مشخصات شهید

شهید خداكرم رحیمی

77
نام خداكرم
نام خانوادگی رحيمي
نام پدر محمدرضا
تاربخ تولد 1350/01/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1367/02/20
محل شهادت شلمچه
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل -
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    شهيد خداكرم رحيمي در سال 1350 دريك خانواده مذهبي در روستاي بصري ديده به جهان گشود از آنجا كه در روستا زندگي انها بسختي مي گذشت جهت امرار معاش روستا را تترك گفته وراهي شهرستان برازجان شد وي در سن شش سالگي در دبستان دانشگر برازجان ثبت نام نمود ودر اين دبستان دوره ابتدايي را بپايان رساند از آنجا كه داراي اخلاق ورفتار پسنديده اي بود هميشه مورد احترام كاركنان  ومعلمين ودانش آموزان اين دبستان بود وي در همان كودكي در حالي كه كم سن وسال بود جهت ياري كردن خانواده خود همراه با پدرش در ايام تعطيل به كار بنايي مي پرداخت تا شايد توانسته باشد كمكي به حانواده اش بكند.پس از گذارندن دوران ابتدايي وارد مدرسه راهنمايي شهيد مصطفي خميني شد وبه تحصيل مشغول گرديد از آنجا كه علاقه اي شديد به امام امت وانقلاب اسلامي داشت در همان زمان كودكي بارها مي گفت اي كاش كاش مسئوليتي مي گذاشتند به جبهه مي رفتم وامام را ياري مي كردم وبه نداي هل من ناصر ينصرني امام لبيك مي گفتم وبه جهانيان ثابت مي كردم ما اهل كوفه نيستم امام تنها بماند ولي افسوس كه به خاطر كمي سن مانع رفتن من به جبهه مي شوند ولي به قولي علي از آنجا كه جهاد دري است درهاي بهشت كه خداوند تبارك تعايل آن را بروي اوليا خاص خودش مي گشايد سرانجام اين دربه روي او گشودند ودر سن پانزده سالگي عازم پادگان هاي آموزشي شد  دوران آموزشي نظامي را در پادگان  قدس برازجان پادگان شهيد صدوقي بو شهر به پايان رسانيد وبلافاصله عازم جبهه هاي نور عليه ظلمت گرديد  وي در عين حالي كه يك مبارز يك انسان متقي وخود ساخته بود هيچ گاه نمازش ترك نشد هميشه مقيد بود كه نماز را به جماعت ودر مسجد بوقت بخواند معمولا قرآن تلاوت اخلاق ورفتار او زبانزد خاص وعام بود همه دوستان وآشنايان وهمسايگان از او به عنوان يك انسان پاك متقي ياد مي كردند  وي در پنج مرحله حق عليه باطل شتافت .ودر طي اين مدت در جبهه هاي ناو شلمچه مشغول پيكار جهاد عليه صداميان گرديد تا اينكه در آخرين بار او را به جبهه شلمچه اعزام كردند ويدر مصاف با بعثيون كافر وغافل از خدا پس از نشان ورشادتهاي بي نظير در سحرگاه 20/2/67  مطابق با 23 ماه مبارك رمضان مانند مولايش علي (ع) با چهره اي خونين بديدار حق شتافت .

    روحش شاد وراهش پررهرو ويادش گرامي باد. ادامه مطلب
    با درود فروان به پيشگاه مقدس امام زمان مهدي موعود (عج) ونائب برحقش امام خميني وبا درود وسلام به رزمندگان خطه توحيد اينجانب خداكرم رحيمي ضمن شهادت به يگانگي خداوند بزرگ و رسالت رسول گرامي اسلام حضرت محمد ابن عبدالله (ص) وامام امت علي (ع) با يازده فرزندش كه هريك ستاره اي درخشان بودند از آسمان امامت وولايت وصيتنامه خود را آغاز مي كنم .

    • از امت حزب الله وشهيد پرور مي خواهم كه همچون گذشته اسلام وانقلاب را حمايت كنند ودست از حمايت امام عزيزمان برندارند.

    • از جميع دوستان وآشنايان درخواست دارم كه هرگونه تقصيري از من سراغ دارند به بزرگواري خوشان ببخشند.

    • از پدرومادرم وخواهر وبرادرانم درخواست دارم كه با هم خوب ومهربان باشند و اسلام و انقلاب عزيز را در هر حال حمايت كند.

    • از امت حزب الله وشهيد پرور در خواست دارم كه راه شهيدان را ادامه دهند ودر مقابل توطئه هاي ضد انقلاب بايستد وباآنها با قاطعيت كامل برخورد كنند ونگذارند خون شهداي اسلام پايمال شود.


      ادامه مطلب
    ادامه مطلب

    خاطره اي ازمادر شهيد خداكرم رحيمي:


    شهيد خداكرم رحيمي در سن 16 سالگي با تمام علاقه اي كه به درس خواندن داشت دست از درس و تمام آرزوهاي جواني برداشت و به سوي جاودانگي كه همان شهادت مي باشد رهسپار جبهه هاي نبرد حق بر عليه باطل گرديد با توجه به سن كمي كه داشت و علاقه خاصي كه والدين در اين دوره از زمان به فرزندان خود دارند ولي خانواده شهيد براي حفظ آبروي انقلاب،اسلام،قرآن دست از مهر فرزندي برداشتند و چشم خود را بر ظاهر دنيوي بستند تا پيروز و سربلند از آزمايش الهي برآيند همان گونه كه حضرت ابراهيم(ع) مي خواست فرزند خود اسماعيل را با تمامي علاقه اي كه به او داشت در راه آزمايش الهي قرباني كند بله اينها همه وهمه آزمايش  الهي است كه خانواده شهيدان همگي از اين آزمون سربلند  بيرون آمدند.

    چون بنده حقير در آن زمان (شهادت شهيد)6 سال بيشتر نداشتم و چيز زيادي به خاطر ندارم به جز سيماي نوراني و روشن آن عزيز، ولي به نقل از مادرم خاطره اي را از ايشان براي شما تعريف مي كنم:چند روزي بود كه يك جوان هر روز به در خانه مان مي آمد و من يك روز از خداكرم سئوال كردم پسرم اين جوان كيست كه هر روز به در خانه ما مي آيد؟نكند كه… كه يكباره حرفم را با احترام خاص خود قطع كرد و گفت مادر جان نترس من با افراد ناباب هم كلام نمي شوم.اينها همه بچه هاي بسيجي و مسجد رو هستند.از آن به بعد بود كه ديگر من از بابت خداكرم و دوستانش خيالم راحت شد.

    از آنجايي كه غالب شهيدان به هنگام شهادت به نحوي مسئله شهادت به ايشان الهام مي شود.خداكرم هم مرتبه آخري به مرخصي مي آيد رو به پدر و مادر مي كند و مي گويد كه اين آخرين مرخصي من مي باشد و همين طور هم شد واين آخرين باري بود كه ايشان به مرخصي آمدند و بار ديگر جنازه اش را براي خانواده

     

    آوردند.وي سرانجام در رمضان سال 1367 به مانند مولا و پيشوايش اميرالمومنين حضرت علي بن ابيطالب (ع) به وسيله كوردلان رژيم افليق بعث بر اثر اصابت گلوله به گلوي مباركشان درهمان مكان مقدس جبهه به سوي معبود خويش شتافت و بعد از شهادت ايشان خداوند فرزندي به پدر و مادر شهيد عطا نمود كه به ياد و خاطره آن شهيد بزرگوار نام او را همنام نام شهيد خداكرم نهادند تا شايد بتواند ذره اي از مقام شامخ برادر شهيدش را براي فرزندان و نسلهاي بعدي انتقال دهد.% ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید