مشخصات شهید

شهید غلامرضا خلیجی

38
نام غلامرضا
نام خانوادگی خليجي
نام پدر عبدالله
تاربخ تولد 1345/03/28
محل تولد بوشهر - ديلم
تاریخ شهادت 1360/10/09
محل شهادت شوش
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن ديلم
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد غلامرضا خليجي در تاريخ 25/3/1345 در يك خانواده متدين و علاقمند به دستورات و احكام الهي اما مستضعف در بندر ديلم ديده به جهان گشود . پدرش از راه ملواني و سفر به كشورهاي عربي امرار معاش مي كرد .

    كاشكي من هم دلي همچون شهيدان داشتم

    تا كه در صحراي سينه لاله اي مي كاشتم

    كاشكي در من توان دل بريدن بود كاش

    تا كه دست از دامن اين خاك بر مي داشتم ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    مصاحبه با نزديكان:

    گفتگو با پدر شهيد خليجي:

    شهادت مقام والايي است كه هر كس كه عاشق آن باشدمايل نيست كه هيچ مانعي او رااز رسيدن به هدف اصلي باز دارد.

    غلامرضا داراي خصلتهاي ويژه اي بود كه او را از همه ي ما جدا مي كرد و ممتاز تر از بقيه ي اعضاي خانواده بود.اين مقام رفيع خواسته قلبي او بود ومن خدا را شاكرم كه اين نعمت را به من ارزاني داشت,هر وقت كه به گلزار شهدا براي ديدن غلامرضا مي روم به مقام آنها غبطه مي خورم كه اينها در سن نوجواني ارزش و لياقت اين را داشتند كه به شهادت برسند. اكنون از درگاه خداوند خواستارم كه در روز قيامت روزي كه نه مال ونه فرزند دست گير انسان نيست.

    اين شهدا ما را شفاعت كرده تا در پيشگاه انبيا واوليل شرمسار نباشيم.

    پدر شهيد مي گويد :من كوچكتر وضعيف تر از آن هستم كه پيامي به مسؤلان كشور بدهم ولي عاجزانه از همه ي آنها مي خواهم تا آنجا كه

    در توان دارند براي حفظ آثار شهدا كوشا باشند, وما خانوادههاي شهدا

    نيز بايد مانند ابا عبدالحسين(ع) براي پايداري احكام اسلام و قرآن تا مرز جان پيش برويم و جان خود را نثار اسلام كنيم و همانند زينب كبري (س) پيام رسان كربلا باشيم.

    اي كاش چو غنچه صبحدم باز شوم      همبال فرشتگان به پرواز شوم


     

    اي عشق بيا به ديدن من روزي


    بگذار كه با شهادت آغاز شوم.

     

      ادامه مطلب
    جبهه:

    پدر شهيد مي گويد:غلامرضا از زمان طفوليت ودوران كودكي علاقه ي زيادي به تفنگ داشت ,اصرار زيادي داشت تا برايش موتور بخرم اما من مخالفت مي كردم ولي بعد از اينكه فهميدم قصد رفتن به جبهه را دارد.

    براي اينكه مانع رفتن او شوم ,گفتم: برايت موتور وتفنگ مي خرم به شرط اينكه به جبهه نروي ودر پشت جبهه فعاليت داشته باشي, ولي غلامرضا در برابر مخلافتهاي پدر قاطعانه عرض مي كند: كه پدر من, راه خود را انتخاب كرده ام و به هر نحوي باشد به جبهه مي روم و اگر مشيت الهي است تا سرحد شهادت مي جنگم. پدر نيز وقتي اين همه اراده و عقيده را در اين سن كم مي بيند تسليم خوا سته هاي او مي شود و مي گويد: چه بهتر از اينكه مردي داشته باشم و آن را فداي اسلام كنم مانند همه ي امامان ما كه فرزندان خود را فداي اسلام و قرآن كردند بالاخره شهيد خليجي راهي جبهه شد كه كل حضور او در جبهه از زمان آموزش تا به شهادت رسيدنش 40 –35 روز بود. مادرش مي گويد: قبل از اينكه پدرش و من راضي به رفتن او شويم به ما مي گفت: مگر من چه فرقي با شهيد رجائي و بهشتي دارم و بعد از اينكه پدرش به او اجازه ي رفتن داد ,گفت : احسنت بر پدرم كه چه پدر خوبي است ,و با عجله و بدون خبر و خداحافظي از بقيه ي بستگان راهي جبهه شد.غلامرضا چنان شوق رفتن را داشت كه حتي از كارواني كه در آن ثبت نام كرده بود روانه ي جبهه شد و سر انجام در جبهه ي شوش در حال آب- رساني با اصابت تركش ,خمپاره به سرش به درجه ي رفيع شهادت نائل آمد.

    شهيد  خليجي به نماز و روزه علاقه ي عجيبي داشت و فعالانه در نماز جماعت شركت مي كرد.پدرش در اين باره مي گويد:خدا را شاهد مي - گيرم كه با تمام كمي سن فردي با تقوا بود و اين را نه حالا كه به شهادت

    رسيده است براي تعريف كردن از او مي گويم. او در بين بچه هايم از همه مؤدب تر و ساكت تر بود,از سن 7 سالگي شروع به خواندن نماز و

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار ديلم
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید