مشخصات شهید

شهید سیداسدالله محمدی

15
نام سيداسدالله
نام خانوادگی محمدي
نام پدر سيدكريم
تاربخ تولد 1339/06/07
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1362/01/23
محل شهادت عين خوش
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت كادرنيروي انتظامي
شغل كادرنيروانتظامي
تحصیلات سوم راهنمايي
مدفن دهقايد
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

     

    شهيد سيد اسدالله محمدي فرزند سيد عبدالكريم به سال1339 در روستاي دهقايد متولد گرديد. پس از دوران كودكي به مدرسه رفت و ضمن تحصيل ، در كارگاه هاي داغ آجرپزي جهت تأمين امرار معاش و مخارج مدرسه به كار پرداخت. پس از دوران ابتدايي به علت فقر بيش از حد خانواده از ادامه تحصيل در مدرسه راهنمايي روزانه بازمانده، لذا روزها به كارگري مي پرداخت و شب ها به تحصيل ادامه داده تا از اين طريق بتواند هرچه بهتر به تأمين معاش خانواده كمك كند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1358 به خدمت مقدس سربازي رهسپار شد و با شروع جنگ تحميلي عليه ايران، به سوي جبهه هاي حق عليه باطل شتافت و مدت 6 ماه از دوره سربازي را در منطقه سوسنگرد و هويزه به نبرد پرداخت و سرانجام در تاريخ16/6/60 خدمت مقدس سربازي را به پايان رسانيد. شهيد محمدي در تاريخ17/11/60 به استخدام شهرباني بوشهر درآمد و پس از گذراندن دوره آموزشي از طرف شهرباني در منطقه غرب كشور به نبرد پرداخت و پس از بازگشت مجدداً براي چندمين بار به جبهه حق عليه باطل شتافت. و اين بار در تيپ محمد رسول الله(ص) در عمليات والفجر شركت نموده و در تاريخ 22/1/1362 به هنگام نبرد در خط مقدم جبهه در منطقه عين خوش به فيض شهادت نائل آمد. كه پيكر پاكش پس از11 سال به وطن بازگشت.

     

     

     

     

      ادامه مطلب
     

    با سلام به پيشگاه حضرت ولي عصر(عج) و نائب بر حقش امام خميني و خانواده شهيد پرور و شهداي راه حق كه جان خود را در مقابل تيرهاي دشمن سپر كرده اند و به لقاءالله پيوستند. اول سخن خود را با امام عزيز شروع مي كنم. اي امام،اي پير جماران،اي كسي كه تمام وجودت و هستي ات را در راه اسلام و پيشرفت اسلام و انقلاب فدا كردي. جانم فدايت امام.

    اي خدا تنها آرزويم اين است كه تمام عمر مرا بگيري و به عمر امام عزيز بيفزايي و سخني با رزمندگان اسلام چه آنها كه در خط مقدم جبهه هستند و چه در پشت جبهه و يا پادگان هاي آموزشي، پيام من به برادران عزيز اين است كه گوش به فرمايشات امام بدهند. كه چه خوب مي فرمايد : بسيج نور چشم من است. و سخني با ملت شهيد پرور ايران دارم. درود بر اين ملت كه چنين به نداي رهبر عزيزمان لبيك گفتند. درود بر اين ملت كه چنين فرزنداني را تربيت كردند و به اين انقلاب تقديم نمودند. پيامي كه دارم اين است كه به سخنان رهبر كبير انقلاب اسلامي گوش فرا داده و فرامين او را مو به مو عمل نمايند. خدايا شهادت را جايگزين مرگم قرار ده كه در راه يگانه معبودم و پيام آورت حضرت محمد(ص) باشم. خدايا ياريم كن تا از كساني باشم كه سرمايه وجودشان را به پيشگاه تو تقديم داشته و ارزش خويش را يافتند. برادران و خواهران؛ من اين راه را با دل و جان و با عشق به الله انتخاب نمودم. من از وقتي كه توانستم حماسه كربلا را درك كنم همچنين مي گفتم: اي كاش من آن روز در كربلا بودم و حسين(ع) را ياري مي نمودم. اما چرا من آن روز نبودم الان كه هستم پس بايد به ياري حسين زمان خود يعني خميني بت شكن بشتابم. از اين رو با خود گفتم كشته شدن در راه انقلاب يا اسلامي شدن در راه اسلام است و فضليت آن كمتر از شهيدان كربلا نيست و بنابراين تصميم گرفتم در اين جنگ تحميلي شركت كنم و خدا هم اين توفيق را به من داد.برادران ! دنيا راهي است كه بايد طي شود و ماندني نيست و به پدر و مادر عزيزم! شما سال ها به پاي من زحمت كشيديد و خيلي برگردن من حق داريد. اما من نتوانستم جبران كنم. شما مرا به بزرگواري خودتان ببخشيد تا در قبر آسوده بخوابم. پدر و مادر شما بايد افتخار كنيد كه چنين فرزندي را تربيت كرديد و تقديم به اسلام نموديد و بعد از من گريه نكنيد كه دشمنان انقلاب شاد مي شوند. شاد باشيد همچنان كه شادم. برادران و خواهرانم را به مسائل اسلامي بيشتر آشنا كنيد تا راه شهيدان را ادامه دهند و اسلام را ياري نمايند.

    والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته  22/8/61

      ادامه مطلب
    شرح زندگي شهيد از زبان خانواده:

    هر مادري تا فرزندش را به دنيا نياورده با خاطرات زيادي مواجه است،كه من هم از اين قاعده دور نبودم. قبل از تولد فرزندم خواب ديدم در يك جاي سرسبز هستم، در آن صحرا ديدم، يك سيد بزرگوار كه لباس سبز به تن داشت، در بالاي يك طاق،كه طاق نصرت نام داشت نشسته بود.من خواستم زير آن طاق عبور كنم كه آن سيد بزرگوار مرا مورد خطاب قرار داد كه مواظب باش هنگامي كه خواستي از زير طاق عبور كني و رد بشوي آن تاج حضرت محمد(ص) بر سرت گذاشته بر زمين نيافتد. من واقعاً بعد از شهادت فرزندم فهميدم كه خداوند تاجي گرانبها بر سرم گذاشته بود.

     

    رفتار و اخلاق شهيد:

    شهيد محمدي خصوصيات اخلاقي بسيار زيادي داشت.تنها چيزي كه بارز و آشكار براي همگان بود اين بود كه نشاط به خصوصي داشت و در اولين برخورد با هر كسي او را مجذوب اخلاق نيكوي خود مي ساخت. شهيد محمدي هنگامي كه خيلي ناراحت مي شد لبخندي روي لب هايش نقش مي بست كه گوياي صدق و صفاي ايشان بود. گرفتاري دنيا هيچ وقت باعث بي توجهي به كارهاي آخرتش نمي شد و شادابي او هميشه ديگران را نيز شاد مي كرد و از خصوصيات ديگر وي روحيه شهادت طلبي ايشان بود كه در خواب و بيداري شهادت را آرزو مي كرد و گريه هاي نيمه شبش گواي اين مدعا بود. مثل كسي كه چيز گرانبهايي را گم كرده است. هميشه به دنبال گم گشته خويش بود و خود را به هر راهي مي زد و از دوستان صميمي اش مي پرسيد: آيا من لايق شهادت نيستم و از همه آنها التماس دعا داشت تا براي رسيدن و يافتن گمشده اش او را دعا كنند. تا اين كه روزي از مادر خود خواست: مادر جان دعاي مادر در حق فرزند مستجاب مي شود تو نيز اي مادر مهربان،در حق من دعا كن تا من گمشده خويش را پيدا كنم و هميشه اين دو بيت را زمزمه مي كرد:

    با درد بسيار چون دواي تو منم          در كس منگر كه آشناي تو منم

    گر بر سر كوي  عشق ما كشته شوي    كرانه بده كه خون بهاي تو منم ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار دهقايد
    وضعیت پیکر مشخص
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید