مشخصات شهید

شهید حسین فرآینه

19
نام حسين
نام خانوادگی فرآينه
نام پدر فتح الله
تاربخ تولد 1335/01/01
محل تولد بوشهر - دشتستان
تاریخ شهادت 1359/11/27
محل شهادت سوسنگرد
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت سرباززميني ارتش
شغل -
تحصیلات بي سواد
مدفن برازجان
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • زندیگنامه شهید

    او را به نام فرزند فتح الله مي شناختند.در سال 1335 در شهر برازجان به دنيا آمد.نامش حسين بود.دوران كودكي را پشت سر نگذاشته و لذت رؤياهاي كودكانه را نچشيده بود كه مادر گراميش را از دست داد و پدر را در از دست دادن مادر خويش زار و پريشان ديد.حسين در همان اوان كودكي به دلداري پدر مشغول گشت و با رفتار كودكانه اش سعي داشت كهپدر را ياري دهد تا داغ مادر را فراموش نمايد. به علت فقر مالي نتوانست به مدرسه برود لذا  در كنار پدر خود مشغول به كار و  امرار معاش  خانواده شدبا فرا رسيدن انقلاب در بين مردم مستضعف و همچون آن ها در برپايي تظاهرات شركت داشت . تا اين كه انقلاب اسلامي به رهبري امام بزرگوار امت به پيروزي رسيد. آن هنگام كه صدام كافر به دستور آمريكاي جنايت كار به ميهن اسلاميمان حمله نمود  هم با  لبيك به نداي حسين زمان خميني بت شكن خود را به پادگانهاي ارتش معرفي نمود و به عنوان سرباز خميني و امام زمان (عج) از طرف نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گرديد . در دوران سربازي  زخمي گرديد و جهت مداوا به پشت جبهه انتقال داده شد اما عشقش به ميهن و وفاداري اش به رهبر مانع از ماندن او در پشت جبهه گرديد ولذا  بار ديگر به محل خدمت روانه شد . سرانجام درتاريخ 27/11/1359 در حالي كه در تپه هاي حاج عمران مشغول خدمت به ميهن اسلامي خويش و پاسداري از اسلام بود بر اثر تركش خمپاره به فيض شهادت نائل آمد و به خيل عظيم شهداي اسلام پيوست. ادامه مطلب
    در قسمتي از وصيت نامه شهيد آمده است:«من كوچكتر از آنم كه بخواهم توصيه اي به شما بكنم ولي برحسب تكليف چند كلمه اي با شما صحبت مي كنم . خانواده مهربانم بعد ازشهادتم هيچ گونه ناراحتي نكنيد زيرا من به آرزوي ديرينه خود رسيده ام و براي طولاني شدن عمر امام عزيز و پيروزي اسلام دعا كنيد.»

    شهيد داراي تقوا و عفت اخلاقي بود.سعي داشت دامن خود را نه تنها از گناه بلكه از شبه گناه هم پاك نگه دارد .صبور،متواضع،بردبار و متواضع بود.نماز اول وقتش را فراموش نمي كرد زماني كه در خانه حضورداشت با وضو بود . مشكلات را با بردباري و صبر حل مي كرد . با همه مردم و زادگاهش مأنوس بود و با دوستان خود بي ريا بود . به همين خاطر همه مردم علاقه وافري به ايشان نشان مي دادند.در كارش جدي بود و با اعتماد به نفسي كه داشت نسبت به دوستانش مهربان و صميمي بود .  نسبت به انتخاب دوست هميشه آگاه بود و با بينش كامل دوست را انتخاب    مي كرد.آن چنان در عدالت و حق دوستي در مخالفت با ظلم و ناحق پا برجا بود كه حتي حاضر نبود ستمكار پاي تابوتش بيايد و بر جنازه اش نماز بگذارد .  چهره اي حق طلب و انقلابي داشت .  به قرآن و احاديث علاقه فراوان داشت و هميشه به ذكر دعا و نيايش مي پرداخت . بيشتر اوقات نماز را در مساجد به صورت جماعت به جا مي آورد و در اين زمينه مشوقي براي دوستان و آشنايان خود نيز بود . دوستانش را به نماز جمعه و جماعت تشويق مي كرد.در انجام اعمال ديني تقيد خاصي داشت.به همين دليل قبل از سن تكليف نماز و روزه را بجا مي آورد . جديت در كار و اعتماد به نفس او را به مبارزه با هرگونه مشكلات و گرفتاري دعوت مي كرد.همواره     مي گفت دعا را از ياد مبريد زيرا دعا است كه انسان را مي سازد. ادامه مطلب
    مصاحبه با برادر«به جاي پدر»

    فردي بي ريا و بي تكلف بود و علاقه زيادي به مراسم مذهبي و ائمه و اهل بيت (ع) داشت و در مراسم عزاداري سالار شهيدان و ائمه طاهرين فعالانه شركت مي نمود.در ساير محافل تعليمات اسلامي كه از جهان بيني الهي و مكتب انسانيت و اصول و عقايد اسلام سخن مي گفتند حضور داشت. به اسلام و آقا امام زمان (عج) و نائب بر حقش امام روح الله و روحانيت اخلاص به خصوصي داشت و ارشاد و راهنمايي هاي روحانيت را در همه امور به كار مي بست دنبال رو روحانيت و حق بود،و از ولايت فقيه تبعيت مي كرد.سعي داشت مستضعفان و ستمديدگان جامعه را به قيام و حركت وا دارد و به جريان اندازد و ناحق را از ميان بردارد و نابود گرداند تاهمه راه زندگي انساني را در پيش گيرند.همه آرزوها و خواسته هايش در مسير هدف و خواسته الهي بود عبادتش او را به سوي معبود سوق مي داد . و در اين راه هميشه بي تاب و بي قرار بود . در بسيج سپاه پاسداران مشغول خدمت شد و براي دوستان خود مشوقي گرديد تا براي بسيج و نقش بسيجي در جامعه اسلامي اهميت فراواني قائل گردند. حسين در بسيج همواره در قسمت فرهنگي فعاليت مي نمود و به عنوان معلّمي درس اسلام،انسانيت،اخلاق،تربيت،فداكاري،گذشت و خيرخواهي به ديگران     مي آموخت. با بعضي از دوستانش كه برادران شهيد بودند رفتاري صميمانه داشت . مي گفت اين سفر آخر من است و اين خود يكي از كراماتي  بود كه از طرف سالار شهيدان به او عنايت شده بود . هر وقت به عنوان برادر با اصرار به او مي گفتم به برازجان برو و با فاميل و بستگان ديداري كن به دفعه بعد موكول مي كرد تا اين كه در آخرين سفرش بدون اصرار به برازجان رفت و با اقوام و خويشان وداع كرد  گويا از سوي خدا به او الهامي شده بود.در خواب اطرافيان و دوستان از حالات روحاني و شهيد بودنش خوشحال و سرافراز بود زيرا به ملاقات خدا رفته بود و در آنجا احساس آسودگي و آرامش خاصي داشت.در شيراز تا كلاس سوم راهنمايي درس خواند و به علت نداشتن آمادگي  تحصيل را رها كرد . درطي دوران تحصيل با اين كه سنش كم بود با غيرت و همتي كه داشت و با توصيه برادرش و دركنار او در شركت ها كار مي كرد و نه تنها هزينه مدرسه را تهيه مي كرد بلكه از نظر مادي به برادرش نيز كمك مي كرد. به قرآن و كتاب هاي مذهبي علاقه وافري داشت.مي گفت جبهه ها را هميشه پر نگه داريد زيرا جبهه است كه پيوند انسان با اين دنيا را قطع مي كند.در سن 15 سالگي به جبهه و جنگ رفت . هنگامي كه جمهوري اسلامي اعلام كرد مشمولين خدمت 56 خود را به نزديك ترين پادگان ها معرفي كنند وي بسيار خوشحال شد و بعد از دو هفته آموزش به جبهه اعزام شد.ايمان به خدا و توسل به ائمه طاهرين و توكل به الله و پايداري به اسلام و نبرد عليه دشمنان محرك اصلي ايشان  بود . قلبي مملو از عشق و ايمان و ارادت به اسلام و امام امت داشت.حالات روحي پر ارزشي داشت كه همه  را مات و مبهوت خود كرده بود . داراي احساسي زيبا نسبت به خدا و طبيعت بود كه آن را در هيچ كس سراغ نداريم . شخصيتي هماهنگ و متعادل داشت.در كنار همرزمانش شكنجه نامردان و ناكامي ها را براي رسيدن به هدف تحمل    مي كرد . زندگي را آن گونه كه در آن هدف ومسئوليت انساني بود پذيرفته بود .

    «وعده عروج»

    آخرين باري كه براي ديدار آمد 5 روز بيشتر مرخصي نداشت و بدون اين كه ما به او متذكر شويم كه به برازجان برود تا خانواده و فاميل را ديدار كند خودش عازم برازجان شد ه و طي  دو يا سه روز با كليه خانواده هاي  فاميل يك به يك ديدار كرده و حلاليت خواسته و با همه وداع  كرده      بود .واين يكي از دلائلي است كه شهادتش به او الهام شده بود.از طرف بنياد شهيد خبر شهادت او را به ما دادند.ابتدا مات و مبهوت شده و بسيار متحير و نگران بوديم ولي بعد به خود آمديم . وبرنگراني هايمان غلبه كرديم چرا كه راهي را كه انتخاب كرده بود راه سالار شهيدان حسين بن علي (ع) بود و لذا دست خود را به سوي آسمان گرفتم و گفتم خدايا شكرت كه اين امانت را صحيح و سالم تحويل تو مي دهيم.سه روز بعد از شهادت تشييع گرديد و در گلزار شهداء دفن شد.مراسم تشييع با همدردي اقوام و خويشان دوستان و از طرف بنياد شهيد و مردم شهيد پرور شهرستان به نحو مطلوبي صورت گرفت.با شهادت برادر خود افتخار مي كنيم كه ما هم توانستيم در اين دفاع مقدس سهمي داشته باشيم و با قلبي مملو از عشق و ايمان و ارادت به اسلام و امام  امت در ميادين نبرد حماسه اي شگفت از خود به جا بگذاريم.با اين كه او شهيد شده ولي هميشه در قلب و وجود ما ودر بين ما است و چون در راه اسلام شهيد شده هميشه در بين ما زنده است.

    «پرواز در حاج عمران»

    تپه هاي حاج عمران خاطرات زيادي در تاريخ خود ثبت كرده است.صبح است.5نفر از دلاورمردان انقلاب در حال برپايي چادر براي استقرار خود هستند . صداي توپ و تانك دشمن به گوش مي رسد . ناگهان  خمپاره اي در نزديكي آنها به زمين اصابت مي كند.صداي ناله هايشان همراه با نام مولايشان حسين(ع)به گوش مي رسد.رزمندگان به سوي آنها مي شتابند. يكي شهيد شده است.4 نفر ديگر را كه حسين نيز جزء آنهاست به بيمارستان اهواز منتقل مي كنند.حسين بر اثر اصابت تركش هاي خمپاره به جمجمه و شكم و كمرش حال خوبي ندارد.دو روز است كه ميهمان پزشكان بيمارستان است اما او مي خواهد به ميهماني بزرگتري برود.چشم هايش را مي بندد و به پرواز در مي آيد.

    «سخن آخر»

    اسلام را از ياد نبريم و ياد وخاطره شهداء را زنده نگه داريم . نسل هاي آينده را با اسلام و شهادت آشنا سازيم تا همواره راه شهيدان مستدام و پايدار باقي بماند . و مواظب باشيم و نگذاريم كه دشمنان به كشورمان تجاوز نمايند . تا خون شهيدان ما پايمال نگردد . و چون اسلام با خون شهيدان زنده و پا بر جاست يار و غم خوار خانواده شهداء باشيم . يادشان را گرامي بداريم و راهشان را ادامه دهيم.شهيدان جان خود را در راه اسلام و انقلاب اسلامي فدا كرده اند آنان را از ياد نبريم و هميشه به ياد آنها  باشيم . وصحبت ما با مردم مسلمان اين است كه ياد و خاطره شهداء را زنده نگه داشته و پيرو ولايت فقيه و دنباله رو سالار شهيدان سيد الشهداء حسين بن علي (ع) باشند . ادامه مطلب
    «برايم بوي مادر مي دهي»

    در همه جنبه ها و ابعاد زندگي يك فرد نمونه بود ، از آن جمله در ادب و اخلاق . با متانت و حليم بود و در برابر نابهنجاري ها به شرطي كه قدرت رفع آن را نداشت شكيبا بود . درعين تنگ دستي و دشواري هاي فراوان زندگي صبر را پيشه خود مي ساخت و كارهايش را به بهترين وجه انجام مي دادهنگامي  كه جنگ تحميلي آغاز شد و نظام جمهوري اسلامي در خواست  خدمت به جبهه را اعلام كرد در اولين فرصت خود را به پادگان معرفي نمود و جهت مبارزه با دشمنان اسلام به جبهه هاي حق عليه باطل رفت تا با دشمنان به مبارزه بپردازد . و اين  در حالي بود كه دوران كودكي را با تمام سختي هايش در ذهنش مرور مي كرد.در كنار پدر بودن،پاك كردن گرد و خاك از سر و روي پدر با دست هاي كوچكش و گريستن بر تنهايي پدر.به ياد مي آورد مرگ مادر را در حالي كه هنوز سن و سالي از او نگذشته بود . و به يادمي آورد روزي را كه پدرش چشم از جهان فروبست و او را در غم مرگش سوزاند واو  پس از مرگ پدر و مادر زندگي را در مسيري ديگر ديد . حسين با افراد خانواده مأنوس بود و درد و رنج هاي اعضاي خانواده را متحمل مي شد.  همسر و فرزندي نداشت  .  در يك سالگي مادرش را از دست داده بود و خواهرش سرپرستي و نگهداري او را بر عهده گرفته بود.برادر بزرگش خرج تحصيلات و معاش او را فراهم     مي كرد و حتي المقدور در خصوص ادامه تحصيلش هيچ گونه كوتاهي نمي كرد.به برادر و خواهرش علاقه وافر داشت. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار برازجان
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید