مشخصات شهید

شهید حمزه قائدی نژاد

32
نام حمزه
نام خانوادگی قائدي نژاد
نام پدر محمدحسين
تاربخ تولد 1346/01/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1363/12/24
محل شهادت جزيره مجنون
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت بسيج
شغل دانش آموز
تحصیلات دوره راهنمايي
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید:

    شهيد نادر (امير حمزه ) قائدي نژاد در سال 1346 در شهرستان گچساران ديده به جهان گشود ودر يك خانواده اي متعهد وبا تقوا ومتوسط زندگي كرد شهيد دوران تحصيلات ابتدايي خود را در مدرسه هاتف در شهرستان ميانكوه آغاجاري به پايان رساند وتحصيلات خود را تا دوم راهنمايي ادامه داد شهيد نادر قائدي نژاد چون از دوران كودكي با هدايت و راهنمايي انقلاب اسلامي علاقه پيدا كرد كه دائم در فكر آن بود كه هرگونه ايثار وجان غدايي كه از جسم و جان او  بر ايد انجام دهد و چنان متعهد وبا تقوا بود كه از سن 11 سالگي نماز وروزه را شروع كرد واز آغاز انقلاب اسلامي وبه رهبري حضرت امام خميني با فعاليت در گروه مقاومت مسجد محل در شهرستان ميانكوه عشق وعلاقه خود را به شهدا نشان  داد وبا درگيريها كه با عمال رژيم منحوش پهلوي در به ثمر رساندن انقلاب اسلامي داشت بارها جان خود را به مخاطره انداخت وبا شركت در بسيج محل و فعاليتهايي كه در زمينه خنثي كردن مين و راكت به حركت خود ادامه مي داد وبا آشنايي كامل از طرز كار انواع سلاحها داشت اقدام به آموزش افراد بسيجي مي نمود اين نوع فعاليتها به همين شكل ادامه داشت تا جنگ تحميلي توسط دشمنان اسلام وقران بر ايران اسلامي به وسيله عنصر سرسپرده شرق و غرب صدام تحميل نمودند بعد از شروع جنگ كليه فعاليتها اين شهيد در جبهه هاي حق عليه باطل متمركز شد وپس از گذشت يك سال از از جنگ خانواده وي به شهرستان برازجان رحل اقامت گزيدند وشهيد در بسيج برازجان پايگاه فتح المبين فعاليت خود را مجدداً اغاز كرد. كه با گذشت مدتي دوستان وي در پايگاه مقاومت فتح المبين پي به ارزشهاي انساني اسلامي او بردند. پس از چندي از طريق كميته انقلاب اسلامي برازجان به جبهه حق عليه باطل در جنوب اعزام گرديد كه بعد از 9 ماه فعاليتهاي شبانه روزي از طريق بسيج سپاه ميانكوه آغاجاري به جبهه سوسنگرد منتقل گرديد ودر اين جبهه به فرماندهي گروه تخريب انتخاب شد در عمليات ظفرمندانه خيبر در جبهه جزيره مجنون بعد از درگيري هاي شديد كه به مدت سه شبانه روز طول كشيد اين شهيد عاشقانه رزميد ومجروح شد كه در بيمارستان شهيد چمران اهواز تحت مداوا قرارگرفت و بعد از بهبودي مجدداً به جبهه خيبر (جزيره مجنون ) اعزام شد وبا لياقت هايي كه در جبهه از خود نشان داد از طريق قرارگاه نصر به فرماندهي گردان برگزيده شد. اين شهيد گرانقدر با مبارزه دو سال و نيم ونه ماه خود عليه مزدوران بعثي توفيق حاصل نمود كه در عمليات پيروزمندانه بدر كه با رمز يا زهرا (س) شروع شد ودر جبهه جزيره مجنون شركت كند ودر مورخه 24/12/63 بعد از پايان دعاي پر فيض كميل و درخواست شهادت از خداوند در حالي كه فرمانده جمعي از سربازان صاحب الزمان بود به آرزوي ديرينه خود كه شهادت در راه انبيا واوليا خدا بود رسيد.

    روح پاك و پر فتوحش با شيهد صدر اسلام محشور و راه پر بارش پر رهرو باد. ادامه مطلب
    ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون . . خدا جان و مال اهل ايمان رات به بهاي بهشت خريداري كرده آنهايي كه درراه خدا كار مي كنند ، پس مي شكند و كشته مي شوند. سلام بر امام خميني ولي فقيه ،  اين قامت ايستاده كه مانند حدش حسين در برابر ظلم و ستم مستكبران ايستاده و درود بر رزمندگان شجاع و غيور اسلام . خدايا من به جبهه نبرد مي روم تا جانم را بفروشم و اميدوارم كه خريدار جان من تو باشي نه كس ديگري . بخدا قسم راهي را كه مي خواهم بروم فقط بخاطر اين است كه بتوانم رضاي خدا را بدست آورم برادرانم من به جهاد حق عليه باطل مي روم تا توانسته باشم دين خودم را نسبت به مردمم ادا كرده باشم و در اين راه اگر ناخالصي داشته ام پاك شود. از تمامي دوستان و آشنايان بخصوص پدر ومادر عزيزم مي خواهم كه اگر من شهيد شدم و برنگشتم مرا حلال كنيد و ببخشيد و مادرهم مانند زينب وپد رهم مانند حسين صبر واستقامت داشته باشند .

    به اميد برقراري پرچم عدل اسلامي به رهبري امام در سراسر گيتي   والسلام

    نادر قائدي نژاد . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    نادر كه بود، زماني كه كودكي بيش نبودبسيار دلير و فوق الاده شجاع بود. در دبستان شاگردي درس خوان بود ودر راهنمايي عشق جبهه زياد به سرش بود وتا اينكه بدون اجازه ما به جبهه رفت. 9 ماه در جبهه بود وقتي آمد من رفتم بسيج برازجان و مانع از رفتنش شدم. چون مدت 10 سال در منطقه نفت خيز آغاجاري خدمت كرده بودم در آنجا آشنا داشتيم. ايشان باز دمباره بدون اجازه رفته بود آنجا با ضمانت آقاي صفرآذري كه خودش يكي از رزمندگان بود باز عازم جبهه شد. مدت 2 سال در جبهه بود كه شهادت نصيبش شد. بعد خودش همسفرانش اين طوري براي ما تعريف ميكردند كه او در قرارگاه خيبرخدمت مي كرد. در جزيره مجنون شبها به گشت مي رفت . يك روز صبح كه از گشت آمده بود شب كه شدچندين عدد بمب دستي با دو نفر از مجاهدان برداشت بازگشت رفت نزديك طلوع صبح بود كه صداي انفجار مهيبي شنيده شد. بعد از 2 ساعت آمدند وگفتند تعداد 9 قايق عراقي را با چندين نفرمنهدم كردهايم . موقعي كه آقاي هاشمي آمد موضوع را برايش تعريف كرديم ايشان گفتند كه چه گروهي بوده ما گفتيم كه نادر بوده. فرمانده نادر رادر بغل گرفت وگفت از اين به بعد اسم ايشان نادر نيست بلكه اسمش حمزه است. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید