مشخصات شهید

شهید سهراب یگانه

38
نام سهراب
نام خانوادگی يگانه
نام پدر شهريار
تاربخ تولد 1346/06/10
محل تولد بوشهر - تنگستان
تاریخ شهادت 1361/01/18
محل شهادت تنگه چزابه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن بنه گز
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    زندگينامه شهيد سهراب يگانه

    شهيد سهراب يگانه در سال 1346 در روستاي بنه گز از توابع شهرستان تنگستان در خانواده اي متعهد و معتقد به اسلام چشم به جهان گشود و در سن 7 سالگي براي امر يادگيري دانش ، وارد دبستان اسفندياري بنه گز شد . پس از پايان دوره ابتدائي در مدرسه راهنمايي خاقاني (شهيد جلالي) ادامه تحصيل داد .

    با آغاز حركت مردمي ايران بر عليه رژيم منحوس پهلوي در سال 1357 نقش واقعي و فعال خود را با توجه به فضايي كه در روستا بود نشان داد . هنگامي كه سهراب سال دوم راهنمايي را سپري مي كرد همزمان با آتش افروزي دشمن به مرزهاي ايران شد . فرمان مرشد پير و معمار انقلاب اسلامي براي دفاع از تماميت ارزشهاي انقلاب ، روح سرشار از محبت سهراب را متحول ساخت و او را از ميز درس و مدرسه به مراكز آموزش نظامي و جنگ كشانيد . در اواخر سال 1360 جهت آمادگي اعزام به جبهه اولين بار در يك مركز آموزشي كه در نيروگاه اتمي بوشهر برگزار گرديده بود شركت نمود ، سپس دوره ديگر آموزش نظامي را در شيراز به پايان رساند و بعد از آن براي ياري دوستان همرزمش عازم جبهه هاي حق عليه باطل گرديد .

    در همان اوايل ورود به جبهه جنگ رشادتهاي خويش را در راه حفظ اسلام و مرزهاي ايران عزيز نشان داد . در بسياري از مأموريتهايي را كه به او محول مي شد ، با كمال ميل و علاقه با روحيه اي آكنده از عشق به انجام رسانيد . ولي اين فداكاري و ايثار ديري نپائيد و در منطقه چذابه[1]هدف گلوله خمپاره 60 ميليمتري دشمن قرار گرفت و از ناحيه شكم مجروح گرديد سپس براي مداوا به بيمارستان قائم شهر مقدس مشهد انتقال داده شد و مدتها در بيمارستان تحت عمل جراحي قرار گرفت ولي تمامي اين كوششها براي بهبودي حال او مفيد واقع نشد و در جوار امام غريب ، امام رضا (ع) عاشقانه به فيض عظماي شهادت نايل آمد .

    او اولين شهيد روستاي خودش بود و در زمان تشييع جنازه همه براي او گريستند و از پروردگار عالم طلب مغفرت و آمرزش نمودند .

    او در وصيت نامه اش به نصرت خدا بر كفار اشاره مي كند و اندوه و غم را در شهادتش براي خانواده اش جايز نمي داند و به مادرش در نامه هايش پياپي سفارش مي كند كه اگر شهيد شدم در مقابل دشمن بخنديد و گريه و زاري نكنيد و لباس سياه نپوشيد ، چرا كه من در راه رضاي خدا و هدف بزرگي به شهادت رسيده ام .

     

     

     

    سجاياي اخلاقي شهيد سهراب يگانه

    1- شجاعت وصف ناپذير در ميادين نبرد با دارا بودن سن كم

    2- شهادت را بعنوان هدف بزرگ خود مي دانست و اشتياق فراواني به زندگي جاويد داشت

    3- ايمانش به يقين نزديك شده بود

    4- آنچه مربوط به زيور و زينت دنيا بود او را فريب نمي داد

    5- دوست داشت همواره كار خير را هر چه بيشتر انجام دهد .

    6- كمك به اعضاي خانواده در خانه

    7- دوستدار و علاقمند به ورزش

    8- پيروي مطلق از ولايت فقيه

    9- خدمت بي ريا وبه اسلام و انقلاب

    10- توجه به امر به معروف و نهي از منكر

    11- نداشتن آرزوهاي طولاني و در دنيا

    12- از كالاهاي دنيايي تنها در حد ضرورت اكتفا مي كرد

    13-  شوخ طبع و چهره اش بشاش بود

    14-  از اعمال و كردارهايي كه خداوند آنرا حرام فرموده چشم مي پوشيد

    15- نداشتن صفاتي چون فخر فروشي ، ريا ، حب جاه و شهرت

    16- چيزي را كه از او خواسته مي شد از قبيل امانت و اداء نماز در وقت پاس مي داشت و فراموش نمي كرد .

    1- دشمن در تاريخ 1/12/1360 اقدام به پاتك سنگيني براي پس گيري منطقه چذابه نمود . علت نامگذاري آن به تنگه ، قرار گرفتن بين تپه هاي اصلي شيداغ و آبگرفتگي هورالعظيم است . عمليات مولاي متقيان (ع) با رمز عمليات يا علي (ع) ادركني با هدف انهدام نيروهاي دشمن در تاريخ 1/12/60 و بمدت 14 روز انجام گرفت كه نيروهاي عمل كننده در آن نيروهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بودند . (برگرفته از كتاب عمليات سپاهيان اسلام در هشت سال دفاع مقدس از انتشارات سپاه 1368 ) .

    خانواده شهيد سهراب يگانه

    شهريار يگانه متولد 1305 ، پدر شهيد و سكينه حسيني مادر بزرگوار ايشان متولد 1313 مي باشند . پدر شهيد يگانه در روستايي به نام طلحه از توابع شهرستان دشتستان در خانواده اي مذهبي و متدين به دنيا آمد و از همان طفوليت پدرشان كه يكي از افراد مطرح و شجاع آن منطقه بوده از دست مي دهند و بعد به همراه برادران و خواهرانش وارد منطقه تنگستان مي شوند . سپس به روستاي انبارك و بعد از مدتي به روستاي بنه گز مهاجرت مي نمايند .

    پدر شهيد از سن 11 سالگي مشغول به كار كردن و امرار معاش براي خانواده خود مي گردد : با آنكه جوان بود و سن و سالي از عمر او نمي گذشت از ناحيه پا دچار بيماري و عفونت مي شود و اين بيماري همواره او را آزرده مي ساخت . پس از مدتي براي تأمين معاش خانواده خود همراه با ديگر برادرانش راهي شهر آبادان مي گردد . براي اينكه بتوانند كار بهتري پيدا كنند ، به كشور بحرين مسافرت مي كند و با اينكه از بيماري پا بسيار رنج     مي كشيد اما مردانه بر پاي مي ايستد و به كار و كوشش مي پردازد و سالي چهار ماه براي سركشي از خانواده به روستاي بنه گز عزيمت مي كرد ، بالاخره در سن 65 سالگي به علت عفونت بيش از حد پايش و شدت جراحت مجبور      مي شود كه پايش را قطع كنند تا چند صباحي ديگر در قيد حيات باشند .

    مادر شهيد در خانواده اي مذهبي و متدين كه پدرش از ذاكرين اهل بيت عصمت و طهارت بود چشم به جهان گشود . ايام نوجواني را پشت سر مي گذارد تا اينكه با پدر شهيد ازدواج  مي كند و حاصل ازدواج آنها چهار پسر و يك دختر مي باشد .

    همواره به علت نبود پدر در خانواده وظيفه تعليم و تربيت فرزندان خود را بر عهده داشت . و سعي داشت فرزندان خود را مطابق با الگوهاي اخلاقي اسلام پرورش و تربيت نمايد و حاصل اين تربيت فرزند شهيد اوست كه از خطه دليران تنگستان راهي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل مي سازد و به او سفارش مي كند كه «تا پوزه صدام و صداميان را به خاك ذلت نماليده ايد ، دست از دفاع و مبارزه نكشيد و من نيز هر شب و روز به دعا و ثنا شما مشغول خواهم بود» تا اينكه پس از مدتي خبر زخمي شدن فرزندش را به او رساندند اما او همچنان شاكر به درگاه خداوند بود و از خداوند خواست كه خودش نگهدار او باشد . پس از مدتي اندك فرزندش به علت زخم هاي وارده به شهادت مي رسد ، دست به سوي آسمان بلند مي كند و    مي گويد : «خدايا اين قرباني را از  حقير بپذير» . ادامه مطلب
    وصيتنامه شهيد سهراب يگانه

    بسم رب الشهداء و الصديقين

    من در كلاس سوم راهنمايي مدرسه خاقان تحصيل مي كردم و به دستور امام خميني و با قبول قلبي اين فتوا به جبهه حق عليه باطل شتافتم تا صداميان اين نوكران آمريكا را به شكست محكوم كنيم چنانچه در اين راه به شهادت رسيدم مرا به منزل پدرم در بنه گز منتقل كنيد و به پدر و مادرم بگوئيد به نصرت خدا ما پيروز خواهيم شد .

    سهراب يگانه ادامه مطلب
    مصاحبه با خانواده شهيد سهراب يگانه

    برادرش اسفنديار يگانه از برادر شهيد خود مي گويد : او از دوران كودكي فردي معتقد بود و اخلاقي نيك داشت در بسياري از كارهاي منزل به مادرم كمك مي كرد و در انجام امور خانه پيش قدم بود . هنگامي كه پدرمان براي انجام كار به خارج از كشور (حوزه هاي جنوبي خليج فارس) مي رفت كار يادگيري مسائل عبادي به عهده مادرمان بود و شركت در مراسم عزاداري آقا امام حسين (ع) و ماه مبارك رمضان را سرلوحه كارهاي خود قرار مي داد . او اضافه مي كند : سهراب در سال دوم راهنمايي حدودا 13 يا 14 سال داشت با وجود سن و سال كم از اندامي رشيد و توانايي برخوردار بود كه او را همرديف با ديگر رزمندگان شجاع اسلام قرار مي داد گرچه چندين بار نيز از فرستادن او بعلت كمي سن ممانعت بعمل آوردند . ولي به هر شكلي خود را به جبهه مي رساند .

    مادرش در ادامه سخنان فرزند ارشدش مي افزايد : يادم مي آيد در زماني كه مي خواست براي بار دوم به جبهه رهسپار شود چهره اي او را بيش از ساير روزهاي ديگر نوراني و خندان مشاهده كردم و نيز يادم مي آيد زماني كه در حادثه اي تصادف كرده بود و از ناحيه سر وضعيت نامناسبي داشت و برخي از پزشكان وضع او را وخيم مي دانستند ، يكروز صبح ديدم حال او از روزهاي ديگر مناسبتر است . علت را از او پرسيدم ، گفت : مادر ديشب امام خميني را در خواب ديده ام كه 3 عدد انار به من داد و بعد از اين ماجرا احساس بهتري دارم و او  مي گويد هنگامي كه در منطقه چذابه مورد هدف گلوله قرار مي گيرد همرزمانش فكر مي كنند او به شهادت رسيده است و در جمع شهداء براي انتقال به پشت جبهه مي فرستند كه در بين راه تكان  مي خورد و بسرعت براي مداوا به بيمارستان رسانده مي شود . وقتي كه از جبهه به خانه برمي گشت سفارش مي كرد كه «مادرم !اگر از جنگ برنگشتم نگراني به خود راه مده زيرا هدف خود را پيدا كرده ام و آن هم شهادت است و گريه و ناله مكن مبادا دشمن از اين بابت خوشحال شود» .

    برادرش پس از سخنان مادرش ادامه مي دهد : از بركات اين شهيد يادم مي آيد كه چهلمين روز شهادت اين شهيد بزرگوار بود ، به ما خبر رسيد كه خرمشهر آزاد شده . در آن حالت حزن براي ما و تمامي بستگان حالت خوشحالي دست داد چرا كه اين خبر را حاصل خون آن شهيد و دوستان شهيدش مي دانستيم . ادامه مطلب
    نامه شهيد سهراب يگانه به خانواده اش

    خدمت پدر عزيز و بزرگوارم جناب آقاي شهريار يگانه

    با عرض سلام ، سلامتي شما پدر عزيزم در حاليكه در زير بارش راكتها و بمبهاي هواپيماي ميگ عراقي هستم را از خداوند متعال خواهان و خواستارم و اگر جوياي حال اينجانب باشيد الحمدلله سلامتي برقرار است و به جز دوري شما كه آنهم اميدوارم بزودي تازه گردد (آمين يا رب العالمين) .

    پدر ، مادر و برادرانم در فكر من نباشيد . من به همراه ساير دوستانم (مسلم حيدري ، سردار پولادي ، ناصر عارفي) در كنار هم بسر مي بريم و خدا را شاكر هستيم و به دعاگويي براي شما ، امام بزرگوارمان با خداي بزرگ به مناجات مشغول هستيم و از خداوند بزرگ در حاليكه به دعا مشغول هستم طلب آمرزش گناهان خودم و شما را دارم . در حال حاضر ميگهاي عراقي در روي منطقه ما هستند و شهر را بمباران مي كنند كه دود غليظي به آسمان بلند شده است . پدرم به برادرانم اسفنديار ، حسين و مخصوصا غلامرضا و خواهرم سلام برسانيد و همچنين سلام مرا به دوستانم نيز برسانيد .

    چون وقت برايم تنگ است و نمي توانم بيش از اين برايتان بنويسم نگران من نباشيد و شما مادر عزيزم : اگر خدا خواست كه من آمدم كه هيچ و اگر شهيد شدم به خداي بزرگ قسمت مي دهم هرگز ناراحتي به خود راه ندهي زيرا كه من به معبود خود يعني خدايم رسيده ام و ديگر سخني ندارم و خداحافظ .

    سهراب يگانه ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار بنه گز
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید