مشخصات شهید

شهید کوروش باقری

34
نام كورش
نام خانوادگی باقري
نام پدر باقر
تاربخ تولد 1344/01/07
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1361/08/26
محل شهادت موسيان
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن طلحه
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • زندیگنامه شهید

    طينت مردم آبادان با محمد و آل محمد (ص) خو گرفته است،و آن حقيقتي آشكار است كه مردمان خطه خوزستان و بالاخص آبادان و خرمشهر با آن خو گرفته اند مردماني كه اين مهم را در طول دوران دفاع مقدس به اثبات رسانده اند.شهيد كورش باقري نيز فرزندي از همان ديار است كه تا قبل از جنگ تحميلي در همان شهر مي زيسته است و اينك به اين روستا مهاجرت كرده است.آن شهيد قبل از آن كه جان خود را تقديم دست آوردهاي انقلاب اسلامي نمايد با اموال خود جهاد نمايد.به وي كه تمامي دارايي و مايملك خود و پدر را رها شده در دست حكومت بعثي صدام قرار داده و به روستاي كلمه مهاجرت مي نمايد.آن شهيد در آبادان چشم به هستي مي گشايد و تحصيلات دبستان خود را نيز در آن شهر به پايان مي رساند.او در تاريخ 7/1/1342 متولد مي گردد تا انتظاري خوش دل بي تاب خانواده هشت نفري را پايان دهد.او فرزند هفتم پدر و مادر مي باشد كه پس از او نيز آن پدر و مادر صاحب يك فرزند ديگر نيز مي شوند.پدر او «باقر» و مادر آن شهيد «عصمت» صالحي نام دارد.خانواده بزرگوار آن شهيد با شروع جنگ و فرو ريختن آتش خمپاره و پيشرفته ترين سلاح ها بر روي شهر خرمشهر و آبادان به كلمه مي آيند و پس از اقامتي كوتاه به شهر اهرم نقل مكان مي نمايند و در اهرم ساكن مي شوند.تنها بازماندگان آن شهيد در ديار بخش بوشكان برادري است كه از ايشان به يادگار مانده است.سلام بر روح مطهر آن شهيد و تمامي بازماندگانش در جاي جاي ايران اسلامي.

    متأسفانه به دليل آن كه آن شهيد والامقام در قبل از جنگ تحميلي در آبادان مي زيسته و بعد از جنگ نيز به اهرم جهت ادامه زندگي مراجعت مي نمايد چندان اطلاع دقيقي در دسترس نمي باشد و بسنده كرده ام به صحبت هاي برادر آن شهيد بزرگوار كه هم اينك صحبت او پيش روي ماست.

    آن پدر و مادر داراي فرزندان ديگر نيز بوده اند به نام هاي اكبر،محمد،داريوش وسيروس،پوران و ايران و كفايت.آن شهيد تحصيلات راهنمايي خود را در روستاي كلمه و اهرم مي گذراند و به دبيرستان راه مي يابد.پس از آن كه در كلاس اول دبيرستان مي نشيند در خود احساس نياز مي كند و رسالت خود را در آن مي بيند تا به جبهه روانه گردد.سرانجام نيز تحصيل را ترك نموده و راهي ديار رزم و خون مي گردد.اينك او بهتر از هركس مي داند آوارگي يعني چه؟بي خانماني چيست؟و چه كسي را مهاجر مي گويند؟او مي رود تا از ارزشهايي را كه دشمن درصدد به تاراج بردن آن است دفاع نمايد و سرزمين هاي مورد تجاوز را از چكمه هاي حراميان پاك سازي نمايد.سرانجام در تاريخ 1/8/1361 به درجه رفيع شهادت نائل مي آيد تا تمامي واماندگان اين عالم را در حسرت مقام رفيع خود بسوزاند.حسرتي كه هركس آرزوي آن را دارد.

     

    بيان سجاياي اخلاقي شهيد از زبان مادر شهيد:

    توفيقي بود كه ديداري حاصل شد و مادر بزرگوار آن شهيد كه اينك بهشت زير پاي اوست،را زيارت نموديم.مادري كه بسيار مهربان مي باشد،به محض آن كه گروه مصاحبه گر در حياط را مي كوبد،مادر از آن ها به عنوان هم سنگران فرزندش ياد مي كند.واين كلام رسالت ما را به ما گوشزد كرد و بار ديگر فرصتي يافتيم تا در رفتار خود تجديد نظري ديگر نمائيم.آيا مي شود كه خداوند نيز ما را در خيل هم سنگران شهداء جاي دهد؟آري،البته اگر خود بخواهي و بر اين خواسته همه آمال خود را رها نمايي و قبله آمالت خداوند گردد و رهنمودهاي ولي زمان او.

    اينك از قيد سئوالات مطرح شده از مادر بزرگوار آن شهيد صرفنظر نموده و پاسخ هاي او را مي نگاريم:«فرزندم مجرد بود و هيچ تعلق به دنيا نداشت،اگر ملت ايران شهيد داد به پاس دفاع از ارزشهاي اسلامي بود و حفظ خاك خود.وچه كسي سزاوارتر از فرزندم براي شهادت بود كه او را از كاشانه خود نيز رانده بودند.آنان كه بي تفاوت از قافله جهاد گذر كردند نه شهيدي دادند،نه قطره اي خون در راه خدا از آن ها چكيده شد و جنگ را براي يك روز درنيافتند اينك بايد خود را سرزنش كنند.»

    او مي گويد:«پدرش نام شهيد را انتخاب نمود و نمي دانم كه علت اين نامگذاري چيست؟او پسر زيبارويي بود و صورت و سيرت او را خداوند زيبا خلق كرده بود و نه عجب اگر فرزندم شهيد مي شود عجز و ناله اي نمي كنم.اگر آن شهيد از آن ضيافت بازمي ماند ما را رويي نبود كه در چشم پدران و مادران شهيد نظاره گر باشيم.چرا كه اگر به خانه تو نيز در هر موقعيتي دژخيمي حمله ور گردد ابتدا،وظيفه شخص توست كه از خود مقاومت نشان دهي آن گاه وظيفه برادر ديني است؟گرچه مرز ما با دشمن نه مرز خاك كه مرز ارزش ها بوده و هست.»

    مادر شهيد از مرزبندي سخن مي گويد و مرز و خاك را از مرز ارزش ها متمايز مي داند.آفرين بر او و بر تمامي كساني كه قائل به اين مرز بندي اند.بدان كه راز پيروزي ما نيز در همين كلام نهفته است كه مادر شهيد از آن سخن مي گويد.

    اين كلام نوراني كلامي است كه بيش از هر چيز پشت دشمن را مي شكند.دشمنان ديروز كه پشتشان شكست،دشمنان امروز را مي گويم كه در لباس ديگر و در جبهه اي ديگر به جنگ ما آمده اند.گرچه اينان نيز همان دشمنان ديروزند.

    مادر شهيد مي گويد:«... بايد قدر اين نعمت را شناخت و انقلاب را تا ظهور حضرت حجت حفظ كرد و از رهنمودهاي فرزند خميني (ره) امام خامنه اي بهره برد.»

    مادر شهيد  درست مي گويد چرا كه اگر به چشم عقل بنگري تنها كشوري كه فساد و تباهي بر جوانان آن سايه نينداخته است كشور عزيزيمان ايران است.كه اين سعادت را بايد مرهون نفس هاي مسيحايي امام راحلمان و شهيدانمان باشيم.ما را با آناني كه بعد از گذار ربع قرن هنوز نيز قدر اين نعمت را درك نكرده اند،حرفي نيست،آنان بهشت موعود خود را در همين دهكده غنا ساخته اند و بيم آن را ندارند كه حقي بر زمين باقي بماند يا آن كه باطلي برافراشته گردد.

    روي سخن ما با كساني است كه در دلشان بذر ايمان كاشته اند تا از آن نهال عشق برويد.عشقي كه آنان را از تعلقات بگسلاند و به مركز حيات لايتناهي رهنمون كند.از صدر اسلام تاكنون نيز هجرت مقدمه جهاد بوده است.واينك خاك روستاي كلمه،مدينه منور ديگري گشته است تا مهاجران اسلام را در خود جاي دهد.اهل آن روستا نيز به حق لشكر انصارند همان ياري كنندگان اسلام،اسلامي كه در سپيده دم 22 بهمن به رهبري پيامبر گونه خميني كبير(ره) ظهور مي يابد تا بار ديگر بت هاي طاغوت را درهم شكند.اكنون نيز بار ديگر تاريخ دوباره اسلام بر همگان ثابت كرد كه دست خداوند بالاترين دست هاست.«يدالله فوق ايديهم.»

    مادر شهيد مي گويد:«فرزندم كلاس قرآن مي رفتند و همراه با پدرش به مسجد مي رفتند،او به خانواده خود وبستگانش عشق مي ورزيد.هميشه به تكاليف شرعي و خانوادگي خود عمل مي كرد.در درسش نيز موفق بود،به همه احترام مي گذاشت بالاخص به من كه مادرش بودم و به پدرش.او حتي در هنگام دانش آموزي نيز به دروس ديني و قرآن علاقه بيشتري نشان مي داد و نمرات او در اين دو درس از ساير نمراتش بهتر بود.»

    اين چه رسمي است كه عده اي از مال خود براي انفاق در راه خدا دريغ مي ورزند و عده اي نيز از جان خود و جوارح خود براي اعتلاي اسلام انفاق مي كنند.از خود بازپرس در سلك كدام دسته اي؟ ادامه مطلب
    بسم الله الرحمن الرحيم

    انالله وانا اليه راجعون:

    من حرف خود را با صحبت امام امت بيان مي كنم.

    جوانان برومند در جنگ شركت كنند تا جوان هاي ديگر خسته نشوند.(امام خميني)

    من هم اكنون به نداي امام لبيك گفتم و به جبهه مي روم تا بتوانم در راه اسلام قدمي بردارم و خدمت به دين و مملكت و مكتب امام كنم.باري مادر جان اميدوارم كه اگر افتخار شهادت شدن را داشته باشم و لايق شهادت بودم مبادا براي من گريه كني تا اين منافقان از خدا بي خبر خوشحال شوند و سوء استفاده كنند.بلكه شيريني به مردم بدهيد و خوش حال شويد.خلاصه من همان كاري را مي كنم كه حسينيان و عباسي ها كردند و براي اسلام سر و تن خود را فدا كردند تا اسلام زنده و جاويد بماند و خواهد ماند.به برادرم محمد بگوييد كه نگذارند براي من سياه نپوشند چون من نمرده ام و امام را ياري كنيد.و به خانواد ة شهيدان بي سرپرست سر بزنيد كه آن ها را از زندگي خود برخوردار كنند:

    به داريوش و سيروس و اكبر و خواهرم كفايت بگوييد مرا ببخشيد همين طور ايران و پوران كه عملي بر خلاف ميل آن ها انجام داده بودم.مادر جان و پدر جان اگر من به درجه رفيع شهادت نائل شدم كه آرزوي آن را دارم و داشته ام اسبابي كه دارم مي توانيد به خانواده شهيداني كه سرپرست ندارند كمك كنيد.يا اين كه براي بازسازي مناطق جنگي دهيد.اگر شهيد شدم و پيش رزمندگان خود رفتم در آبادان مرا دفن كنيد و به تمام برادران و خواهران من بگوييد كه مادرم و پدر گراميم را ناراحت نكنند.در ضمن پدر عزيزم مي دانم كه از دست من ناراحت بودي چون آن طور كه دلت مي  خواست بود درست عمل نمي كردم و اميدوارم كه دينت را حلالم كني و همين طور مادرم اميدوارم كه شيرت را حلالم كني و من را ببخشي .ديگر عرضي ندارم به جز سلامتي شما كه از خداوند متعال خواستارم.

    خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار از عمر ما بكاه وبر عمر او بيفزاي

    براي امام دعا كنيد و او را هرگز تنها نگذاريد.

    26/4/61 كورش باقري ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار طلحه
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید