مشخصات شهید

شهید علی زارعی

14
نام علي
نام خانوادگی زارعي
نام پدر حسين
تاربخ تولد 1343/04/10
محل تولد بوشهر - گناوه
تاریخ شهادت 1362/02/24
محل شهادت سومار
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات پنجم ابتدايي
مدفن -
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد علي زارعي فرزند حسين  در سال 1343  در  روستاي  كردوان سفلي  از توابع شهرستان دشتي در خانواده اي  فقير  و مذهبي  به  دنيا   آمد  . پس  از گذراندن  دوران كودكي راهي مدرسه شد  تا كسب علم  و دانش  كند . تحصيلات ابتدايي خود  را  در  زادگاهش  به پايان رسانيد . وي  به  علت  فقر  و تنگدستي خانواده و همچنين عدم امكانات لازم براي تحصيل ، وي  از ادامه راه باز ماند  و    موفق به كسب مدارج  بالا  نشد  . و در كارهاي خانه  به پدر و مادر خود كمك  مي كرد .

    ايشان  پس  از  باز ماندن  از  ادامه  تحصيل  براي  ياد گيري  قرآن  به  مكتب خانه رفت و قرآن  را  فرا  گرفت .  پس از ختم قرآن هميشه در جلسات قرآني در مساجد و حسينيه ها  شركت مي نمود  و  همچنين  شبهاي جمعه  در مراسم دعاي كميل  حضوري  چشم گير داشت .

    هنگامي كه مردم مسلمان  ايران  به رهبري  امام خميني (ره)  بر عليه  رژيم خائن  و جنايتكار پهلوي قيام كردند ، اين شهيد بزرگوار نيز درتظاهرات و راهپيمايها  بر عليه رژيم پهلوي سهم بسزايي داشت تا  اينكه انقلاب اسلامي  به پيروزي رسيد .

    پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، وي در شوراي اسلامي  تعاون  مرزي  روستاي كردوان سفلي و چند روستاي ديگر مشغول  به كار شد  تا  اينكه  رژيم  بعثي  و دست  نشانده  آمريكا  به  مرزهاي  اسلامي  ايران  تجاوز كرد  و حريم  كشورمان را مورد حمله قرار داد و خود  را  در برابر مردم  واين  انقلاب مسئول  مي دانست به خودش اجازه ماندن در روستا را  نمي داد  كه برادران  ديني  وي  در صفوف جبهه و زير  توپ  و تانك دشمن  شب  را  به  صبح  برسانند  و او  در  خانه  بماند و بي توجه باشد . به بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي  واقع در خورموج مراجعه و براي آموزش فنون نظامي  به كازرون اعزام گرديد  . پس   از طي  يك  ماه  آموزش  فنون  نظامي  از كازرون  راهي جبهه  شد  تا  به   صف رزمندگان اسلام  بپيوندد و در كنار آنها در راه خدا جهاد نمايد  . ايشان  پس  از يك ماه نبرد  دليرانه در  مقابل متجاوزگران ، سرانجام  در تاريخ 24/ 2/  61 در جبهه سومار به درجه رفيع شهادت نائل آمد .

     

    پدر شهيد علي زارعي ، حسين نام  دارد  و  در  روستاي  كردوان  سفلي  زندگي  مي كند . وي  از افراد مومن و با ايمان روستا و از كشاورزان زحمت كش مي باشد كه رزق  و روزي  خود را از راه كشاورزي بدست  مي آورد . مادر شهيد ، زينب منصوري نام دارد كه حاصل ازدواج   اين دو زوج با ايمان فرزندي شايسته گرديد .

    وي شكرگذار است كه توانسته  چنين  فرزندي  را تربيت  كند  و تحويل اسلام ناب محمدي دهد . وي كه حضرت زينب (س) را در زندگي خود الگو قرار داده . فرزند رشيد خود را تقديم اسلام كرد تا رهرو راه شهداي كربلا شود .

    وي درتمامي مراسمات مذهبي حضوري چشم گير داشت   .   بعد  از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي  و تشكيل نهاد مقدس بسيج  از اولين نفراتي بود كه عاشقانه ومخلصانه به عضويت بسيج درآمد .

    وي كه  اخلاقي نمونه و ايماني كامل  داشت  در بين جوانان روستا  از افراد برجسته بودند و در رعايت حقوق ديگران نهايت دقت را داشت و مردم را بسيار احترام مي نمود .

    شهيد  از عاشقان جبهه و شهادت بود كه در سنين كم راهي جبهه هاي  نبرد شد تا از اسلام و انقلاب  خود  دفاع   نموده  و جلوي  متجاوزگران  ناپاك  را  بگيرد .

    او والدين خود  را بسيار احترام مي كرد و در موقع رفتن  به  جبهه  به  خواهرش سفارش مي نمود كه پدر و مادرم در غم فراق  من غم وغصه نخورند چرا كه من هدف خود را دنبال مي كنم  و بهترين راه  در پيش گرفته و اميدوارم به آرزوي خود برسم .

    شهيد قرآن را در سنين كودكي فرا گرفت و انس و الفتي  بسيار با قرآن داشت و در مساجد قرآن را تلاوت مي نمود .

     

      ادامه مطلب
    يا ايها الذين امنو ا استجيبو الله وللرسول اذا دعاكم لمن يحيكم واعلموا ان الله يحول بين العرء و قلبه و انه اليه تحشرون .

    اي مردم با ايمان دعوت خدا و پيامبرش را بپذيريد هنگامي كه شما  را  به راهي مي خوانند كه باعث حيات شماست بداني كه خدا شخص ودلش حايل مي شود ومسلم است كه در رستاخيز به سوي خدا برانگيخته خواهيد شد .

    با سلام و درود بي پايان برمهدي مستضعفان وسلام  بر روح خدا نائب امام عصر رهبر كبير انقلاب و بنيان گذار حكومت مهدي و سلام  بر ارواح طيبه شهدا صدر اسلام تا شهدا انقلاب وجنگ تحميلي وسلام بر شما امت هميشه در صحنه ايران كه با وحدت و هماهنگي خويش دشمنان اسلام را به زانو درآورده شروع مي نمايم .

    من به عنوان يك برادرچيزي بيش از امواج پر خروش درياي حزب الله  نيستم ازمومنان و ايثارگران مي خواهم كه با  اعتقاد  و يگانگي كه  رمز  پيروزي  است  اميد جنايتكاران شرور غرب را  به  شب تاريك  مبدل سازيد  و از  تفرقه  دوري  نماييد  كه  باعث شادي  خشنودي  دشمن  و  سوء  استفاده كفر جهاني  مي گردد و  شما  اي  ملت  شريف ميهن اسلامي هميشه گوش به  فرمان  رهبر فرزانه باشيد .

    يا ايها الذين امنوا  تكونو كالذين  اذا موسي قبراء  الله  مما  قالوا و كان  عندالله وجيها

    اي كسانيكه ايمان آورده ايد  همچون مردمي  نباشيد  كه  موسي  را  با تهمت هاي  ناروا  آزردند وخدا او را از آنچه گفته بود تبرئه كردند .  موسي در پيش خدا سر بلند و آبرومند است .

    هوشيار و آگاه باشيد كه خداوند سرنوشت ملتي را تغيير نمي دهد مگر اينكه آن ملت خود سرنوشت خود را  تغيير دهند . هميشه رهنمود هاي  امام  را  سرمشق خويش قرار داده كه او نعمتي است كه پروردگار براي شما امت رزمنده درمكتب خويش پرورانده است كه  در چنين روزي  به  داد اسلام  و خلق هاي مسلمان در اقصي نقاط دنيا رسيده و انشاءالله  زمينه حكومت مهدي  كه  عدالت گستر جهان است فراهم آورد  و به  اميد خداوند انقلابمان را  به صاحب اصلي تحويل خواهد داد واين جنايتكاران شرق وغرب كه حال تمام مستضعفان گيتي را زير چكمه كثيف خود گرفته ويا در فنا و نابودي آنان هستند زير پرچم نجات بخش وعدالت گستر مهدي ، جهان خواران را  نيست و نابود نمايد و دنيا را  به صلح و عدل ودين مبين اسلام را به بزرگترين قدرت روي زمين مستحكم نمايد وسعادت از آن ملتي است كه در آن زمان مهدي را ياوري نمايد و شما اي ملت شريف تا  زماني كه اسلام دين  و برنامه زندگي شما باشد و  ولايت  فقيه  رهبر شماست  ، هميشه ولايت فقيه كه رهبري جامعه برعهده اوست ،  نگهبان باشيد. اين وظيفه شرعي من ومسئوليتي است كه خداوند برگردنم نهاده است كه اسلام را باور و دين  او راو  نگهبان باشم و من افتخار دارم كه درجبهه كربلا نبودم كه حسين را ياري كنم اما شكر خدا  را مي نمايم كه  امروز هست تا خميني فرزند حسين را ياري نمايم و تو اي خداي مهربان شاهد باش كه من دين خود را  ادا  نمودم .

    بارپروردگارا تو هم بنده را درروز قيامت و روزحساب كمك فرما تا از لقاي  تو  بهره مند  گرديده  و در جنت بي انتهايت  قرار گيرم  و به آرزويم كه  شهادت  است ، برسم .

    و تو اي مادر عزيزم كه ساليان دراز رنج وزحمت برخود خريدي و من را در دامن لبريز از صفا  و محبت خويش پروراندي  و اين تربيت انسان ساز تو بود كه مرا به اينجا كشاند و سربازي براي اسلام قرار داد . خواهشمندم از تو كه سخنان امام امت را سرچشمه  اميد  و صبر خودت قرار بده  و به  امام  كه الحق ياوردين خداوند در روي زمين است دل ببند وهيچ ياس ونااميدي  در خود  راه  مده كه ناراحتي تو باعث شادي دشمنان وغم  و اندوه دوستان اسلام مي گردد و خيلي مشكل است كه من توانسته باشم اين همه زحمت هاي بي چون وچرا كه براي من كشيدي ، جبران كرده  باشم . از تو مي خواهم حال كه جان خويش را فداي معبودم كرده ام به بزرگيت ببخشاي .

    و تو اي پدر بزرگوار و مهربانم كه سالياني دراز و تلاش شبانه روزي و بيش از حد و اين  همه رنج  و سختي برخود  روا داشتي تا مرا بزرگ كني  و به جامعه اسلامي  تحويل بدهي  . هيچوقت  نمي توانم  مهربانيهايت  را  فرامو ش و جبران نمايم وفقط  از  تو خواهشمندم  كه  به  لطف  خود  فرزند  گنهكارت  را  ببخشيد .

    و شما اي اهل خانه  ،  اسلام هميشه سرلوحه برنامه زندگيتان باشد چه  در سنگرخانواده وچه در سنگر مدارس . اسلام را ياري  نمائيد  . و اميدوارم  كه  تا آخرين لحظه گوش به فرمان امام  باشيد وبا پيامهايش نيرو بگيريد و خويشتن  را بسازيد و اگر از اين بنده حقير بدي ديده ايد به بزرگي خويش مرا ببخشيد .

    و شما  اي  امت حزب الله و اي اهالي روستاي كردوان هر انسان جايز  الخطاء است . ومن حقيراز شما خواهشمندم كه از كوچك و بزرگ  و از خواهر  و برادر  از همگي شما  همروستائيان  خودم   ،  هر تقصيري  از برادرتان  ديده  باشيد  ،  به خاطر خداوند تبارك  و تعالي كه هم شده  مرا  ببخشيد  و اگر بدي كرده باشم  از روي  جهالت  بوده است و اميدوارم كه حلالم نمائيد .

    اگر سعادت بود كه شهيد شوم مرا درجنب امامزاده عبدالله دفن نمائيد .

    شعار هميشگي خدايا خدايا تا انقلاب مهدي   خميني را نگهدار ، را حفظ  نمائيد كه دعاهاي شما امت حزب الله بي نتيجه نخواهد ماند .

    والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته

    علي زارعي

    5/ 1/ 61 ادامه مطلب
    ادامه مطلب
     

    ايشان يك روز قبل  از اينكه به جبهه حق عليه باطل  رهسپار  شوند  ، پيش ما آمدند  و صورت خواهر  و  برادر خود  را  بوسيدند ما را  مورد  نصيحت قرار دادند و سفارش  هاي زيادي به ما كردند كه  مبادا  ايمانتان ضعيف  شود و هميشه سعي در حفظ ايمانتان داشته باشيد و  از همه  ما حلاليت  طلبيد  و  در پايان گفتند كه پدر و مادر وفا دارم را دلداري  دهيد كه مبادا  آنها  از فقدان  من  غم  و غصه خورند و موقعي كه خداحافظي كردند گفتند كه ديگر باز نمي گردم  و  اميدوارم كه مرا  حلال كنيد   ،  ما  شروع   به  گريه  كرديم    ولي  ايشان ممانعت كردند كه مبادا پشت  سر من گريه  كنيد كه  من  راه  خود  را  انتخاب كرده ام  بعد از آن  از ما خداحافظي كرد و راهي جبهه حق عليه باطل شد ند .

    من هيچ وقت سفارشات برادر شهيدم را از ياد نمي برم  كه  چقدر   به ايمان و تقوا اهميت مي داد و با شنيدن صداي اذان خود را  به مسجد مي رسانيد و نماز اول وقت بجاي مي آورد .

     

    خواهر شهيد ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار -
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید