مشخصات شهید

شهید سیدمرتضی بصری

81
نام سيدمرتضي
نام خانوادگی بصري
نام پدر سيدابوالحسن
تاربخ تولد 1345/05/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1363/03/29
محل شهادت گيلانغرب
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت پاسداركميته
شغل پاسداركميته
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن آب پخش
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد سيدمرتضي بصري فرزند سيدابوالحسن در سال 1345 در خانواده‌اي مذهبي در آب‌پخش(محله‌ي درواهي) ديده به‌جهان‌گشود . ايشان تحصيلات ابتدائي و راهنمايي خود را در زادگاهش به پايان برد . ايشان به لحاظ علاقه‌اي كه به شركت در جهاد و مبارزه با ضدانقلاب و متجاوزان بعثي داشت ، به عضويت كميته انقلاب اسلامي درآمده و سپس به جبهه‌هاي غرب شتافت تا با نثار خون پاك خود نهال نوپاي انقلاب را آبياري نمايد. وي پس از ماه‌ها نبرد سرانجام در منطقه قصرشيرين به لقاءالله پيوست .

      ادامه مطلب
    ( وصيت سيدمرتضي بصري شماره‌ي شناسنامه 1964 متولد 1345 فرزند ابوالحسن بصري ساكن آب ‌پخش )

    با درود فراوان به رهبر كبير انقلاب و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران خميني بت‌شكن و با درود به شهداي گلگون‌كفن كه با ايثار خون خود نظام طاغوتي و اسارت‌بار شاهنشاهي كه بر پايه كفر و شرك و بت‌پرستي استوار بود به رهبري پيامبرگونه‌ي امام بزرگوار توانستند ويران نمايند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي چه تلاش‌ها كردند كه بحمدالله تمام نقشه‌هاي آنها با امدادهاي غيبي نقش برآب شد و اما اين زمان مزدور ديگري از اهل تكريت بنام صدام كافر در مقابل فرزند راستين امام حسين (ع) يعني امام خميني قرار گرفت تا بتواند با حمله به انقلاب اسلامي ايران نقشه ارباب خود يعني امريكا را به اجرا درآورد. صداي هل من ناصرٍ ينصُرني امام بلند است و من براي دفاع از اسلام در مقابل هجوم كفار به كشور اسلامي خود در غيبت كبراي امام زمان (عج) و نائب برحقش ولي فقيه امام خميني براي جهاد در راه خدا و اجراي قسط الهي آگاهانه به ميدان جنگ با دشمنان خدا و اسلام مي‌روم تا وظيفه شرعي خود را انجام دهم. و اما شما برادران وخواهران، اين شما هستيد كه بايد يار و ياور امام باشيد و هميشه از خون شهيدانمان كه هدفشان استقرار حكومت الله است نگهباني كنيد در خاتمه باخانواده خود صحبتي دارم. پدر،مادر،خواهران،برادران و ديگراقوامم اگرشهيد شدم، شهيدشدن من افتخاري بزرگ است براي شما . ازشما مي‌خواهم كه براي من لباس سياه بر تن نكنيد و هر شب جمعه بر سر مزار من بيائيد و قرآن بخوانيد و اميدوارم كه خداوند اين قرباني را ازشما بپذيرد و مرا مورد عفو و رحمت خويش‌قراردهد. خداوند انشاء الله به شما صبر عنايت فرمايد.

    برقرار باد پرچم خونين اسلام در سراسر جهان.

    والسلام و عليكم ورحمت‌الله وبركاته.

     خدايا، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار                                                           .                                                        سيد مرتضي بصري   26/12/62 ادامه مطلب
    مصاحبه با خانواده شهيد

    - نسبت به انجام واجبات و ترك محرمات چگونه بود ؟توضيح دهيد؟

    تعصب خاصي نسبت به انجام واجبات و ترك محرمات داشت همچنين علاقه زيادي به قرآن و قرائت آن مخصوصاً ذكر آيه آية الكرسي در مواقع كار داشت و خود را با توجه به سن شرعي مقيد به انجام تكاليف شرعي مي‌نمود.

    - در مورد نقش و جايگاه نمازهاي جماعت و جمعه چه اعتقادي داشت و چگونه عمل مي‌كرد؟

    در مساجد، تكايا و مراسمات حضور فعال داشت ، در نمازهاي جماعت شركت مي‌نمود.

    - انس و علاقه شهيد به قرآن كريم و ذكر خداوند چگونه بود؟

    علاقه ايشان به قرآن و جلسات دعاهاي كميل و توسل قابل ستايش بود.و قرآن را خوب قرائت مي‌كرد اما بدون صوت و لحن به طريق عادي روخواني مي‌كرد و ترجمه آنها را از روي قرآن مطالعه مي‌كرد.

    - آيا به خاطر داريد كه خدمت سربازي را در كجا گذراند؟تاريخ شروع و پايان آن را بيان نماييد؟

    با شروع استخدام شهيد در كميته انقلاب اسلامي سابق در تاريخ           21/10 /1362 ،از همان موقع جزء خدمت سربازيش نيز محسوب ‌مي‌گرديد.

    - اولين بار در در چه سني و چگونه به جبهه رفت؟

    در سن 17 سالگي به صورت داوطلبانه از طريق بسيج آب‌پخش – برازجان.

    - عامل تشويق و محرك اصلي اعزام به جبهة او چه بوده است؟

    جهت لبيك گفتن به فرمان امام و دفاع از وطن و ناموس و رهبري.

    - در رابطه با مراسم تشييع  شهيد چه خاطراتي به ياد داريد ؟

    شهيد توسط پدرش با روحيه‌اي كاملاً بي‌سابقه و فراموش نشدني كه تعجب همگان را برانگيخت بدون ريختن حتي يك قطره اشك درون قبر گذاشته شد و با دست خودش خاك به روي آن ريخت و دستان خود را به آسمان بلندكرد و دعا مي‌نمود.

    • اگر خاطره‌اي از شهيد داريد لطفاً بيان نماييد؟


    شهيد در يك جمله بياد ماندني فرمود: مادر چشم من است و امام قلب من، بدون چشم مي‌توان زندگي كرد اما بدون قلب هرگز، ضمناً چون  دو مرتبه در فاصله دوسال به جبهة اعزام گرديد خود شهيد در مرخصي آخر زمزمه‌هايي از او مي‌شنيديم و نور خاصي در صورت او مي‌ديديم و حتي با دو نفر از كساني كه جزء فاميل بودند و شهيد با آنها قهر بود در مرخصي آخر با آنها آشتي نمود كه اينها همه الهامات بود كه شهادت او را حس مي‌نموديم. ادامه مطلب

    خاطره اي از زبان همسنگرش  عبدالرحيم وفايي


    در سال 1363 از طرف كميته انقلاب اسلامي برازجان به كميته مركزي تهران واز آنجا به پادگان ابوذر سرپل ذهاب اعزام شديم . در پادگان به مدت يك ماه آموزشهاي مختلف را گذرانديم . دراين مدت اخلاق ورفتار شهيد بصري وخصوصا تقيد به مسائل ديني در بين بچه ها شهرت داشت . بعداز پايان آموزش از پادگان سرپل ذهاب به ارتفاعات آق داق در تپه شهيد شيرودي رفتيم،كه البته شهيد بصري در تپه‌اي كه تقريباً جلوتر از ما بود اعزام شد. تپه‌ها تقريبا 500 متر با هم فاصله داشتند كه بالاي هر تپه نزديك به 15 نيرو مستقر بود ودر مجموع نيروهاي عراقي بخاطر اينكه در ارتفاعات بلندتر مستقر بودند اشراف كامل بر منطقه داشتند و به‌راحتي مواضع ما را زير آتش مي‌گرفتند. تپه‌اي كه شهيد بصري  برآن مستقر بود، بوسيله كانالي به سنگر كمين نيروهاي خودي كه تقريبا در فاصله 70 متري جلوتر بود وصل مي‌شد . و بيشتر افراد ورزيده و با جرأت در سنگر كمين نگهباني مي‌دادند، كه از جمله آنها شهيد بصري بود. كه بعد از مدتها نبرد در راه اسلام در ساعت  12 شب مورخه

    29/2/63 در هنگام برگشتن از سنگر كمين در كانال هدف  خمپاره دشمن بعثي قرار گرفت وبر اثر اصابت تركش، به همراه يكي از همرزمانش به درجه رفيع شهادت نائل آمد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار آب پخش
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید