مشخصات شهید

شهید حسین شبانی

13
نام حسين
نام خانوادگی شباني
نام پدر تيمور
تاربخ تولد 1328/03/07
محل تولد بوشهر - دشتي
تاریخ شهادت 1362/01/27
محل شهادت خليج فارس
مسئولیت رزمنده
نوع عضویت كادردريايي ارتش
شغل كادردريايي ارتش
تحصیلات دوره دبيرستان
مدفن خورموج
جهت اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید.
  • زندگینامه
  • وصیت نامه
  • مصاحبه
  • خاطرات
  • شهيد جاويد الاثر حسين شباني در هفتم خرداد بيست و هشت در شهر خورموج در خانواده‌اي زحمتكش و متديّن متولد شد، تحصيلات ابتدائي و سيكل اول دبيرستان (سه سال اول دبيرستان نظام قديم) را در آموزشگاه ادب خورموج (يكي از با سابقه‌ترين آموزشگاه‌هاي استان) بپايان برد. پس از اتمام دوره سيكل اول دبيرستان، با توجه به علاقه وافرش به خدمت در پاسداري از مرزهاي مملكت وارد ارتش شد و در نيروي دريائي مشغول به كار گرديد. مدت هشت سال در ناو پلنگ در بندرعباس خدمت كرد. سال 1357 ازدواج كرد، كه ثمره اين پيوند، پسري به‌نام رضا مي‌باشد. پس از پيروزي انقلاب به بوشهر منتقل شد. با شروع جنگ تحميلي، حسين هرماه پانزده روز در حال مأموريت و پاسداري و نگهباني بود.

    تا شهادت:

    به خاطر هجوم بعثيان كافر و حمايت دريائي و هوائي آمريكا در خليج فارس از عراق هر روز وظيفه مسئوليت حسين و دوستانش در پاسداري از خليج فارس حساس‌تر مي‌شد تا اينكه روز بيست و هفتم بهمن ماه شصت و دو با هجوم همه جانبه هواپيماهاي دشمن بعثي و استكبار آمريكا پيكر مطهرش در آبهاي نيلگون خليج فارس مفقود گرديد. تا كنون نيز نشاني از آن جسم مطهر بدست نيامده. در سالهاي آخر عمر موفق به اخذ ديپلم فني شد. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    در محضر مادر شهيد: (مصاحبه)

    • ضمن معرفي خود بفرمائيد شهيد فرزند چندم شما بود؟


    خيري شيركاني هستم مادر شهيد حسين شباني – شهيد حسين فرزند ارشد و بزرگ خانواده بود.

    • مهمترين ويژگي‌هاي شهيد از نظر شما چه بود؟


    شهيد حسين به راستي در تمام موارد اخلاقي الگو و نمونه – ادب و احترام او به پدر و مادرع تواضع و فروتني اونسبت به همه مردم – وظيفه شناسي و نظم و انضباط در خانه و كار و محل خدمت .

    • آيا از شهادت شهيد خاطره‌اي داريد؟


    شهيدان در هر حالت باعث افتخارند چه جسم مطهرشان تشييع شود، چه جاويد الاثر باشند و امتياز و خصوصيت حسين من اينكه تا كنون پيكر مطهر او كه بدست دشمنان اسلام در خليج فارس به شهادت رسيد هنوز پيدا نشده و جاويد الاثرند. كه براي من و پدرش روح  بلند او و هدف او مهم است. و نام زيباي او زينت بخش محافل ماست، هر چند هنوز چشم انتظاريم.

    • پس از شهادت فرزندتان چه وظيفه و رسالتي احساس مي‌كنيد؟


    به عنوان مادر شهيد و تمام اعضاء خانواده شهيد همگي پس از شهادت شهيدمان بسيار احساس مسئوليت مي‌كنيم و بايد مواظب باشيم و در تمام زمينه‌ها براي ديگران الگو باشيم.

     

     در محضر خو اهر شهيد:           (مصاحبه)

    - خود را معرفي كنيد:

    بتول شباني هستم خواهر حسين شباني

    - به عنوان خواهر شهيد چه رسالتي داريد؟ و شهيد در موقع شهادت شهيد، چند سال داشتيد؟

    احساس مي‌كنم بيشتر و دقيق‌تر مواظب رفتار و كردارم در جامعه باشم و خون شهيد بيش از پيش رسالت خانواده شهيد را سنگين‌تر مي‌كند. موقع شهادت برادرم 25 سال داشتم.

    - خاطرات يا خواب و رؤياهائي پس از شهادت شهيد ديده‌ايد؟

    من خودم هر وقت در خانواده‌مان برادران يا خواهرانم كار خيري انجام داده‌اند، مراسم پيوندي صورت گرفته، شب خواب شهيد را مي‌ديدم كه بسيار نوراني و خوشحال بودند.

    - از اخلاق و رفتار شهيد بگوئيد.

    زندگي برادر شهيدم حسين لحظه به لحظه‌اش خاطره ودرس بود- يك لحظه نشد كه لبخند از لبان او قطع شود- پيش سلام همه بود – و مثل نسيم بهاري در بين ما جاري بود بحدي محبت او در بين ما بود كه جاي سبز او را در تمام لحظات زندگيمان احساس مي‌كنيم- حس احترام نسبت به پدر و مادر و بخصوص معلمانش از جمله آقاي اسدي، مهيمنيان و ديگران، از ويژگي‌هاي برجسته او بود.

     

    در محضر برادر شهيد:           (مصاحبه)

    - ضمن معرفي خود ارتباط خود را با شهيد بيان كنيد.

    عبدالرضا شباني برادر شهيد حسين شباني هستم. به عنوان برادر كوچكتر ارتباط صميامنه با حسين داشتم و با بنده و تمام اعضاء خانواده با صميميت برخورد مي‌كرد.

    - از مهمترين ويژگي‌هاي شهيد:

    تمام وجودش رفتار حسنه بود. اما بيشتر از همه احترام خاص به پدر ومادر و دستگيري و كمك به آنها – و تواضع و احترام به همه برجسته‌تر بود.

    - در مورد اخلاص ايشان مطالبي بيان كنيد.

    به حدي نسبت به امام حسين(ع) و عزاداري آن حضرت عاشق و علاقمند بود كه هر شب تا آخر مراسم سينه‌زني حسينيه ميرزا سينه مي‌زد و عزاداري مي‌نمود.

    مصاحبه با همرزم شهيد:   (حبيب اكبري)

    - ضمن معرفي خود سابقه دوستي خود را با شهيد بيان كنيد.

    حبيب اكبري هستم، بازنشسته ارتش و از زمان دوره تخصصي ارتش در آمريكا با حسين آشنا شدم. ادامه مطلب
    سيري در گلستان ويژگي‌هاي شهيد حسين شباني:

    • از ويژگي‌هاي برجسته شهيد، اخلاق خوش و لبخند دائمي بر لب‌ها بود كه چهره زيباي او را زيباتر مي‌كرد.

    • متواضع و پيش سلام همه بود و نسبت به حقداران بخصوص پدر و مادر و معلمان خود با احترام برخورد مي‌كرد.

    • در خانه و در هنگام خدمت و در محل كار با انضباط و بسيار منظم و موقع شناس بود.

    • اخلاص و ارادت او به امام حسين(ع) و عزاداري آن حضرت و سينه زني با خلوص او در ماه محرم زبانزد خاص و عام بود.

    • يار مستمندان بود و به شهادت پدر و مادر و ساير اعضاء خانواده هر ماه مقداري از درآمد خود را به فقيران اختصاص مي‌داد.


     

    با خاطرات شهيد:  (دربيان مادر شهيد)

    پسر ارشدم، شهيد حسين احترام خاصي نسبت به من قائل بود. گاهي نشد كه كاري را بدون اجازه من و پدرش انجام دهد. به قدري صبور و با اخلاص بود كه يادم مي‌آيد از سن هشت – نُه سالگي روزه مي‌گرفت در حاليكه هوا بشدت گرم بود. يك روز با خوشحالي گفت: مادر! پس از سالها، خداوند كمك كرد و توانسته‌ام خانه‌اي در بوشهر، منطقه باغ زهراء بسازم با اينكه كامل نيست، اما دوست دارم تو هم بيائي و با قدمهاي خودت متبرك كني و آن را ببيني – گفتم: مادر تو و خانواده‌ات بايد خوشتان بيايد. ولي او گفت: اين درست ولي تو مادري و قدمهاي تو بركت دارد. دلم مي‌خواهد قدم خير تو در اين خانه باشد.

    هر وقت كه از بوشهر برمي‌گشت سراغ من و پدرش مي‌آمد و دستهاي ما را مي‌بوسيد و صميمانه احوالپرسي مي‌كرد. و حالا با اينكه داغ او بر قلبم سنگيني مي‌كند اما افتخار مي‌كنم كه فردا در حضور حضرت زهرا رو سفيد هستم و مي‌گويم: مادر شهيدم و فرزندي مثل حسين را در راه حفظ اسلام و قرآن فدا كردم.

    با خاطرات شهيد:  (دربيان پدر شهيد تيمور شباني)

    روز دوشنبه 1/12/62 صبح بچه‌هاي بنياد شهيد بما خبر دادند كه فرزندت در بندر امام خميني بدست نيروهاي بعثي و در تهاجم هوائي به شهادت رسيده. در آن لحظه غم از دست دادن عزيزي مثل حسين بار سنگيني بود اما – تقوا و ايمان او – تواضع و اخلاق او در جامعه – و اخلاص او در مراسم عزاداري امام حسين(ع) و عظمت شهادت و كسب اين افتخار باعث شد در مقابل اين مصيبت صبر و تحمل نمايم و شاكر باشم.

    - ذكر خاطره‌اي از شهيد:

    قبل از جنگ ما ساكن خرمشهر بوديم- بعد جنگ زده شديم و به بوشهر آمديم – شهيد مدت يكسال باتفاق خانواده ما را در كنار خود جاي دادند و با حوصله مشكل ما را بر طرف كردند. در خود آمريكا هم با آن مشكلات، نماز بموقع را فراموش نمي‌كرد.

    ياد يار مهربان

     دوران مدرسه: نقل خاطره از سيد محمد رضا هاشمي‌زاده

    حسين را از دوره دبستان مي‌شناختم. متين – آرام با لبخند ساده و هميشگي، وقتي قرار شد در دوره دبيرستان كنار هم بنشينيم، ميز و نيمكت آخر كلاس را انتخاب كرديم، زيرا دانش‌آموزان قد بلند را در آخر كلاس جا مي‌دادند. وقتي آقاي ايرج اسدي دبير خوب ادبيات به دبيرستان ادب آمد زنگ انشاء حال و هواي ديگري يافت. موقع خواندن انشاءِ من، حسين كيف مي‌كرد. همفكري و رفاقت باعث شد حسين هم در انشاءاش تحوّلي بدهد و جالب‌تر شود. در ورزش، من فوتبال بازي مي‌كردم و حسين هم به واليبال مي‌پرداخت و هميشه از آبشارهائي كه به زيبائي مي‌زد لذت مي‌بردم. وقتي انتشار روزنامه ديواري انجمن ادب به من محوّل شد، حسين در جمع‌آوري مقالات و عكس‌هاي مربوط به مطالب خيلي كمك كرد. چند ماه قبل از شهادتش در يكي از خيابانهاي شمال بوشهر او راديدم – مثل هميشه متبسم، دستم را گرفت و به زير  سايه‌اي برد و صميمانه خاطرات گذشته را تكرار كرد و گفت: سيد! با شعر و شاعري چه مي‌كني و چه آثاري نوشته‌اي؟ گفتم: مشغولم. گفت: بنويس و بنويس تو كه مي‌تواني بنويس و شعر بگو مطلب بنويس تا لاقل در شهر و استانمان يادگار بماند. ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    ادامه مطلب
    اطلاعات مزار
    محل مزار خورموج
    وضعیت پیکر
    تصویر مزار
    موقعیت مکانی مزار
    گالری تصویر
    مشاهده سایر تصاویر
    اسناد و مدارک
    مشاهده سایر اسناد
    کتابخانه
    مشاهده سایر کتاب ها
    در صورتی که تصویر، اطلاعات و یا خاطره ای مرتبط با شهید در اختیار دارید با ما به اشتراک بگذارید