مشخصات شهید

شهید رضا افضلی مجرد

42
نام رضا
نام خانوادگی افضلي مجرد
نام پدر موسي
تاربخ تولد 1339/12/03
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1362/12/12
محل شهادت طلائيه
مسئولیت فرمانده گردان
نوع عضویت پاسدار
شغل پاسدار
تحصیلات ديپلم
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    رضا در سوم اسفندماه 1339در شهر برازجان در خانواده اي مذهبي و متدين ديده به جهان گشود . او در دامان پدري زحمتكش و مهربان و مادري پارسا  و پاكدامن رشد و تربيت يافت .پدرش شيخ موسي به سختي مخارج خانواده را تأمين مي نمود . فضاي معنوي و روحاني خانواده در رشد و تعالي اخلاقي  و مذهبي رضا نقش بسزايي داشت . از همان كودكي روح تعبد و دين داري در او موج مي زد و داراي اخلاقي شيرين و جذاب بود از هوش سرشار و استعداد بسيار خوبي برخوردار بود و به سرعت توانست دوران تحصيلات ابتدايي را در دبستان شهيد دانشگر و دوره راهنمايي را در مدرسه شهيد مصطفي خميني با موفقيت طي نمايد . در تابستان كه اوقات فراغتي  داشت ضمن اين كه كار مي كرد با دوستان خود به مسجد محل مي رفت و نمازهايش را در مسجد مي خواند به تلاوت قرآن عشق مي ورزيد و مشوق دوستان به فعاليت هاي مذهبي بود. تحصيلات  متوسطه را در دبيرستان امام خميني (ره) با موفقيت به پايان رساند.  دوران دبيرستان وي همزمان با اوج گيري مبارزات حق طلبانه ملت شهيدپرور ايران عليه حكومت فاسد پهلوي بود او كه قلبش مالامال از عشق امام خميني بود سري پر شور و شر داشت . در تظاهرات و راهپيمايي ها حضوري فعالانه داشت . رضا به همراه دوستان انقلابي و مبارز خود ، شب ها به شعار نويسي روي ديوار ها و پخش اعلاميه هاي حضرت امام در سطح شهر مي پرداخت . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    همرزم ديگر شهيد نقل مي كند : « شهيد داراي معلومات خوبي بود و هميشه موعظه گر جوانان پايگاه بود . « علي » واقعاً از زهد و تقوا و عرفان بسيار بالايي برخوردار بود .گو اين كه شمع دل افروز انجمن بود نماز جماعت را در مسجد به جاي مي آورد و در مراسم دعاي كميل و ندبه شركت مي نمود . هميشه توصيه اش به نماز اول وقت بود . مي گفت : سنگرهاي نماز به ويژه نماز سياسي عبادي جمعه را مستحكم نگهداريد . به امام عشق مي ورزيد و سفارش مي كرد ، قدر امام را بدانيد ! و هميشه پيرو ولايت فقيه باشد . « شهيد افضلي مجرد » با روح بلند خود از عالم خاكيان پر گشوده بود و در افلاك سير مي كرد و به تمام مظاهر فريبنده دنيا پشت پا زده بود . علي كه بعد ها به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برازجان درآمده بود . بارها به جبهه هاي نبرد رفته و با دشمن بعثي عراق مردانه جنگيده بود . در يكي از مرخصي ها كه به خانه آمده بود ، در جمع خصوصي چند نفره اي ، با او در منزل پدر شهيد نشسته بوديم . دوستان به« علي » پيشنهاد ازدواج با دختري خوب و شايسته از يك خانواده مذهبي برازجان را دادند و پس از انجام مقدمات كار ، مراسم عقد كنان در نهايت سادگي و بي آلايشي برگزار شد . برادران كه از جبهه بر مي گشتند ، از حال و هواي عمليات قريب الوقوعي كه در پيش بود خبر مي دادند .

    علي خبر عمليات را كه شنيد ، قند توي دلش آب شد . مثل دفعات گذشته هوايي شد ! با وجود اين كه به تازگي نامزد كرده بود،  ولي دنيا و ما فيها كوچكتر از آن بودند كه پاي بست « علي» شود . ادامه مطلب
    برادر شهيد از خصوصيات اخلاقي « رضا » چنين مي گويد:  رضا با همه اعضاي خانواده به خصوص پدر و مادر بسيار مهربان و خوش برخورد بود گاهي نشد كه از دست او رنجيده خاطر شويم . با وجودي كه در زندگي مسايل و مشكلات زيادي داشتيم ، ولي او با روحيه قوي و صبر و متانت، با آنها برخورد مي كرد . انقلاب كه شد ، رفتار و زندگيش متحول شد . چون عاشقي بي قرار مي ماند ، كه نمي دانست براي جلب رضايت معشوق خود چه بايد بكند .

    هميشه ما را به پاي بندي و عمل به احكام و مسايل ديني سفارش مي كرد . او از همه نظر براي ما و دوستانش الگو و سر مشق بود ، هم از نظر نظم و انضباط در كارها و هم از نظر اخلاق و برخورد اجتماعي . در يك جمله مي توان گفت:«آن چه خوبان همه دارند » او به تنهايي آن را داشت . هميشه با مردم بود و در كارهاي خير و انجام مراسمات به آنها كمك مي كرد علاقه فراواني به قرائت قرآن داشت و سعي مي كرد با ديگران به ويژه جوانان قرآن را آموزش دهد .

    در زمينه مسايل ديني و اعتقادي ، كتاب هاي شهيد مطهري و امام خميني را مطالعه مي كرد . او سعي          مي كرد   ، كتاب هاي مذهبي را خريداري كند و براي مطالعه به دوستان خود امانت دهد . با زحمت زياد تقريباً كتابخانه كوچكي در منزل ايجاد كرده بود كه حدود 300 جلد كتاب و 100 نوار سخنراني و روضه را در برمي گرفت . هديه « رضا» به دوستانش كتاب بود. از اين رو از سطح بينش و درك سياسي، اجتماعي بالايي برخوردار بود و به راحتي مسايل و جريانات انقلاب ، خطرات و موانع پيش رو را براي دوستان بيان مي كرد . گاهي هم كه شرايط اقتضا مي كرد ، در اثبات حقانيت ، از ديدگاه اعتقادي و مذهبي خود به امام و ولايت فقيه به طور مستدل و منطقي بحث و مجادله مي كرد .

    همرزم شهيد براي ما ، از دوست و همرزم خود مي گويد :«حدود سال 1360 بود كه با ايشان در بسيج پايگاه مالك اشتر آشنا شدم . شهيد افضلي ، فوق العاده علاقمند به برگزاري و انجام مراسم فرهنگي و مذهبي بود . جلسات انس با قرآن و اردوهاي رزمي ، تفريحي را براي جوانان برگزار مي كرد . حدود  سالهاي 60ـ 61  ، گروه هنري فرهنگي بسيج پايگاه در شهر و روستاهاي اطراف برنامه هاي متنوع، سرود و تئاتر را اجرا مي كرد . شبي پس از اتمام برنامه تصميم گرفت ، يك مسير 10 كيلومتري را پياده طي كند . همراهان اصرار مي كردند كه ايشان منصرف شود ولي او قبول نكرد و بالاخره مسير برگشت تا منزل را يكسره دويدند و اين ، حكايت از عزم و اراده قوي او داشت .

    همرزم ديگر شهيد نقل مي كند : « شهيد داراي معلومات خوبي بود و هميشه موعظه گر جوانان پايگاه بود . « علي » واقعاً از زهد و تقوا و عرفان بسيار بالايي برخوردار بود .گو اين كه شمع دل افروز انجمن بود نماز جماعت را در مسجد به جاي مي آورد و در مراسم دعاي كميل و ندبه شركت مي نمود . هميشه توصيه اش به نماز اول وقت بود . مي گفت : سنگرهاي نماز به ويژه نماز سياسي عبادي جمعه را مستحكم نگهداريد . به امام عشق مي ورزيد و سفارش مي كرد ، قدر امام را بدانيد ! و هميشه پيرو ولايت فقيه باشد . « شهيد افضلي مجرد » با روح بلند خود از عالم خاكيان پر گشوده بود و در افلاك سير مي كرد و به تمام مظاهر فريبنده دنيا پشت پا زده بود . علي كه بعد ها به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برازجان درآمده بود . بارها به جبهه هاي نبرد رفته و با دشمن بعثي عراق مردانه جنگيده بود . در يكي از مرخصي ها كه به خانه آمده بود ، در جمع خصوصي چند نفره اي ، با او در منزل پدر شهيد نشسته بوديم . دوستان به« علي » پيشنهاد ازدواج با دختري خوب و شايسته از يك خانواده مذهبي برازجان را دادند و پس از انجام مقدمات كار ، مراسم عقد كنان در نهايت سادگي و بي آلايشي برگزار شد . برادران كه از جبهه بر مي گشتند ، از حال و هواي عمليات قريب الوقوعي كه در پيش بود خبر مي دادند .

    علي خبر عمليات را كه شنيد ، قند توي دلش آب شد . مثل دفعات گذشته هوايي شد ! با وجود اين كه به تازگي نامزد كرده بود،  ولي دنيا و ما فيها كوچكتر از آن بودند كه پاي بست « علي» شود .

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید