مشخصات شهید

شهید حسین بهشتی منفرد

4
نام حسین
نام خانوادگی بهشتی منفرد
نام پدر علی
تاربخ تولد 1326/02/10
محل تولد بوشهر - جم
تاریخ شهادت 1360/07/05
محل شهادت آبادان
مسئولیت
نوع عضویت
شغل
تحصیلات
مدفن جنت الشهدای ریز
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • شهيد حاج حسين بهشتي منفرد در خانواده اي چشم به جهان گشود كه طبق معمول آن روزگار در فقر و تنگدستي شديدي گرفتاربودند حاج حسين بهشتي در مقطعي از زندگي تمامي اين سختي هاي طاقت فرسا را درك كرد و اين مرارت ها را از بدو تولد تجربه كرد و در زندگي براي رفع آن كوشيد .

    شهيد حاج حسين بهشتي در 5 سالگي پدر خود را از دست داد و مادر كه توان سرپرستي كودك خود را نداشت به همسري ديگر پناه برد تا حسين را چون فرزند خود بپرورد و آسايش او را فراهم كند ولي هرگز چنين نشد . او كودك 5 ساله را در هرجا كه توانايي داشت به كار گرفت و در آن زماني كه نوجواني بيش نبود به چوپاني گماشت و در كشاورزي از او بهره برد ولي در بهره بي نصيب ماند شرايط خاص آن روزگار كه حاكميت ارباب در مقابل رعيت بيداد مي كرد و قانون و مرجع قضايي زور و قدرت بود عملاً راه رهايي و فرار از اين تيره بختي و سيه روزي را از ضعفا گرفته بود . شهيد حسين بهشتي هر آنچه از مرارت و مشقت و خون دل خوردن بود را تجربه كرد ولي از همان روز با آن هوش و زكاوتي كه در نهادش وجود داشت در اين انديشه بود تا بتواند خود را از چنگال اين مظلوم كشي برهاند و براي نجات از اين مشكلات چند ماهي به كنگان رفت و از كارهاي بنايي حقوق ناچيزي را دريافت مي كرد ولي اين كارهم با مشكلات فراواني كه براي او به همراه داشت نتوانست آسايش او را فراهم كند و به همين علت دوباره به ريز بازگشت تا در پناه مادر به زندگي گذشته خود ادامه دهد و مخارج زندگي خانواده مادري را هم تأمين كند . پس از مدتي به كشور قطر رفت و در آنجا به كارگري مشغول شد و هفت سال تلاش او باعث شد تا اندكي از مشكلاتش كاسته شود و بتواند زمينه ازدواج خود را فراهم سازد . پس از ازدواج و تشكيل خانواده به خدمت سربازي رفت و در تهران سربازي خود را به پايان رسانيد . پس از دو سال با اندوخته اي تجربي حاصل از دو سال انجام وظيفه و آشنايي با محيطي چون تهران دوباره به قطر رفت . شهيد بهشتي از راه كارگري و درآمد حاصله نه تنها زندگي خود را تأمين مي كرد بلكه با پس انداز خود از ديگران نيز دستگيري مي كرد كه كمك هاي نقدي و جنسي او به تهي دستان بر مردم آن دوره پوشيده نيست . مشرف شدن او به كربلاي معلا و زيارت عتبات عاليات اوج افتخار او بود و رسيدن به زيارت و خاك بوسي مقام حضرت سيدالشهدا برايش عزت و احترامي خاص پديد آورد . بازگشت از كربلاي حسيني و سفر مجدد به قطر استطاعت او به خانه خدا را در پي داشت كه بهشتي منفرد را غرق درياي رحمت كرد . چه افتخاري از اين بالاتر كه كسي لباس احرام حج بيت ا... الحرام را بر تن كند كه روزي اين لباس بر اندام پيامبر اكرم تن آرايي مي كرد . كدامين عزت و شوكت از اين بالاتر كه كسي همگام و همزبان با ديگر مسلمانان طواف خانه دوست را  به جاي آورد . پوشيدن لباس احرام سزاوار او بود چرا كه روحي الهي داشت و سينه اي آسماني . خلوص و فروتني او پس از زيارت كعبه و مرقد پيامبر ( ص ) صد چندان شد و وارستگي و پرهيزكاريش به اوج عظمت رسيد . شايد او در زيارت كعبه ، خداي كعبه را آنطور كه بايد و شايد شناخته بود و پيمان عبوديت و بندگي خاص خود را در آن مكان بسته بود .

    آخرين بازگشت شهيد بهشتي از قطر همزمان شد با شروع  جنگ تحميلي  و صدور فرمان تشكيل ارتش 20 ميليوني به فرمان حضرت امام . او پس از چند روز اقامت در كنار خانواده در محل بسيج ريز نامنويسي و عليرغم ميل همسر و خانواده كه هنوز به باورهاي مكتب جبهه و هواي كربلايي آن نشده بودند رهسپار جبهه شد . در آن روزي كه شهادت معناي واقعي خود را پيدا نكرده بود و كسي تفسير جنگ و شور و نشاط و گيرايي آن را نمي دانست و اشتياق شهادت نمود پيدا نكرده بود . شهيد حاج حسين بهشتي به اتفاق تني چند از دوستان گام اول را به سوي جبهه برداشتند ولي او بود كه عاشقانه تنديس شهادت را در آغوش كشيد تا پايه گذار مكتب شهادت در منطقه ريز باشد او با رفتنش شور شهادت و فرهنگ شيدايي شهادت در ميان همرزمان رايج ساخت . شكست حصر آبادان در سال شمسي 1360 ياد آور تاريخ شهادت و خاطرات رشادت ها و دلاوريهاي اوست .

     

    روحش شاد و راهش پر رهرو باد . ادامه مطلب
    « الحمد و الله رب العالمين والسلام علي شرف الانياء و المرسلين محمد و آل الطاهرين »

    منت خداي را كه توفيق طاعت و بندگي داد و عزّت و سربلندي بخشيد تا از مسير فرامينش قدم بيرون نگذاريم . درود خدا بر محمد مصطفي ( ص ) و فرزندانش كه هدايتمان كردند تا مكتب برتر تشيع را برگزينيم . سلام بر خميني بت شكن كه چون ابراهيم خليل ا... بت هاي طاغوت پهلوي را شكست و مكتب اسلام را در ايران رواج داد . حال كه بر آنم تا براي پاسداري از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي و براي دفاع از صيانت ميهن بپاخيزم و اسلحه در دست گيرم نكاتي را من باب وصيت سفارش مي كنم . انقلاب ما انقلاب نوپايي است و اسلام زيبنده ترين امتياز آن است كه به ما هديه داده شده است . همه مي دانيم كه چه بسيار مردان و زناني كه براي به ثمر رسيدن اين انقلاب كشته شدند . پس به راحتي اين انقلاب را از دست ندهيم و اهدافش را پايمال خودخواهي خودمان نكنيم . پيرو حضرت امام خميني باشيد كه منجي همه ما از دست ظلم و ستم دستگاه شاهنشاهي شده است . مبادا كه از فرامين و دستوراتش سرپيچي كنيد و با دشمنان همكاري نماييد . دشمنان داخلي و خارجي را مأيوس كنيد ، هميشه در صحنه باشيد و از ايران دفاع كنيد . ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    خاطراتي از مادر شهيد

    شهيد اولين فرزند خانواده است ودر اولين اعزامش شهيد شد . او از اين كه به جبهه مي رفت خيلي خوشحال بود و خدا را شكر مي كرد و ناراحت از اينكه دشمن دارد هم وطنانش را مي كشد . يك نفر از نارستان خواب مي بيند كه شهيد مي گويد من رئيس كاروان ايراني ها هستم كه به كربلا مي روند او در دوران زندگي اش براي تهيه ي سفارش به خارج مي رفت او هميشه در كارهاي خير و ثواب شركت مي كرد و خيلي دلش به مال دنيا نبود او هميشه با همه خيلي خوب بود و همه از او راضي بودند او در سال 9 ماه در خارج و 6 ماه در كنار خانواده اش بود او در طي دوران زندگي اش به مكه و كربلا مشرف شده بود البته از همان خارج كه كار مي كرد رفته بود . او شهيد اول ريز بود و او را بي خبر آوردند . همسر شهيد مي گويد داشتم به بچه اه شير مي دادم كه متوجه سر وصدايي شدم وقتي به بيرون از خانه رفتم عكسش را ديدم كه در دست مردم و جنازه اش برروي دست مردم است .

    شهيد با يكي از دوستانش به جبهه مي رود و به دوستش مي گويد كه من شهيد مي شوم عكسم را در قاب بگير و به خانه بياور و بعد در جبهه شهيد مي شود و دوستش به دنبال او مي گردد در سرد خانه و همه جا و بعد از خدا مي خواهد كه در خوابش بيايد تا بدانم كجا است . و بعد در خوابش مي آيد و مي گويد سه شهيد در سردخانه است نگاه كن در داخل وجوداشان هر كدام كه عكس من در داخل آن است خودم هستم و بعد دوستش او را به ريز مي برد و خبر شهادتش در اخبار نيز مي دهند او جوان بسيار نترسي بوده است . يك روز در خارج در مجلسي نشسته بود كه پول براي فقرا مي خواستن شهيد در جيبش نگاه مي كند وقتي متوجه مي شود كه پول ندارد ساعتش را از دستش باز مي كند و براي فقراء مي دهد . وقتي دخترش كوچك بوده است هنگامي كه وضو گرفته بود و آماده رفتن به مسجد بود مي آيد دخترش را بلند مي كند و مي گويد و مي خواهم راه رفتن دخترم را ببينم چون ممكن است راه رفتن دخترم را نبينم چون شهيد مي شوم .و از همسرش مي خواست كه اگر شهيد شد او را حلال كند . او هميشه نمازش را در مسجد مي خواند ما از جامعه مي خواهيم كه به ما احترام بگذارند و نسبت به ما محبت داشته باشند . عون پسرش تا يك سال نمي دانست كه پدرش شهيد شده است بعد كه سالگرد پدرش شده بود با مادرش به قبرستان رفته بود وقتي نام پدرش را خواندن لبه مادرش گفت كه پدرم شهيد شده است و مادرش به او گفت كه پدرهاي همه شهيد شده است به اين قبرها نگاه كن عون سه سال داشت كه پدرش شهيد شد و هاجر 6 ماهش بود كه پدرش شهيد شد .

    نام شهيد : حاج حسين بهشتي مفرد

    نام پدر: علي بهشتي مفرد

    نام همسر : خديجه مفيدي

    نام فرزندان : عون بهشتي مفرد و هاجر بهشتي مفرد

     

    «‌ بدن سالم وديعه الهي »

    شهيد بهشتي منفرد در يكي از كشور هاي عربي به كارگري مشغول بود ،‌هنگام بازگشت به ريز بخش زيادي از درآمد خود را صرف هدايا به بستگان و مردم فقير مي نمود وقتي مورد مخالفت قرار مي گرفت و به او توصيه مي شد كه شما هر چقدر درآمد داري به مردم فقير و تهيدست اختصاص مي دهي بزرگوارانه اظهار مي داشت بدن سالم هديه و وديعه الهي است و بايد درجهت خدمت به مردم ضعيف بكار گرفت .

    حسن مرادي ـ ليسانس مديريت

     

    « سجاياي اخلاقي شهيد »

    روزگار رسم غريبي دارد كه بهترين ها را دست چين سرنوشت خود مي كند . مطالعه تاريخ گذشتگان هميشه اين موضوع را به اثبات رسانيده كه آنهايي كه در زندگي درد و رنج بسيار كشيده اند همواره به خدا نزديكتر بوده اند وشايد بي پناهي آنها و دل شكسته آنها دليل اين تقرب و نزديكي بوده است و از طرفي آنهايي كه به خدا نزديكي بيشتري داشته اند زود تر به لقاي دوست رسيده اند . شهيد حاج حسين بهشتي منفرد از آن روزي كه در طفوليت پدر مهربان خود را از دست داد همواره در بي پناهي و با دل شكستگي كه ناشي از كجمداري روزگار بود زندگي كرد و اين تلخي و مرارت از او مردي مستحكم و با اراده پولادين ساخت تا آن روزي كه توانست بر روزگار غلبه كند فقر و تنگدستي را درك و به ياري همنوعان خود بشتـابد و حتي اين همكاري در خارج از كشـــور نيز از كسي دريغ نمـي كرد . دل مهربان و رئوف او عاملي بود تا هيچ گاه كسي از او نرنجد و آن صداقت و شرافتي كه از عمق چشمانش به دل ها رخنه مي كرد او را دوست داشتني تر جلوه مي داد و متانت و بزرگ منشي او احترام و عزتش را صد چندان كرده بود . گرچه شوخ طبعي او خود نوعي صميميت او را بروز مي داد اما گاهي سكوت معنا دارش ياد آور خاطرات پژمرده دور او بود و شايد گاهي آهي كه از دل مي كشيد ناشي از فقر و تنگدستي كساني بود كه در كنارش با تهي دستي زندگي مي كردند ولي او نمي توانست عليرغم ميل باطني به تنهايي ناجي آنها از تمام اين فلاكت و بدبختي ها باشد . او زندگي معنوي داشت و اين معنويت او را از ديگران متــمـــايز مي ســاخت . روح بلند و آسماني او مخصوصاً ارادتـي كه به اهل بيت پيامبر اكرم ( ص ) داشت شخصيت مذهبي و ايماني او را بر همگان آشكار مي كرد . او در اين رهگذر از هيچ كوششي دريغ نمي كرد و در اين راستا ارزنده ترين و دوست داشتني ترين موجودي خود را به قصد قربت ائمه و رضايت پروردگار مي بخشيد و اهداء مي كرد . همين طبع بلند و انسان دوستانه او بود كه هرگز آخرت را به دنيا نفروخت و برق دنيوي او را نفريفت و دلبسته آن نشد .

     

      ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار جنت الشهدای ریز
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    فضای مجازی
    مشاهده سایر تصاویر
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید