مشخصات شهید

شهید سیدمحمود هاشمی

46
نام سيدمحمود
نام خانوادگی هاشمي
نام پدر سيدغلامحسين
تاربخ تولد 1344/01/01
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1365/01/12
محل شهادت فاو
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دانشجو
مدفن عالي چنگي
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    اي كه بوي حضرت فاطمه زهرا (س) مي داد و بهره حلاليت آن از امام علي (ع) برده بود چشم پاك و اطهرش را به جهان گشود . دوره ابتدائي را در روستاي محل زادگاهش به پايان رسانيد تا بياموزد كه چگونه قلم بدست گيرد و خط سرخ شهادت را هجي كند . سپس براي ادامه تحصيل به مدرسه راهنمايي روستاي بنه گز وارد شد تا قدمي ديگر براي باروري استعدادهايش بردارد . او عاشق و عارف بود و در اقيانوس عشق خدا شنا مي كرد و جزء افرادي بود كه با تفكر در عالم زندگي مي كنند . آري او مرغ حقي بود كه از بدو تولد يا حق و يا هو گفت تا به ديدار حق شتافت و از شربت خون رنگ شهادت سيراب گشت . با آغاز حركتهاي ضد استكباري مردم با شركت در صنوف تظاهرات به هر طريقي كه امكان پذير بود و پيروي از پيامهاي پيامبر گونه حضرت امام خميني (ره) مبارزات خودش را ادامه داد .پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و فضاي انقلابي مدارس شهيد مدرسه را بعنوان سنگري كه مي تواند اهداف عاليه اسلام و انقلاب را در برداشته باشد برگزيد و ضمن تحصيل به  عضويت انجمن اسلامي مدرسه درآمد.دوران دبيرستان را در مدارس شهيد مطهري – نواب صفوي و شريعتي بوشهر گذرانيد . با شروع جنگ تحميلي و يورش بعثيون به مرزهاي ايران اسلامي در گروه منسجمي با ساير دوستانش بنام گروه شهيد چمران در تاريخ 6/12/60 عازم جبهه دهلاويه گرديد . و براي اولين بار اسلحه را لمس كرد و با اولين حركت ، پا در راه و طريقت شهادت گذاشت پس از مدتي بخاطر عشق به جبهه و ياري ساير همرزمانش در مرحله دوم در تاريخ 26/12/62 اعزام گرديد . هنگامي كه از جبهه برگشت براي تعالي بيشتر جوان روستايش ، انجمن اسلامي وليعصر عالي چنگي را تاسيس كرد . و سپس در تاريخهاي 29/3/63 و 18/6/63 براي بار سوم و چهارم به طرح لبيك امام و پير طريقت خود پاسخ داد . او در سنگر علم نيز داراي موفقيت بود و با قبول شدن در دانشسراي تربيت معلم راه يك معلم خوب را نيز مي خواست تجربه نمايد ولي اين امر او را شيفته دنيا نساخت و براي آخرين بار در تاريخ 30/11/63 مدال افتخار را از جده اش فاطمه زهرا (س) دريافت نمود و روح مطهرش در تاريخ 12/1/65 در فاو[1] به ملكوت اعلي پرواز كرد

     

    سجاياي اخلاقي شهيد سيد محمود هاشمي

    1- جاني عفيف و پيراسته داشت

    2- در عين شوخ طبعي گفتارش نيك ، درست و سنجيده بود

    3- از آنچه خداوند بر او حرام فرموده بود چشم  مي پوشيد

    4- شوق شهادت و پاداش خدايي از اين بابت در حياتش ريشه دوانده بود

    5- خواسته ها و نيازهايش سبك و اندك بود

    6- از اعمال و كردار نيك خود قانع نبود

    7- در تحصيل علم حريص بود

    8- حلم و بردباري را با علم و گفتار را با كردار درست درهم آميخته بود

    9- كسي را با لقب زشت و ناپسند نمي خواند

    10- سركشي به اقارب و نزديكان را بخوبي انجام مي داد

    11- اهتمام فراواني به برپايي عبادات بخصوص نماز داشت

    12- امر به معروف و نهي از منكر اول در مورد خود عمل مي كرد وسپس ديگران را به اين امر دعوت مي كرد

    13- اعمالي چون نفاق ، سخن چيني ، مال دوستي ، غضب ، بدخلقي در وجود او به كمترين حد رسيده بود

    1- جزيره فاو شبه جزيره اي است محصور در ميان رودخانه اروند ، خليج فارس و خور عبدالله كه از سمت خشكي به بصره منتهي مي شود در شمال اين منطقه رودخانه اروند و جزيره آبادان واقع است و در فاصله 90 كيلومتري شمال غربي آن شهر صنعتي بصره و در جنوب آن خور عبدالله در جنوب شرقي آن خليج فارس و در جنوب غربي بندر ام القصر واقع شده است .

    تصرف اين جزيره با رمز عمليات يا زهرا (س) در ساعت 22 تاريخ 20/11/64 و به مدت 78 روز و به وسعت عملياتي 800 كيلومتر مربع انجام گرفت .

    (نقل از كتاب از خرمشهر تا فاو ، انتشارات معاونت سياسي ستاد كل مطالعات و تحقيقات جنگ ، ص 162 ، تاريخ چاپ 1367 .

    خانواده شهيد سيد محمود هاشمي

    سيد بزرگوار غلامحسين هاشمي پدر شهيد و بانوي مكرمه سكينه حسيني مادر شهيد سيد محمود هاشمي   مي باشند .

    شهيد در خانواده اي بزرگ شده كه در آن فرزندان پيامبر اسلام رشد داشتند و از تربيت بالاي ديني و تدين برخوردار بودند . پدر شهيد با توجه به مقناي مكاني در روستاي عالي چنگي از همان اوايل زندگي همراه خانواده به امر كشاورزي و كسب درآمد و روزي حلال از خداوند برآورد و تا آخرين روزي حيات طيبه خويش به اين راه ادامه داد .

    مادر بزرگوار اين شهيد نيز فرزنداني تربيت نمود كه هر كدام رزم آوران ميدانهاي هشت سال دفاع مقدس ملت شجاع ايران بود و ساليان سال در عرصه جبهه و جنگ مدالهاي افتخار ايران بحساب مي آيند و هم اكنون نيز در قصدهاي مختلف در حال انجام وظيفه به مردم سرزمين خويش مي باشند . اين بانوي بزرگوار در حاليكه 40 روز فراغ فرزندش را سپري مي كرد اجر روي نوار پاك و مطهر فرزندش لقاي الله را پاسخ گفت و دار فاني را در سن 58 سالگي بدرود حيات نمودند . پدر شهيد سيد محمود هاشمي نيز بر اساس بيماري در سن 64 سالگي به لقاي الله پيوست .

    شهيد سيد محمود هاشمي داراي 4 برادر و 2 خواهر مي باشند . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
     

     

    مصاحبه با خانواده شهيد سيد محمود هاشمي

    برادر شهيد مي گويد : يكي از شاخصهاي اخلاقي شهيد سيد محمود هاشمي فروتني و تواضع ايشان بود كه از او فردي محبوب در بين دوستانش ساخته بود . هر كس كه او را مي شناخت و يا با او برخورد و ديدار مي كرد از حسن خلق و رفتار انساني او بهره ها مي برد . سخنانش آميخته با ملاطفت و تبسم بود . در برگزاري مراسم مذهبي و ديني فردي علاقمند بود و سعي مي نمود اعمال و كردارش نيز مؤيد آن باشد .

    در امر بمعروف و نهي از منكر در هر كاري ابتدا در مورد خودش اجرا مي كرد و سپس ديگران را به آن  امر   مي كرد و پيشقدم در اين امر مهم بود . او از بنيانگذاران انجمن اسلامي در روستا بود و اين امر را بعنوان مأوايي براي جذب جوانان روستا به سوي دين اسلام و حفظ صيانت انقلاب اسلامي مي دانست . اين امر را حتي در درون مدرسه نيز اعمال مي كرد . در انجمن اسلامي مدرسه فعال بود و در عين فعاليت در انجمن علاقه زيادي نيز به درس داشت و به خاطر همين امر توانست در دانشسراي مقدماتي قبول شود . در مدتي كه به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام گرديده بود حتي يكبار نيز از او شنيده نشد كه خدمت خود را بزرگ جلوه دهد و يا بخواهد آنرا بعنوان تفاخر نسبت به ديگران نشان دهد . مادرمان به او بسيار وابسته و علاقمند بود و هرگز دوري او را  زياد      نمي توانست تحمل نمايد نمونه آنرا در چهلم شهيد سيد محمود ديديم آنقدر از فراق و جدايي محمود محزون شده بود كه در همان اثنا يعني در روز چهلم از غصه فراق محمود جانش را به معبود سپرد تا اين دوري بيش از اين به درازا كشيده نشود .

    «نقل از سيد محمد هاشمي برادر شهيد» ادامه مطلب
    خاطراتي از شهيد سيد محمود هاشمي

    اواخر سال 1364 بود كه با جمعي از بچه هاي بسيجي بوشهري براي ياري رساندن به ساير دوستان رزمنده به مقر نيروهاي خودي واقع در منطقه جراحي اعزام شديم .در آن جمع سيد بزرگوار شهيد محمود هاشمي نيز همراه ما بود . 9 روزي را در آنجا گذرانديم . سپس ما را بصورت سازماندهي شده به لشكر 19 فجر شيراز كه در اطراف شهر اهواز مستقر بود اعزام كردند و بخاطر اينكه در فاو به نيروهاي زيادي احتياج  بود به فاو عزيمت كرديم . در آن منطقه كه وارد شديم وضعيت فيزيكي سنگرها مناسب نبود بنابراين بايد بيشتر اوقات بصورت نشسته بسر مي برديم ولي با وجود شهيد هاشمي كه طبع شوخي داشت . تمامي اين سختيها برايمان آسان و راحت مي گشت . لحظه اي تبسم از صورت او برداشته نمي شود . در اين زمينه يادم مي آيد فرماندهي داشتيم كه به نام آقاي عراقي كه بچه ها و از جمله سيد شوخ مي گفت حالا كه فرمانده نصيب ما شده آنهم آقاي عراقي است نمي دانيم با آقاي عراقي بجنگيم يا با نيروهاي عراقي ، آن فرمانده كه خودش هم اهل شوخي و فردي متواضع و خاكي بود بچه ها را قسم مي داد كه شما را بخدا مرا به اين صورت صدا نكنيد .

    نزديك 2 ماه تمام من با شهيد سيد محمود هم سنگر بودم . ايشان فردي با ايمان و مقيد و پايبند به مسائل اعتقادي و ديني بود . در روز 12 فروردين سال 1365 در حالي كه ما در سنگرهاي خود قرار داشتيم ، آتشبارهاي دشمن بصورت وسيع و ناگهاني شروع به آتش سنگين بر روي مواضع ما (كه در آن قرار داشتيم) نمودند علت آتش زياد دشمن هم اين بود كه اين روز مصادف با روز جمهوري اسلامي و يك حالت دهن كجي به ما در اين روز بود . در همان ساعت شهيد هاشمي با فرمانده و معاون و چند نفر از رزمندگان در سنگر فرماندهي بودند كه در 10 متري سنگر ما قرار داشت . در آن وضعيت شاهد بوديم كه سنگر آنان مورد هدف  يك گلوله خمپاره  قرار گرفت و تمامي آن عرشيان درخشان به ملكوت اعلي پر كشيدند و از آن به بعد در تمامي گردان ، مدتها غم و اندوه سايه افكنده بود . روحش شاد راهش پر دوام .

    سيد حسين هاشمي هم رزم شهيد سيد محمود هاشمي ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار عالي چنگي
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید