مشخصات شهید

شهید سیدمحمد حسینی مقدم

8
نام سيدمحمد
نام خانوادگی حسيني مقدم
نام پدر سيدمرتضي
تاربخ تولد 1339/07/09
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1363/01/05
محل شهادت طلائيه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل آموزش وپرورش
تحصیلات ديپلم
مدفن سربست
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    خلاصه اي از زندگي نامه مرحوم حاج سيد مرتضي حسيني مقدم پدر شهيدان سيد عباس ـ سيد علي ـ سيد محمد و سيد ابراهيم حسيني مقدم

    مرحوم حاج سيد مرتضي حسيني مقدم فرزند سيد مختار در روستاي سربست ديده به جهان گشود در آن زمان مدرسه اي وجود نداشت كه وي در آن مرحله به ادامه تحصيل بپردازد ولي با با توجه به عشق و علاقه اش به مسائل ديني و مذهبي راهي مكتب مي شود و قرآن را فرا مي گيرد و بعضي از كتابهاي مرسوم تعليم داده شده در مكتب را مي آموزد با توجه به وضعيت زندگي در روستا ، به كارهاي كشاورزي مي پردازد و از اين طريق امرا معاش مي نمايد

    مرحوم سيد مرتضي علاقه خاصي به مجالس روضه خواني ائمه معصومين داشت و مرتب قرآن مي خواند او در دوران جواني و ميانسالي اقدام به داير نمودن مكتب خانه مي كند و از اين راه تعداد زيادي از جوانان و افراد روستا را قرآن مي آموزد و از اين راه حتي هيچ حق الزحمه اي هم دريافت نمي كند او همه اين كارها را فقط براي خشنودي خداوند انجام مي دهد او معتقد به قرآن و احكام اسلامي بود و از وجود چنين پدري مهربان و با تقوا است كه فرزندي برومند و شجاع تربيت مي شوند كه در بعد از پيروزي انقلاب در ركاب امام و مقتداي خود مردانه مي جنگند تا به هادت برسند مرحوم سيد مرتضي در سال 57 در بحبوحه راهپيمائي هاي مردم به حمايت از روحانيت و رهبر خود امام خميني به رحمت ايزدي مي پيوندد . روحش شاد .

    بسم الله الرحمن الرحيم

    بسم رب الشهدا و الصديقين

    من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوالله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا

    اي محمد اي همنام راه خدا اي پيرو راه جدت پيامبر اي شهيد كه از شهادت خون در رگ بي تحركها راوان ساختي كه به نداي هل من ناصر ينصرني فرزند جدت لبيك گفتي و به سوي جبهه حق عليه باطل روان گشتي اي عزيزي كه همچون جدت حسين بانگ برآوردي كه هيهات من الذله .

    اي آموزگار كه قرآن و احكام ديني را به دانش آموزانت ياد دادي تو طبق آيه شريفه و لا تحسبن الذين قتلوا ، نمرده اي بلكه زنده اي و نزد خداي خود روزي مي بري تو با يارانت دين خدا را با خونتان احياء كرديد و جان را فداي او نموديد.

    آن شهيداني كه اندر خاك ماوا كرده اند

    گلش دين را به خون خويش احياء كرده اند

    شهيد سيد محمد حسيني مقدم فرزند مرحوم حاج سيد مرتضي در سال 1339 شمسي در روستاي سربست از توابع دشتستان پا به عره وجود گذاشت در همان سنين خردسالي با كودكان هم سن و سالش بسيار مهربان و خوش رفتار بود وي در دامن پدر و مادري مومن و با تقوي تربيت يافت و در سن پنج سالگي جهت يادگيري قرآن به مكتب رفت و قرآن را به نحو احسن آموخت شش ساله بود كه روانه دبستان گرديد و تا كلاس پنجم در زادگاهش به تحصيل ادامه داد . دوره راهنمايي و دبيرستان را در برازجان سپري كرد و ديپلم خود را در سالهاي تحصيلي 58-57 دريافت نمود در دوران انقلاب كه مدرسه ها به صورت تعطيل درآمده بودند وي از موقعيت استفاده كرد با تشكيل كلاس قرآن ( مكتب ) اقدام به آموزش قرآن به دانش آموزان مشتاق اين روستا كرد او از بنيان گذاران انجمن اسلامي در زادگاهش بود و فعاليتهاي روابط عمومي انجمن را بر عهده داشت و در برگزاري دعاي كميل در شبهاي جمعه و دعاي توسل هميشه پيش قدم بود اغلب قرائت دعا به وسيله او انجام مي گرديد .

    سال 59 براي امرار معاش خانواده در كارخانه نساجي بوشهر مشغول به كار گرديد و طولي نكشيد كه در سال 62ـ61 به استخدام آموزش و پرورش به عنوان مربي پرورشي در آمد و در روستاي بهمن ياري و فرح آوري گناوه مشغول خدمت به انقلاب اسلامي گرديد و در امور تربيتي درس اخلاق اسلامي داشت دانش آموزانش مانند شمع گرد وجودش حلقه مي زدند و از روشنايي شمعش استفاده مي كردند وي پس از مدت كوتاهي به دبستانهاي روستاي جتوط منتقل و در دبستان شهيد سعادت و فاطميه آن روستا مجدداً به عنوان مربي پرورشي مشغول به خدمت شد . بيشتر فعاليتهاي او در برگزاري مسابقات قرآن و تدريس آن به دانش آموزان بود اين رشته بين معلمين سرآمد و نمونه به شمار مي آمد همكاران فرهنگيش در روستاي جتوط اظهار مي دارند در اين دو سال خدمتش كه ما افتخار همكاري را با او داشتيم هيچگاه دانش آموزان يا همكاران و يا اولياء آنان از وي نگران نشدند شهيد حسيني مقدم اغلب شبها را به علت بارندگي و يا خرابي راه كه نمي توانست به محل برگردد در منزل همكارانش به سر مي برد . آنان اظهار مي كنند كه حتي در آن شبها هم نماز شبش ترك نمي شد و تا به هنگام صبح مشغول راز و نياز با خداي خود بود و پس از قرائت قرآن و زيارت عاشوراي حسيني مي پرداخت شهيد حسيني مقدم همواره در نمازهاي شب و يوميه اش و در قنوت از خداي بزرگ طلب شهادت مي كرد و مي گفت پروردگارا از تو مي خواهم كه شهادت را نصيبم فرمايي تا اينكه خداوند دعايش را قبول فرمود و به درجه شهادت نائل آمد و به آرزوي ديرينه اش رسيد اين شهيد عزيز با دانش آموزان به حدي نزديك و صميمي بود كه بين آنها مسئله شاگرد و معلمي مطرح نبود و به عنوان برادر و خواهر با آنها رفتار مي نمود و اين موضوع موقعي به طور وضوع مشاهده شد كه چند روز پيش از شهادتش براي خداحافظي مجدد به ديدار شاگردان و همكاران و برادران به محل آمدند و دانش آموزان با ديدنش چنان فرحناك و بشاش و شادمان شده بودند كه او را در بغل گرفته و رويش را بوسه مي زدند تا هنگام خداحافظي فرار رسيد شهيد حسيني مقدم به همكاران و شاگردانش تقاضا داشت كه براي امام دعا كنند از خداوند بخواهيد كه شهادت را نصيبم گرداند سرانجام براي دومين بار عازم جبهه حق عليه باطل شد و در عمليات بزرگ خيبر شركت جست پس از دلاوريها و رشادتها و از خود گذشتگي ها ، سرانجام در تاريخ 5/5/63 بر اثر بمباران شيميايي هواپيماهاي مزدوران بعثي در جبهه طلائيه به فيض عظمي شهادت نائل آمد .

    عاشقان حق جاودان و راه مقدسش پررهرو باد ادامه مطلب
    آخرين نامه آموزگار شهيد سيد محمد حسيني مقدم به يكي از برادرانش

    با درود فراوان به پيشگاه حضرت بقيه الله و نائب برحقش حضرت امام خميني بت شكن و با درود بر ارواح پاك همه شهيدان بالاخص برادران عزيزم سيد ابراهيم و سيد عباس چند كلمه خدمت برادر عزيزم عرض مي كنم خدمت برادر عزيزم جناب آقاي ………. سلام عليكم ضمن عرض سلام اميدوارم كه حال همگي شما خوب باشد مخصوصاً مادر ارجمند و زحمتكشم كه بي نهايت حق بر گردن من دارد و همچنين برادران ارجمند و عزيزم و خواهران عزيزم . برادر عزيز فكر مي كنم كه اين آخرين نامه و آخرين صحبتم باشد پس بر خود واجب دانستم در آخرين لحظات عمرم چند كلمه اي با همگي شما صحبت كنم . پس اي عزيزان اگر برادر خوبي برزاي شما نبودم مرا ببخشيد و حق خود را بر گردن من حلال كنيد همچنين هم محليهايم زيرا بنده عاصي لحظاتي از عمرم را در كنار شما بودم پس در اين ايام نسبت به شما مرتكب بعضي از اعمال ناشايست مثل عيب جويي ، بدگويي نسبت به شما انجام داده باشم كه شما را به خاطر خدا قسم مي دهم اين بنده عاصي را به بزرگواري خود ببخشيد نامه را زماني مي نويسم كه خود را مهياي عمليات بزرگي مي كنم و اما اين را بدان برادر اگر رفتم و خدمت برادران عزيزم سيد عباس و سيد ابراهيم رسيدم سلام شما را به آنها مي رسانم و اما برادر عزيز چند سفارش : فرزندان و عيال سيد عباس را فراموش نكنيد و از آنها براي اين حقير حلال بودي بطلبيد بنده از زمانيكه نماز خوان شدم به جاي دوبار آب زدن سه بار مي زدم كه خواهش دارم اين مسئله را در محضر يك روحاني عاليقدر مطرح كنيد و جواب صحيح دريافت كنيد كه اگر گفت نمازهايش را اعاده كند بر شما واجب مي شود و بنده سن 21 سالگي دريافتم كه وضويم اشتباه بوده و فكر مي كنم از سن 15 سالگي تا 21 سالگي بايد نمازم اعاده شود كه مي شود 6 سال كه از شما تقاضا دارك كه از پول حقوقم برايم نماز بخوانيد و مسائل روزه ام را سئوال كنيد برادر تقريباً 400 تومان از حقوقم با به عنوان صدقه بك يك فقير ببخشيد در پايان برادر عزيزم اگر جوياي حالم را خواسته باشي تا اين دم صحيح و سالم هستم و هيچگونه ناراحتي ندارم جز رسيدن به لقاء الله كه آن هم اميد است اما را دعا كنيد تاريخ 10/12/62 خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ويژگيهاي اخلاقي شهيد سيد محمد حسين حسيني مقدم از زبان مادرش

    در موقع بارداري او احساس آرامش مي كردم سعي مي كردم كه كار سنگيني انجام ندهم و حتي الامكان از سفره خانواده خود تغذيه شوم همچنين دعاها را زياد زمزمه مي كردم و در انجام تكاليف ديني مراعات بيشتري اعمال مي نمودم و چون خانواده ام از لحاظ اطلاعات مذهبي و علمي تقريباً آگاهي خوبي داشتند اين بود كه محيط خانواده مان مناسب و آرام بود .

    انگيزه نامگذاري فرزندم كه با مشورت شوهرم گذاشته شد عشق و ارادتي بود كه به حضرت محمد ( ص ) پيامبر بزرگ اسلام داشتم فرزندانم بخصوص سيد محمد هرگز ما را ناراحت نكرد در كارها به من كمك مي كرد و احترام بيش از اندازه اي برايم قائل بود او انسان خاكي نبود روح و افكار بلند او در جاهاي ديگر پر مي زد شبها تا دير وقت به نماز و عبادت خدا مشغول بود ، نماز شبش ترك نمي شد با همه مهربان بود اصلاً صداي بلند نمي كرد كوچك نفس بود در سلام كردن پيشي مي گرفت به بزرگترها و كوچكترها ي خود احترام مي گذاشت به برادران و خواهرانش عشق مي ورزيد اهل مطالعه بود چون پاسخگوي سئوالات متعدد شاگردانش بود . عشق و علاقه خاصي به امام خميني داشت در دوران انقلاب و راهپيمايي مردم هميشه در صحنه بود بعد از پيروزي انقلاب مادام در بسيج بود و از

    دست آوردهاي انقلاب پاسداري مي كرد عشق به ولايت او را ذوب كرده بود به روحانيت علاقه داشت . در مراسمات مذهبي هميشه پيش قدم بود به فقرا مخفيانه كمك مي كرد و از انان دلجويي مي نمود بعد از شهادتش فهميديم كه اين خصلتها در وجودش بوده است شهيد متعلق به همه بود همه مردم اهالي روستا براي او سوختند و فكر مي كردند كه فرزند خودشان به شهادت رسيده است .

    ويژگيهاي اخلاقي شهيد سيد محمد حسين حسيني مقدم از زبان مادرش

    در موقع بارداري او احساس آرامش مي كردم سعي مي كردم كه كار سنگيني انجام ندهم و حتي الامكان از سفره خانواده خود تغذيه شوم همچنين دعاها را زياد زمزمه مي كردم و در انجام تكاليف ديني مراعات بيشتري اعمال مي نمودم و چون خانواده ام از لحاظ اطلاعات مذهبي و علمي تقريباً آگاهي خوبي داشتند اين بود كه محيط خانواده مان مناسب و آرام بود .

    انگيزه نامگذاري فرزندم كه با مشورت شوهرم گذاشته شد عشق و ارادتي بود كه به حضرت محمد ( ص ) پيامبر بزرگ اسلام داشتم فرزندانم بخصوص سيد محمد هرگز ما را ناراحت نكرد در كارها به من كمك مي كرد و احترام بيش از اندازه اي برايم قائل بود او انسان خاكي نبود روح و افكار بلند او در جاهاي ديگر پر مي زد شبها تا دير وقت به نماز و عبادت خدا مشغول بود ، نماز شبش ترك نمي شد با همه مهربان بود اصلاً صداي بلند نمي كرد كوچك نفس بود در سلام كردن پيشي مي گرفت به بزرگترها و كوچكترها ي خود احترام مي گذاشت به برادران و خواهرانش عشق مي ورزيد اهل مطالعه بود چون پاسخگوي سئوالات متعدد شاگردانش بود . عشق و علاقه خاصي به امام خميني داشت در دوران انقلاب و راهپيمايي مردم هميشه در صحنه بود بعد از پيروزي انقلاب مادام در بسيج بود و از

    دست آوردهاي انقلاب پاسداري مي كرد عشق به ولايت او را ذوب كرده بود به روحانيت علاقه داشت . در مراسمات مذهبي هميشه پيش قدم بود به فقرا مخفيانه كمك مي كرد و از انان دلجويي مي نمود بعد از شهادتش فهميديم كه اين خصلتها در وجودش بوده است شهيد متعلق به همه بود همه مردم اهالي روستا براي او سوختند و فكر مي كردند كه فرزند خودشان به شهادت رسيده است . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار سربست
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید