مشخصات شهید

شهید حسین خاتمی

8
نام
نام خانوادگی
نام پدر
تاربخ تولد 1345
محل تولد بوشهر - جم
تاریخ شهادت
محل شهادت کاظمین
مسئولیت
نوع عضویت
شغل
تحصیلات
مدفن
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • در تاریخ یکمخردادماه سال ۱۳۴۵دریکی ازروستاهای شهرستان جم دراستان بوشهر چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در آغوش گرمخانواده سپری نمود. پدرش خاتم عزم آن داشت تا نام کوهزاد بر وی بگذارد، لکن نام زیبایحسین را برایش برگزید.

    در چهار سالگی پدر از دست داد و خود مرد خانه شد.آنان که باید به یاریش می شتافتند دارایی پدر را از وی و خانواده محزونش دریغ کردنددامداری در شرایط سخت کوهستانی جنوب ، تنها راه امرار معاش وی و خانواده شش نفره اشبود. ده ساله بود که مادر او را به این کار مشقت بار، گمارد تا علاوه بر نگهداری ازخواهر و برادر کوچکتر ،‌گوسفندان را نیز به چرا ببرد . شغلی که تمامی انبیا الهی نیزبدان گمارده شدند. گذر زمان به او آموختکه باید در کنار سرپرستی خانواده و چرای گوسفندان ، به تحصیل علم پردازد پس به مکتبخانه رفت تا پاسخی بر سوالات بی شمار خود بیاید. فاصله ۵ کیلومتری تا مکتب خانه آن هم با پای پیاده را بر جانگوارا ساخت.

    عزیمت به شیراز و تحصیل در حوزه علمیه

    در ۱۵ سالگی پس از آنکه عمه اش تکفل خانواده اش راپذیرفت او به شیراز عزیمت نمود. تا در حوزه علمیه شهید دستغیب مشغول تحصیل گردد. امامدت زیادی نپایید که به حوزه محمودیه رفت تا درمقابل اساتید آنجا زانوی ادب زده و علمو معرفت بیاموزد. مهاجرت حسین به شهرنیز داستان جالبی دارد. در یک صبح زیبا حسین به همراه یکی از دوستان به نام سید علیبر پشت وانت باری که به شیراز می رفت سوار شده و راهی شهر شدند. وانت بار جاده هایخالی و کوهستانی جم را طی کرد تا به شیراز رسید. اکنون دو نوجوان روستایی ژولیده حالبا اندک پس انداز خویش وارد شهر شیراز شده بودند. به مسافر خانه ای محقر وارد شده وشب را سپری کردند. صبح هنگام ،‌پدر سید علی به مسافر خانه آمد. و وی را در یکی از مدارسعلمیه ثبت نام کرد بار دیگر تنهایی حسین آغاز شد . او شبی دیگر در همان مسافرخانه میهمانشد . سپیده دم بر خاست و پرسان پرسان خودرا به مدرسه علمیه شهید دستغیب رساند. و درخواست ثبت نام کرد. مسئولین از وی خواستند تا با پدر مراجعه کند. ولی هنگامی که اشکیتیمی و رنج غربت در چهره اش نشست او را پذیرفتند و بدینگونه بود که وی در سلک روحانیت درآمد شانزده سال داشتکه عزم جبهه نبرد حق علیه باطل کرد.

    جهاد در راه خدا

    اکنون دو سال از آغازجنگ و یک سال از آغاز تحصیل وی می گذشت . او جهاد در راه خدا را در کنار جهاد بر علیهظلمت و نادانی تجربه کرد. او که وطن پرستی را نشانه ای از ایمان می دانست پس از گذراندندوره آموزشی در پادگان به جبهه اعزام شد. مدتی گذشت وی در هفده سالگی با دخترعمه اشازدواج نمود و برای تحصیل به شیراز بازگشت. روزگار سخت فقر و عدم تمکن مالی ، همچنانادامه داشت. خانه های محقر و نموری که برای خانواده اش اجاره کرد، تامین معاش و گذرندنزندگی سخت، نتوانست خللی در اراده محکم و همت بلند وی بوجود آورد. همسر بزرگوارش تعریفمی کند.زمانی خانه مسکونی ما به گونه ای بود که در برف و باران زمستانی قطعاتی از سقفریزش می کرد و بر سر روی ما و کتابهای حسین می ریخت ، ولی او از حرکت باز نایستاد.ده سال گذشت و اکنون زمان آن رسیده بود تا حسین مهاجرتی دیگر آغاز کند. او به همراه همسر و سه فرزندی که ثمره ازدواج آنانبشمار می رفت به شهر قم مهاجرت نمود. تا در مجاورت حرم کریمه اهل البیت (ع) درس خارجفقه و اصول را تلمذ نماید. در طول این ده سال هر گاه در جبهه ها احساس نیاز می کردبه جبهه ها می رفت تا آن که در سال ۱۳۶۷ وارد تیپ ۴۶ الهادی شد و از آنجا به ناو تیپامیر المومنین (ع) مامور گردید . در عملیات تک دشمن در پایان جنگ در سه راهی شادگان– خرمشهر برای آخرین بار مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن واقع و مجروح گردید. عواملاین مجروحیت ودرد ناشی از اصابت ترکش همواره با وی بود. او نیز چون دیگر بازماندگاناز قافله شهدا با خود زمزمه می کرد. « در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زآن سونخندید» در این دوران او برادر بزرگ خود غلامرضا را نیز از دست بود غلامرضا برادر حسین اولینشهید خانواده بود که موجب عزت و سربلندی خانواده شده بود.

    پس از جنگ تحمیلی

    پس از جنگ او به ادامهتحصیل پرداخت دوران تحصیل او نیز دوران سخت و پر مشقتی بود ولی حسین و خانواده کوچکاو در این مرارت ها چون پولاد آبدیده شده بودند و مشکلات نمی توانست آنان را از رسیدنبه هدف باز دارد. این شهید والا مقام پس از چند سال تحصیل در حوزه بزرگ قم وارد دانشگاهشد تا در آنجا نیز علم اندوزی نماید. وی توانست پس از اخذ مدارک کارشناسی در علوم سیاسی، فوق لیسانس یا کارشناسی ارشد خود را در رشته جزا و جرِم شناسی دریافت دارد. وی پساز سالیان دراز که صرف علم اندوزی کرده بود به بوشهر بازگشت تا در دادگستری آنجا بهقضاوت بنشیند. او اوقات فراغت خود را نیز به تدریس در دانشگاه گذراند تا هم در کرسیقضاوت هم در مقام یک استاد خود را بیازماید. روح بلند حسین هرگز سکون و رکود را نمیپذیرفت. در هیچ زمینه ای راضیبه توقف نبود او از آنجایی که عاشق اهل بیت بود. به طور مداوم به عنوان راهنمای کاروانزیارتی عازم خانه خدا ،‌کربلا و سوریه می شد و این نشانگر این واقعیت بود. که روح بلنداو به دنبال جاودانگی است آن بچه ی چهارساله ای که پدرش تنها نان آور خانواده را ازدست داده بود. و در کوه در سخت ترین شرایط کوهستان را تحمل کرده بود.

    مدارج علمی

    مدارج کمال را یکی پساز دیگری در پناه لطف خداوندی و استمداد از ائمه ی اطهار طی کرده بود. ایشان باتحصیلات کلاسیک لیسانس علوم قضا وجرم ودر تحصیلات حوزوی سطح۴راکسب کرده بود ودردادگستری به عنوان ومعاون قضایی دادگستری بوشهر در آمده بود. خوشروئی ،‌خوش اخلاقی و مردم داری او زبانزد خاص و عام بود وهمین ویژگی ها او را محبوب نموده بود اما تقدیر نوع دیگری رقم خورده بود.

    شهادت

    ‌حسین هنگامی که به حج تمتع در جوار بقیع و قبر پیغمبر (ص) و در صحرای عرفات و منا مشرف شده بودند و پاک از هرگونه گناه و آلودگی به بوشهر بازگشت ، دو روز بعد از آن به همراه همسر و دخترش عازم کربلا معلی گردیدند ، بعد از سه روز در نجف و زیارت امیر المومنین علی (ع) عازم شهر کاظمین شدند و در حالی که در جوار حرمین کاظمین به اتفاق هزاران زائر مشغول زیارت و راهنمای زائران بود. سرانجام در اثر بمب گذاری در حرمین شریفین عسگریین درتاریخ پانزدهم دی ماه سال ۱۳۸۷ در کاظمین به نهایت آرزوی دیرینه اش نائل گردید . به این ترتیب که در محل ورودی حرم به طور ناگهان انفجار مهیبی توسط وهابیون مرتد رخ داد. که بر اثر این اتفاق ۱۸ نفر ایرانی به فیض شهادت رسیدند. و حسین نیز در حالی که ۴۲ سال از عمر شریفش بیشتر نگذشته بود. به خیل شهدا پیوست. دختر وی مورد اصابت چند ترکش قرار گرفت و مجروح شد . هنگامی که خبر شهادت حسین به بوشهر واصل گردید همه از خویش و بیگانه ، آنهایی که او را می شناختند. از این ضایعه اسفناک ناراحت و غمناک گردیدند. همه ی افراد اعم از پیر و جوان به خیابان آمدند و به سوگ نشستند. وپیکر پاک ایشان را دراستان بوشهر وشهرستان جم ودر روضه شهدا به خاک سپردند. ادامه مطلب
    - همواره کوچک نفس باشید و بندگی خدا را فراموش نکنید، که هرچه داریم و دارید از اوست.
    ۲- از خود ذکر خیر برجای گذارید و به محرومان کمک کنید و به ثروت و معلومات خود مغرور نشوید.
    ۳- از فرمان رهبری پیروی کنید و در حفظ شعائر دینی کوشا باشید.
    ۴- زکات علم و مال خود را بدهید و به تحصیل علم و عمل اهمیت دهید.
    ۵- با تمام وجود به حفظ دستاوردهای انقلاب تلاش کنید و از توپ و تشر بیگانگان نهراسید که طبل تو خالی است.
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید