مشخصات شهید

شهید عبدالمحمد نوروزی

13
نام محمد رضا
نام خانوادگی نوروزی
نام پدر محمدرضا
تاربخ تولد 1347/3/15
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1367/04/04
محل شهادت جزيره مجنون
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل
تحصیلات
مدفن سعدآباد
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • مرحوم مشهدي محمدرضا نوروزي در سال 1310 در روستاي آل يوسفي ديده به جهان گشود وي در مكتب خانه روستا موفق به خواندن قرآن گرديد و در آن دوران از محدود كساني بود كه سواد خواندن و نشتن را داشت و بخاطر خواندن و نوشتن وارد اداره آبياري شد و نامبرده داراي پنج فرزند پسر و چهار فرزند دختر مي باشند و شهيد نوروزي از سومين فرزند آن مرحوم بود .

    اجتماعي : از نظر اجتماعي از كساني بود كه هميشه مهمان داشتند و با افراد ارتباط مؤثر داشتند .

    مرحوم مشهدي محمدرضا نوروزي از نظر اخلاقي فردي خوش اخلاق بودند و مثلهاي زيادي از كشكول حفظ داشتند و انسان از شوخي هاي وي لذت مي برد .

    مرحوم نوروزي تمامي سندهاي روستا را مي نوشتند و حتي براي افراد دعا مي نوشتند .

    زندگينامه شهيد عبدالمحمد نوروزي

    شهدا اند قهقهه مستانه اشان و در شادي وصولشان عند ربهم يرزقونند

    شهيد عبدالمحمد نوروزي فرزند محمدرضا در سال 1347 در خانواده اي مؤمن و متعهد و با تقوي در روستاي آل يوسفي از توابع شهرستان دشتستان ديده به جهان گشود و در خانواده اي كه شهرت آن از لحاظ دينداري و پيرويت از ائمه اطهار نمونه است نوزادي به دنيا مي آيد كه حاصل تربيت پدر و مادري مهربان و با فضيلت است كسانيكه خود را وقف اسلام نموده و همه چيز را براي سربلندي و عزت و افتخار دين مبين اسلام مي خواهند . شهيد نوروزي از همان دوران كودكي نبوغ بالايي داشت به سرعت با نماز و احكام دين آشنا مي شود و در مكتب خانه قرآن را مي آموزد در شش سالگي در دبستان نواب آليوسفي نام نويسي مي كند و تا پايان دوره ابتدايي با موفقيت در آنجا به سر مي برد شهيد بعد از دوران ابتدايي به علت وضعيت نامساعد معيشتي خانواده  ترك تحصيل نمود و او در امر كار كشاورزي به پدرش كه كم كم مسن شده بود ياري مي رساند در دوران دفاع مقدس بارها عازم جبهه هاي نبرد گرديد و به اين طريق وفاداري خود را به امام و مقتداي خويش به اثبات رسانيد ايشان در سال 1365 دوره آموزش نظامي ارتش بيست ميليوني را فرا گرفت و در سال 1367 بر اثر پاتك نيروهاي بعثي عراق در جزاير مجنون مفقود گرديد كه پس از ساليان متمادي دوري از وطن در سال 1370 همراه با كبوتران خونين بال به وطن بازگشتند و در گلزار شهداي سعدآباد كنار ديگر همرزمانش در بستر خاك آراميدند .

    روحش شاد و راهش پررهرو باد ادامه مطلب
    وصيت نامه شهيد عبدالمحمد نوروزي

    اينجانب عبدالمحمد نوروزي اكنون كه عازم جبهه هاي حق عليه باطل مي باشم تا به ياري خداوند بزرگ و به فرمان امام عزيزمان مكتب اسلام را زنده نگه داريم و از شرف و ميهن مان دفاع كنيم از كليه برادران و اقوامان و بستگان تقاضا دارم تا لحظه آخر عمر خويش در راه نگهداري اسلام خدمت كنند من مي روم به جبهه تا يك واجب الهي و فرمان امام را انجام داده باشم ، چون به گفته امام حفظ نظام و انقلاب از انجام نماز و روزه واجب تر است و بدانيد كه مرگ سرانجام خركسي است و چه باك است كه انسان همچون مولايش امام حسين (ع) مرگ با عزت كه همان شهادت در راه خداست انتخاب نمايد ، در پايان اميدوارم كه به آبروي ائمه اطهار خداوند گناهان مرا ببخشد . وصيتم به خواهرانم اين است كه حجاب خود را رعايت نمايند . چرا كه حجاب تو اي خواهر ! از خون من رنگين تر است و در پايان وصيتم به امت حزب اله اين است كه امام را تنها نگذارند و در همه حال پيرور و يار امام عزيز باشند .

    والسلام . سرباز اسلام عبدالمحمد نوروزي ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::از زمان تولد ايشان خاطره اي به ياد ندارم كه قابل ذكر باشد ولي هميشه آرزوي ما اين بود كه خداوند بچه سالمي به ما عطا كند زمانيكه ايشان هنوز متولد نشده بودند سعي مي كردم كه آرامش خانواده برقرار باشد بيشتر غذاهاي معمولي صرف مي كردم و از سفره خود غذا مي خورديم زمانيكه متولد شد و دانستيم كه نوزادم پسر است بسيار خوشحال شدم و با توجه به علاقه اي كه به خاندان عصمت و طهارت داشتيم پدرش اسم او را عبدالمحمد گذاشت او بسيار مؤدب و بزرگ منش بود در سلام كردن به ديگران پيشي مي گرفت ، اخلاق و رفتارش نمونه بود به همه  احترام مي گذاشت بخصوص به پدر و مادرش ، گاهي نشد كه ما را اذيت كند اين چنين افرادي واقعاً مستحق شهادتند و طبق حديث از برگان خداوند در آخرت به وسيله شهادت خوبان را گلچين مي كند . تا كلاس پنجم در محل درس خود ادامه داد ولي به علت فقر و تنگدستي و نبودن دوره راهنمايي در روستا نتوانستيم او را به مدرسه بگذاريم ، او در كارهاي كشاورزي و كارگري به پدرش كمك مي كرد . نسبت به همه برادران و خواهران پرجنب و جوش تر بود به آنان در كارها كمك مي كرد ، نمازش را به جماعت و در مسجد مي خواند در مجالس روضه خواني و عزاداري اهل بيت شركت مي كرد . از خصوصيات او هرچه بگويم كم گفته ام . از وقتي كه به جبهه مي رفت منتظر شهادتش بودم زيرا فرد ديگري شده بود چهره اش نوراني و در عملش اخلاص ديده مي شد ما بعد از عمليات مجنون سراغش را گرفتيم به ما گفتند كه او مفقود شده است و هيچ اطلاعي از او نداريم چون پاتك دشمن خيلي شديد بوده است تا اينكه در سال 1370 زمانيكه جسدهاي شهيدان را به ايران مي آوردند او را هم پيدا كردند و به ما خبر دادند كه جسد فرزندتان پيدا شده و بعد  از تشييع پيكر آن شهيد در برازجان با احترام و استقبال خاصي به خاكسپرده شد ، جاي او را احساس مي كنم هميشه نصايح و صحبتهايش در گوشم است .

    :::::::::::::::::::::::::::::::::::
    ويژگيهاي شهيد از زبان برادران و خواهران شهيد

    شهيد در خانواده ما از منزلت خاصي برخوردار بود او به همه بخصوص به پدر و مادرم زياد احترام مي گذاشت اخلاق و رفتار او مورد پسند همه بود در سلام كردن از همه پيشي مي گرفت كارها را به تنهايي انجام مي داد در كارها با پدرم مشورت مي كرد و پدرم هم به او به عنوان يك مشاور اميني نگاه مي كرد . خانواده ما خانواده پر رفت و آمدي بود و او آنقدر مهمان نواز بود كه تعجب همگان را برانگيخته بود با همه اعضا خانواده رفتاري انساني داشت ولي با برادر بزرگترم بيشتر در مشورت بود او سفارش مي كارد كه با مردم خوب باشيم احترام همسايگان را بكنيم تا مردم به ما احترام بگذارند او در مقابل مردم متواضع بود خدمت به مردم را يك افتخار مي دانست و خشنودي خداوند را در خشنودي مردم مي دانست . در مقابل مردم هم او را زياد دوست مي داشتند ارادت مردم به او به حدي بود كه بعد از شهادتش مدتها عزادار و لباس سياه به تن داشتند . دوستان و نزديكان شهيد هنوز كه مدتها از شهادت او مي گذرد از خانه ما دست نكشيده اند و ارتباط خود را با ما دارند نسبت به بيت المال بسيار حساس بود و رعايت حقوق افراد را به نحو شايسته اي انجام مي داد . صبحها بعد از نماز صبح قرآن تلاوت مي كرد و شبهاي جمعه دعاي كميل او قطع نمي شد . نمازش را به جماعت و در مسجد برگزار مي كرد . در انجام واجبات بسيار جدي و محرمات را انجام نمي داد ارادت خاصي به ائمه اطهار داشت در مصائب امام حسين (ع) آنقدر حزن و اندوه داشت كه فكر مي كردي همين ديروز امام به شهادت رسيده است : ارادت خاصي نسبت به امامخميني داشتند و مردم را به اطاعت از او دعوت مي كرد روحانيت را ركن اساسي انقلاب مي دانست و آنان را راهنماي مردم در مسائل سياسي و شرعي به حساب مي آورد . او هميشه آرزوي شهادت داشت زمانيكه از جبهه بر مي گشت از دلاوريها و رشادتهاي بسيجيان صحبت مي كرد و چگونه با عشق و علاقه در سنگرها حضور مي يابند . شهادت را افتخار بزرگي مي دانست كه خداوند نصيب هركس نمي كند . از خانواده شهدا سركشي مي كرد و بارها مي گفت فرداي قيامت پيش فرزندان شهيدتان شفا خواي ما باشيد . هنگامي كه شهيد شده بود مادرم در خواب ديده بود كه عبدالمحمد را داماد كرده است كه چند روز بعد خبر مفقود شدن وي به ما رسيد . شهيد فقط دوران ابتدايي را در مدرسه شهيد نواب روستا به پايان رسانيد و به دليل مشكلات مالي مدرسه را ترك نمود . اوقات فراغت را به كار و كشاورزي مي گذراند چون بهترين تفريح را به قول امام علي (ع) كار مي دانست . اكبر خواجه از همرزمان شهيد و دوست اوست كه در محل زندگي مي كند . او جهاد را يك وظيفه الهي مي داست و بايد مرد و زن هركس در حد توانش در آن شركت كند . او در سن 17 سالگي بدون اطلاع پدر و مادرم روانه جبهه شد . عشق به اسلام و دفاع از مملكت و ناموس و قرآن عامل اصلي شركت او در جبهه بود زماني كه مي خواست به جبهه برود بسيار خوشحال بود و دوست داشت هميشه در جبهه بماند او از خود سخن نمي گفت بلكه رشادتهاي رزمندگان اسلام را بازگو مي كرد او در جبهه كمك تير بار چي بود و در اين زمينه بسيار قوي و به موقع عمل مي كرد در آخرين مرحله مي خواست به جبهه برود بسيار خوشحال تر از قبل قبل بود فكر مي كنم كه خوابي ديده بود كه مرتب به برادران و خواهرانش سفارش مي كرد كه رعايت مسائل شرعي را بنمائيد براي من دعا كنيد و در آخرين مرتبه از همه ي ما خداحافظي كرد . توسط بنياد شهيد خبر مفقود شدنش را به ما دادند شهادت وي اثر معنوي بسيار زيادي بر خانواده ما گذاشت وي پس از ساليان متمادي به وطن مراجعت كرد و از بيمارستان 17 شهريور برازجان تا آرامگاه آقا ميرهداف سعدآباد تشييع شد . از دست دادن برادر موجب ناراحتي مي شود ولي چون او در راه اسلام و ميهن بود براي همه تحمل آور شد و همه به امام حسين (ع) توجه مي كنند كه چگونه فرزند رشيدش علي اكبر را روانه ميدان كرد و صبر پيشه نمود . شهيد را به وسيله پلاكش در جزيره مجنون شناسايي كرده بودند مسئولين بايد ياد و خاطره شهدا و رزمندگان اسلام را گرامي بدارند و منحصر به هفته دفاع مقدس نباشد در تمام سال در راديو و تلويزيون وصيت نامه هاي آنان را قرائت كنند . خاطرات آنان را بيان كنند و فرهنگ جبهه و شهادت را در كشور گسترش دهند .

    :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

    ويژگيهاي شهيد از زبان دوستان و همرزمان شهيد

    از دوران كودكي او را مي شناختم فردي آرام و شخصيتي دوست داشتني بود چون پدرش دوستدار اهل بيت و طهارت بود او هم از كودكي به دنبال مسائل مذهبي و ديني بود در طول دوراني كه با هم بوديم هيچوقت نمازش را به تأخير نينداخت و ما را هم تشويق به نماز اول وقت و انجام فرائض مي كرد . او هميشه توصيه به پيروزي از ولايت و رهبري امام خميني (ره) مي كرد چهره اش مظلوم و آرام بود هميشه تبسم بر لب داشت هيچوقت شيفته دنيا نشد و دنيا نتوانست او را فريب دهد با دوستانش روابط خوبي داشت و احترام ما متقابل بود دوست داشت حكومت اسلامي در جامعه رونق بگيرد و با ظهور اقا امام مهدي حكومت اسلامي سراسر گيتي را فراگيرد آرزو داشت در ركاب آن آقا خدمت نمايد چون دانش آموز بود در دوران پيروزي انقلاب دانش آموز بود نقش خاصي نداشت او از زماني كه خود را شناخت عاشق امام بود و به او عشق مي ورزيد روحانيت را عامل پيشبرد انقلاب و حفظ و تداوم آن مي دانست مخالف سرسخت گروهكهاي الحادي بود و حزب را فقط حزب الله مي دانست . نسبت به جنگ معتقد بود كه تا خون در بدن دارد در مقابل دشمنان اسلام و كشور بايد ايستاد و به متجاوز درس عبرتي آموخت كه تا ابد فكر تجاوز به خاك ميهن اسلامي ما را نمايد اولين بار در سال 1364 به جبهه اعزام شدند و چند ماهي را در جبهه گذراندند و پس از پايان مأموريت با ارمغان پيروزي به آغوش خانه برگشتند . او كمك تيربارچي بود و هنگام تك دشمن به جزيره مجنون او از خود رشادتهاي فراواني نمود ولي عاقبت بر اثر انفجار خمپاره به شهادت رسيد از شهادت او هعمه دوستان متأثر شدند . يكي از دوستان يك شب به خواب مي بيند كه عبدالمحمد به او مي گويد ، ( غلام ) به مردم بگوييد كه من نمرده ام بلكه زنده هستم و از احوال مردم با اطلاع هستم . دولت هم مي تواند با تبليغات و برگزاري يادواره هاي شهدا ياد و خاطره آنان را زنده نگهدارند و رشادتهاي رزمندگان اسلام را به جوانان نشان دهند . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار سعدآباد
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید