مشخصات شهید

شهید صدرالله پورمحمد

38
نام صدرالله
نام خانوادگی پورمحمد
نام پدر محمد
تاربخ تولد 1344/09/02
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1364/11/29
محل شهادت فاو
مسئولیت تك تيرانداز
نوع عضویت پاسداروظيفه
شغل -
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن مفقودالاثر
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد والا مقام صدرالله پورمحمد فرزند محمد درتاريخ 2/9/1344  درخانواده اي مذهبي وعلاقمند به اسلام و قرآن درروستاي چهله ازتوابع شهرستان دشتي ديده به جهان گشود .درفضاي معنوي خانواده وتحت تأثير يك محيط سالم تربيتي رشدونمو پيداكرد . تحصيلات ابتدايي خودرادردبستان جعفر طيارچهله ودوره راهنمايي را در مدرسه راهنمايي شهيدمقاتلي روستاي چاوشي باموفقيت سپري كردسپس جهت ادامه تحصيل راهي بوشهرشد ودردبيرستان شهيد نواب صفوي تا سال دوم درس خواند . سال سوم متوسطه رادردبيرستان شهيد بهشتي كاكي گذراند . درتاريخ30/3/63 شهيد غرورجواني وغيرت معنوي راباهم آميخت وپس ازطي دوره آموزش نظامي درشيراز,درمورخه18/11/63 به جبهه هاي حق عليه باطل عزيمت نمود ، تا اونيز سهمي در اين رخدادمهم تاريخي داشته باشد.

    دردوران دفاع مقدس باحضورمداوم يك سال واندي در جبهه به عنوان سربازسپاه,درمناطق عملياتي غرب,جزيره مجنون وهويزه رشادت هاوايثارگري هايي راآفريد تامعشوق شهادت به سويش پركشد ، وازهمان زمان همچون ستاره اي پرفروغ درآسمانها , ديدگان زمينيان تا15سال درديدارجمالش ، اعمي باشد.ازخصوصيات بارزوممتازشهيد ,   حسن رفتارواخلاق نيكوي وي دراحترام به والدين وبزرگان, پيوندمحكم بامسجد,شيرين زباني وگشاده رويي بادوستان وآشنايان و ... كه  زبانزدخاص وعام بود . داشتن روحيه كمك به مردم ,شجاعت ومتانت درميادين ورزشي واجتماع ,شركت درمحافل ومجالس مذهبي به خصوص دربرپايي مراسم عزاداري حضرت اباعبدالله الحسين (عليه السلام)وتشويق ديگرجوانان نيزازايشان انساني پاك باخته ونمونه ساخته بودتابيش ازسن وسالش مورد تكريم واحترام قرارگيرد

    سرانجام همچون سيدوسالارشهيدان , سعادت شهادت رابه جان خريدودرتاريخ 29/11/64 درعمليات والفجر8 بعدازآزادسازي فاو به فوزعظيم وبزرگترين پاداش مجاهدت درراه خدا-شهادت-نائل شدوپس از15سال,دستاني پاك,پيكرمطهرش راكه جزاستخواني پوسيده,اماروحي استوارنمانده بود,درخردادماه 79 همزمان بارحلت نبي مكرم اسلام درصفرالمظفر1421 هجري قمري به آغوش خاك سپردند. بدون شك نام پرآوازه شهدابه مثابه ستارگاني درخشان برتارك آسمان ميهن اسلامي ايران هميشه پرتوافشاني خواهند نمود . اميداست بتوانيم باحضوردرخط ولايت وحمايت ازرهبرمعظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي دراين راه پرصلابت پابرجابمانيم وآرمانهاي مقدس شهدا راپاس بداريم. يادشان گرامي وراهشان پررهرو باد.   

     

    سجايای اخلاقي  شهيدصدرالله پورمحمد[1]

    شهيدصدرالله پورمحمددفاع مقدس راجنگ حق عليه باطل مي دانست ودرپشت جبهه نيزباجمع آوري كمك به رزمندگان فعاليت داشت.شهيدمي گفت:دوست دارم شهادت نصـيبم شود . دريكي ازنــــامه هايش نوشته بودكه براي فوزعظيم شهادت لحظه شماري مي كنم.

    شهادت ايشان تأثيرعميق وزيادي برخانواده ودوستان گذاشت.باتوجه به گذشت چندسال ازشهادت ايشان ،حضورمعنوي شهيدرادرزندگي خوداحساس مي كنم وهميشه به يادافكاروروحيات بالاي اوهستم.

    البته ماهم بايدهميشه آرمان هاي شهدارابه يادداشته باشيم و به وصيت نامه هاي آنان   عمل كنيم.شهيدازدوره نوجواني ازنظرروحي به دليل ارتباط بامسجددچارتحول عظيمي شدند.

    ايشان ازلحاظ معنوي وعرفاني ملزم ومقيدبه شركت درمجالس مذهبي بودودرمراسم دعاي توسل ودعاي كميل حضورفعال داشت.شــهيددوستان را به اطاعت ازامام وغنيمت داشتن انقلاب واستوارماندن دراين راه توصيه مي كرد. شيوه زندگي شهيدبسيارساده وبي آلايش بودوبه مسائل دنيوي وابسته نبود.رابطه ايشان باهم رزمانش،بسيارصميمانه وعميق بودودوست داشت هميشه بادوستانش باشدودوستانش هم اورابه عنوان الگويي خوب قبول داشتندوازمحبوبيت خاصي برخورداربود.شهيدموفقيت انقلاب وپيشرفت كشوروعزت رهبرانقلاب راخواهان بودوآرزوداشت كه درجامعه اسلامي عدالت به خوبي برقرارشود.

    عضوفعال بسيج بود.درعشق به امام نظيرنداشت وولايت پذيري ايشان خيلي بالابود.شــهيدبابسيج وسپاه هــمكاري خوبي داشت وآنـــــــهاراپشتوانه نـــــظام مي دانــست.زيربناي انقلاب راروحانيت مي دانست وبه روحانيت علاقه داشت.باتوجه به سن وسال كم ايشان ،فردي روشن ضميربودوحوادث انقلاب رابه خوبي وباعلاقه دنبال مي كرد.بعضي ازخصوصيات بارزشهيدعبارتنداز: عــطوفت ومهرباني وداشتن محبوبيت ومقبوليت بين گروه هم سالان پيشي گرفتن درسلا م واحوالپرسي ازدوستان حضوردرمجالس مذهبي وراه اندازي مراسم دعاي كميل ودعاي توسل درروستاكمك ومساعدت به خانواده دراموركشاورزي ،  ديداروسركشي مستمرومنظم ازافرادكهن سال وتكريم آنان نوشتن عبارت((كربلاي كردستان))دربالاي سربرگ نامه ها  مكاتبه زيادبادوستان درزمان حضوردرجبهه ازطريق ارسال نامه(نوشتن 15نامه دريك روز) ،‌ علاقمندبودن به خط ونقاشي وكارهاي فني راه اندازي گروههاي ورزشي محلي درروستا و وفاي به عهد.

    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    مصاحبه باخانواده شهيدصدرالله پورمحمدوعبدالرضاپورمحمد[1]

    پدر شهيدان

    نام آنها را خودم انتخاب كردم , عبدالرضا , بخاطر اينكه عبد به معني بنده و رضا را به اسم امام هشتم بود انتخاب كردم و صدرالله را به نيت اينكه جزيي از اسم الله يعني خدا بود , انتخاب كردم .ازدوران پيش ازتولد صدرالله و عبدالرضا خاطره خاصي را در ذهن ندارم وديگر ذهنم مرا ياري نمي كند تا ازآن دوران چيزي بگويم . همينطوراز زمان جبهه رفتن آنها زيرا عبدالرضا بار اول رفت و دوره ديد و برگشت و دوباره اورا خواستند , ولي رفت و ديگر برنگشت و صدرالله نيز به همين صورت بود .در اكثر اوقــات كه آنـــــها مي آمدند من نبودم كه برايم از حال و هواي جبهه بگويند زيرا در بوشهر مشغول كار سنگ بري بودم , هميشه در حد يك سلام و عليك آنها را مي ديدم .

    داخل خانواده به همه علاقه داشت و داخل محل نيز به همين صورت بود بطوري كه در ايامي كه آنها از بوشهر مي آمدند بچه ها لب جاده منتظر آمدن آنها بودند تا كي برمي گردند و از حال و هواي مدرسه در شهر براي آنها بازگو نمايند . از حرف بد خوششان نمي آمد و دوست هم نداشتند كه دوستانشان با هم دعوا كنند و حرف ناسزا به هم بگويند آنها هميشه خاموش   وكم حرف بودند .

    از دوستان و همرزمان ايشان تنها عبدالحسين پورمحمد اينجا مي باشند ولي بقيه دوستان او در شهر زندگي مي كنند . علاقه آنها بيشتر به مدرسه بود و بخاطر كمبود امكانات چيز ديگري نداشتيم كه به آن علاقمند باشند . از نظر امكانات در فقر بسيار بالايي بسر مي برديم . امكانات ما در حدي بود كه با زحمت و تلاش خودم وبچه ها (بچه ها مشغول كارگري بودند )   ما حتي نمي توانستيم يك ساعت براي آنها بخريم كه پهلوي دوستان احساس شرم و ناراحتي نكنند اما آنها درسشان را بخوبي مي خواندند .هرچه كه در مورد درسشان بگويم باز هم كم گفته ام زيرا با تلاش وزحمتي كه آنها مي كشيدند جايي براي حرف ديگري نمي گذاشتند .

    دوران دبستان را در مدرسه جعفر طيار چهله   و براي ادامه تحصيل , دوران راهنمائي را در روستاي چاوشي و دوران دبيرستان را در دبيرستان نواب صفوي گذراندند . در كلاس دوم دبيرستان عشق و حال و هواي جبهه آنها را به جبهه كشانيد .

    در كارهاي خانه خيلي به من و مادرش كمك مي كردند . وقتي مي ديدند كه من با چه زحمتي سنگ مي تراشم , موقع بيكاريشان مي آمدند و به من كمك مي كردند . خوب درسشان را مي خواندند تا شرمنده من نشوند . رفتارشان با ما خيلي خوب بود و هميشه طبق رفتار ما عمل مي كردند .

    هنگام اعزام به جبهه عبدالرضا گفت كه آقا خميني فرمان داد كه وقت جبهه و جنگ است و هركسي در توان دارد بايد به جبهه برود و عبدالرضا هم مي گفت من مي خواهم بروم تا شرمنده آقا نشوم و در جواب ما كه مي گفتيم بمان و درست را بخوان برايت كتاب گرفته ايم وشما را ثبت نام كرده ايم مي گفت :  اگر بـــــرگشتم كتاب و درس را مي خوانم و اگر برنگشتم هم كه كتاب و درس لازم نيست ، چون آقاي خميني گفته اند برويد جبهه , اگر ما به جبهه نرويم و بعد هم بگوييم آقاي خميني رهبر ماست دروغ گفته ايم و آدم نبايد دروغ بگويد .

    بعد از شهادت عبدالرضا , صدرالله هم گفت مي خواهم به جبهه بروم و ادامه دهنده راه برادرم باشم و يك سال و چهارماه خدمت سربازي را گذراند و بعد به جبهه رفت   بعد از حضور او در جبهه متوجه شدند كه برادرش شهيد شده بهمين خاطر به او گفتند تو كه برادرت شهيد شده چرا به جبهه آمده اي ؟ حالا كه اين طوري بايد به بوشهر برگردي وصدرالله قبول نكرد و در جواب آنها گفته بود كه : من دلم خواسته كه به جبهه بيايم و به كشورم خدمت كنم . من آمده ام تا جانم را فداي اسلام كنم و اينطور هم شد .

    و بالاخره به ما خبر دادند كه ناوي كه صدرالله در آن بوده غرق شده و ايشان نيز به فيض عظيم شهادت رسيده اند و جسد آنها بالا آمده است.

    بعد من پسرم را فرستادم كه شناسايي كند . رفت ولي دست خالي برگشت زيرا به او گفته بودند كه رفته مأموريت والان برنمي گردد و بعد از 15 سال برگشت ، ولي عبدالرضا هنوز برنگشته است .

    ازمردم عزيزمان مي خواهم كه دست از اسلام نكشند با هم متحد باشند كه با اتحاد مي شود كشوري مثل آمريكا را از پاي درآورد .

    خواهران عزيز دست از حجاب اسلامي برندارند . مبادا به خون شهدا خيانت شود .

     

     

    مادرشهيدان

    صدر الله براي ما خيلي عزيز بود چون اخلاق بسيار خوبي داشت و مردم هم او را خيلي دوست داشتند .خيلي شوخ طبع بود  ودر خانه هم خيلي كمك من مي كرد  بعضي از امور منزل را شــــخصاً انجام مي داد .

    او خيلي با ايمان بود . هميشه نماز را اول وقت مي خواند . دوستان زيادي داشت كه به منزل مي آمدند و با او رفت وآمد داشتند . او مي گفت : مادر عزيزم من دوست دارم در جنگ شركت كنم و چون علاقه داشت من هم مانع او نمي شدم.

    برادرشهيدان

    شهيدصدرالله پورمحمدفردي دوست داشتني بـــــودوبه هـــمه افــــرادخانــــــواده احتــــرام مي گذاشت.موقع رفتن به جبهه گفت :الآن جبهه هابه جوانان احتياج دارند . ايشان جبهه رابرمدرسه ترجيح داد.رفتارش بـــاپدرومادربسيارخوب بودوبه آنان احترام مي گــــــذاشــــت وهرچه ايشان مي گفتندعمل مي كرد.

    هميشه باخوش رويي رفتارمي نمود.شهيدباپدرومادرارتباط بيشتري داشت ولي دركارهايش بااين جانب مشورت مي كرد.صـفــات وويــژگي هاي شهيــدرانمي توانم توصيف كنم ولي مي توانم بگويم كه اخلاق نيكويي داشت وباهمه افرادبرخوردخوبي داشت.

    بــه همه احترام مي نهادوهنگامي كه ازمسافرت برمي گشت،سعي مي كردازنزديك بادوستان واقوام ملاقات كــــندومنتظرنمي ماندتاكسي بيايدوخودش مي رفت.دوستاني كه داشتند،دوستان خوبي بودندويادم نمي آيدكه دوست بدي انتخاب كرده باشديابادوستان بدرفت وآمدداشته باشد.

    دوست داشت حقي ازكسي ضايع نشوداگرتضييع حقي مي ديد،تلاشش اين بودكه ازفردمستحق حمايت كند.درنمازجمعه وجماعات شركت مي كردوتوصيه اش به دوستان نيزاين بودكه درمجالس دعاي كميل وتوسل وبرنامه هاي سخنراني شركت نمايند.

    قرآن رامطالعه مي كرد  . بيشتركتاب هاي شهيدمطهري وشهيددستغيب رامطالعه مي كرد.به عنوان عضوفعال بسيج دربرنامه هايي كه ازطرف بسيج برگزارمي شدشركت مي نمود.

    اهل مسجدبودودربرنامه هاي فرهنگي نيزشركت فعال داشت.دركناركتاب هاي درسي،كتاب هاي مذهبي ،علمي وهنري رامطالعه مي نمود.

    شــــهيدصدرالله پورمحمدكلاس سوم دبيرستان بودودرمورخه 30/3/63جهت گذراندن دوره آموزشي اعزام شد.شهيديكي ازبرادرانش  به نام عبدالرضاپورمحمد نيز جاويدالاثراست .

    شهـــيدصدرالله پــــورمحمدقـــــبل ازاعزام به جبهه غسل نـــــمودوگوياخودرابراي شهادت مهيامي نمود.بــانــــامه هايي كه ازجبــــهه مي نـــــوشت،ازســــلامتي خـــــودودوســـتانش مارامطلع مي كردوجوياي احوال ديگران وخانواده نيزمي شد.هـــيچ گاه كوچكترين برنامه نظامي زمان جنگ رادرمكاتباتش نمي نوشت.

    بـعدازبرگشتن ازجبهه به ديداراقوام وآشنايان مي رفت ودربعضي مواقع ازمرخصي هـــــايش استفاده نمي كردوسريع به منطقه برمــي گشت ومي گفت:من برمي گردم تاديگران هم ازمرخصي استفاده نمايند.

    درمنطقه عملياتي خيبرباهم بوديم . نزديك جزيره مجنون كه رسيديم شهيدگفت:درمنطقه عملياتي مجنون بافرمانده خوديك روزدرمحاصره دشمن بوديم كه بعداًنجات پيداكرديم.يك باردرحين مأموريت غرق شده ولي نجات پيداكرده بود.

    در آخرين مرخصي كه آمده بود بدون گذراندن تمام مرخصي و  بدون خداحافظي ازدوستان واقوام به جبهه برگشتندوبعدازشركت درعمليات والفجرهشت،پيكرپاك ايشان مفقودگرديد.

    بعداز15سال انتظار،پيكرمطهرش درخردادماه سال 1379 شمسي مصادف بارحلت پيامبراكرم (ص)تشييع گرديد .اين خبرراازطرف بنيادشهيدوسپاه پاسداران به مااطلاع دادند.

    باتوجه به اينكه يكي ازاعضاي خانواده (عبدالرضا)راازدست داده بوديم،ناراحت شديم وازاينكه شهيدبه آرزويش رسيده بودخوشحال بوديم.پيكرمطهرآن شهيدبزرگواردرزادگاهش گلزارشهداي روستاي چهله مدفون است .

    ازپيكرايشان فقط پلاكي واستخواني توسط گروه تفحص درسال 1378 پيداشده بود.درحال حاضرنيزبرادرديگري به نام عبدالرضاپورمحمدجاويدالاثراست كه هيچ اطلاعي ازاونداريم.

    انتـظارخانواده هاي شهدابيشتراجراي احكام اسلامي وقانون اساسي وعدالت اجتماعي درعمل ونه درشعاروهمچنين پشتيبان ولايت فقيه بودن است.جامعه بايدوصيت نامه شهداوسفارش هاي امام بزرگوارراسرلوحه كارهاي خودقراردهند.

    9- به نقل ازجناب آقای علی رضاپورمحمدبرادرگرامی شهيد ادامه مطلب
    خــــــاطـــره[1]

    شهيدصدرالله پورمحمدبه شنيدن اخبارداخلي خيلي علاقه داشت.بـه همين جهت يك راديوي كوچك جيبي هميشه همراه اوبودحتي زماني كه مي خواست استراحت كند آن راكنارخودمي گذاشت.

    ازيكي ازعمـــــــليات هــابرگشته بودوراديوراروشن كرده بود.ازپخش مارش جنگ واخبارآن لــــذت مي برد.چون راديوصداي نارسايي داشت،گفت الآن باجوش دادن باطري آن ،راديورادرست مي كنم .

    بالاخره باطري هاراداخل آب جوش گذاشت وفراموش كردكه آنهارابردارد.پــس ازمدتي باحالت خنده آمدوگفت :براي راديووكاركنانش چاي درست كرده ام،زيراآب جوش كارخودراباباطري هاانجام داده وآنهاراازبين برده است.

    10- نقل خاطره ازجناب آقای ماشاء الله مرادی ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار مفقودالاثر
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید