأمل بود از اين حيث در ميان مردم روستا زبانزد خاص وعام بود . هميشه در مسائل اجتماعي روستا وجامعه حضور چشمگيري داشت. وي علاقه زيادي به پدر ومادر داشت ووابستگي شديدي به مادر از خود نشان مي‌داد و رفتار توأم با مهر وعطوفت با وي مي‌نمود. با ساير اعضاء خانواده مهربان بودند وهميشه احترام برادران وخواهران را رعايت مي‌كردند. چيزي را كه وي هميشه به برادران وخواهران تأكيد مي‌كردند وورد زبانشان بود اين بود كه ما خواهر ها وبرادرها به پدر ومادر احترام بگذاريم  وبه حرفهاي آنها گوش بدهيم وبا جان دل بپذيريم. وي از كوچك نفسي فوق العاده‌اي در بين خانواده ودوستان ومردم روستا بر خوددار بودند. ايشان خيلي با حجب وبا حيا بودند .در مورد امانتداري نيز وي بسيار امانتدار بود ،در نزد دوستان از سعه‌صدر  خاصي برخوردار بودند. وي دوستانش را مانند اعضاء خانواده دوست مي داشت واحترام مي نمود و ملاك انتخاب دوست راصداقت مي دانست وهميشه در مورد انتخاب دوست اين توصيه را به ما مي نمود، بسيار بر روي اين مهم تأكيد مي كردند وبه عنوان يك فرد روستايي مانند ديگر عامه مردم مواظب بودند حقي پايمال نشود. وي به قرآن مجيد بسيار علاقه مند بودند به طوري كه از همان اوايل نوجواني با رفتن به مكتب خانة روستا، قرآن را فرا گرفت و در محافل مذهبي تلاوت مي كرد. شهيد همه را به خواندن نماز اول وقت توصيه مي كرد وخود در اين امر پيش قدم بود به طوري كه اين دستخط بر روي ديوار مسجد از شهيد هنوز بيادگار مانده است كه «به نماز نگوييد وقت كار است به كار بگوييد وقت نماز است» دغدغه وي دعوت مردم به انجام واجبات وترك محرمات بود .ايشان در تمامي مراسم عزاداري اهل‌بيت حضوري فعال وچشم گيري داشتند به عقيده شهيد تمام رزمندگان اسلام، تحول فكري خويش را در تمام ابعاد ديني، علمي، اجتماعي وسياسي مديون بزرگ مرد قرن، بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره) مي‌دانند. هميشه براي شهيد وشهادت ارزشي خاصي قائل بودند. شهيد كتابهاي مذهبي زيادي را مطالعه مي كردند و اغلب اوقات فراغت خود را به مطالعه و ورزش مي پرداختند وي هميشه در روستا براي رزمندگان آذوقه جمع مي كردند وحالات معنوي جبهه را بيان ميكردند وحالات روحاني همرزمانش را مي ستود ،وي در جبهه نيز كمكهاي بسياري به رزمندگان وهمرزمانش مي‌كرد، هر گاه مشكلي براي همرزمانش پيش مي آمد براي رفع آن پيشقدم مي شد. وي از روحيه بسيار بالايي در حراست ودفاع از مرزهاي كشور اسلامي برخوردار بود.

     


     خاطرات


    همرزم شهيد ـ حسن قائدي: «شهيد در دوران دفاع مقدس وجنگ تحميلي عراق بر عليه ايران با توجه به كمي سن هميشه در پشت جبهه فعاليت داشت و اين فعاليت ها مربوط به تبليغات وجمع آوري هدايا وكمكهاي مردمي در روستاهاي اطراف مي شد. ايشان با توجه به اينكه علاقه شديدي به جبهه داشتند مدرسه را رها نموده وبه جبهه اعزام شدند وتلاش من و دوستان همرزمم مبني بر اينكه، به تو و امسال تو در پشت جبهه نيازمند هست بي‌فايده بود. زيرا وي دست از جان شسته وآرزوي شهادت را در سرپرورانيده بود. روزي كه مي‌خواست به جبهه برود آنقدر خوشحال بود كه گويي دنيا را به وي بخشيده‌اند. با ما خداحافظي كرد وبا عشق فراوان راهي ديار حق گشت.»

    دوست وهمرزمم ديگر شهيد ـ محمد دل افكار: «محمد قبل از شهادت كه ما يكديگر را خيلي دوست مي داشتيم بهترين پيراهنش را به من به عنوان يادگاري هديه داد من نيز پس از گذشت چندين سال هنوز آن را به تن نكرده ام آنروزها من وشهيد سليمي با يكديگر به مدرسه امير كبير بوشهر مي رفتيم ودر بوشهر خانه اي كرايه كرده بوديم كه به اتفاق در آن زندگي ميكرديم ودرس مي‌خوانديم ،خاطرات آنروزها برايم به مانند دفتري است كه هميشه در مقابلم باز است. همچنين با گرفتن رضايت از خانواده شهيد براي نشان دادن اين علاقه روزي كه وي را تشيع نمودند من پرچم روي تابوت ايشان را برداشتم وهم اكنون در خانه از آن نگهداري مي كنم .لحظات دوري ونبود شهيد برايم بسيار دلگير است واز جهتي ديگر بسيار خوشحالم كه او جاودانه شد.»

    خاطرة خانواده شهيد:

    روزي محمد به خانه آمد وگفت: «من بايد نماز خواندن را ياد بگيرم چون معلمان آن را توصيه كرده اند وبعد از اين ماجرا با تلاش وكوشش خود، و همراهي همه جانبه خانواده نماز ياد گرفت كه اين واجب الهي را مرتباً بجا آورد واز آن زمان تا هنگام عروج هرگز اين فريضه را ترك نكرد.»

    موسي سليمي ـ پسر عموي شهيد ـ درباره وي مي گويد :در دوران كودكي هر روز صبح پس از صرف صبحانه با هم به دبستان مي رفتيم تقريباً هميشه با هم بوديم ورفت وآمد هاي خانوادگي سبب مي شد ما در كنار هم بمانيم وتوجه من در اينجا بيشتر در اين جهت است كه هرگاه من وشهيد به اتفاق شروع به بازي كردن مي نموديم ،شهيد نقش افراد خوب را بازي مي كرد وسعي مي كرد بازيهايي در اين زمينه ها انجام دهد ـ ودر آخر به سراغ برادر شهيد حسين سليمي ـ خواهيم رفت او برادر را مشكل گشاي خانواده معرفي مي كند ومي گويد :هرگاه مشكلي پيش مي آمد مادرم از او نظر خواهي مي كرد واو نيز با جان ودل چاره‌انديشي مي نمود وهيچ گاه مشكلي برايش سخت نبود وسعي مي كرد اين را به ديگران بفهماند…

     

    شعر

    (گذر از مرز انتظار)

    آهسته از غبار گذشتند

    ياران بردبار گذشتند

    از مرزهاي روشن ديدار

    روي هزار بار گذشتند

    مثل نسيم بوي خود سرمست

    ازسيم خاردار گذشتند

    بايك بغل بشارت ولبخند

    از مرز انتظار گذشتند

    مثل ترنم شب يك رود

    برخواب كوهسار گذشتند

    از صخره هاي ساحل مجنون

    چو موج انفجار گذشتند

     

     

     

    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار اهرم
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید